" href="w:text:1043.txt">نگاهى به ماجراى فدك </a><a class="folder" href="w:html:1044.xml">متن عربى و ترجمه فارسى خطبه حضرت زهرا س در ماجراى فدك</a><a class="text" href="w:text:1082.txt">مدارك خطبه فدك </a><a class="text" href="w:text:1083.txt">پاورقی</a></body></html>نام کتاب : صداى فاطمى فدك
مؤ لف : محمد باقر انصارى و سيد حسين رجايىتوضيح 
آنچه در اين كتاب مى خوانيد متن كامل خطبه حضرت زهرا سلام الله عليها در ماجراى فدك و ترجمه فارسى آن در صفحه مقابل است . متن حاضر براى اولين بار با 22 سند ارائه مى شود كه با 17 نسخه مقابله گرديده است . مقدمه كوتاهى درباره ماجراى فدك قبل از خطبه و اسناد و منابع پس از آن ذكر شده است .نگاهى به ماجراى فدك 
-- فتح و اعطاى فدك به فاطمه سلام الله عليها (1) 
پس از فتح خيبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، اهل فدك تسليم شدند بدون آنكه لشكر اسلام در فتح آنجا شركت داشته باشند، و به حكم آيه ما افاء الله على رسوله چنين سرزمينهايى ملك شخصى پيامبر صلى الله عليه و آله مى شود.
لذا سرزمين فدك به صورت يكپارچه از آن پيامبر صلى الله عليه و آله شد كه مى بايست مردم فدك در آن كار مى كردند و در آمد آن را به حضرت تسليم مى نمودند و فقط اجرت دريافت مى كردند.
بلافاصله پس از فتح فدك ، آيه وات ذا القربى حقه نازل شد، يعنى حق خويشان را به آنان بده ، و جبرئيل در بيان آن از طرف خداوند عرضه داشت : فدك را به فاطمه عطا كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله حضرت زهرا سلام الله عليها را فرا خواند و به دستور آن حضرت سند فدك بعنوان بخشوده و اعطايى پيامبر صلى الله عليه و آله به آن حضرت تحويل داده شد. سپس با دعوت مردم ، از درآمد فدك به عنوان اعطايى فاطمه سلام الله عليها بين مردم تقسيم كردند.
حضرت زهرا سلام الله عليها در سرزمين فدك نماينده اى قرار داد، و او پس ‍ از محاسبات لازم و پرداخت مخارج ، در آمد آن را - كه از هفتاد هزار سكه طلا تا صد و بيست هزار سكه نوشته اند - خدمت حضرت زهرا سلام الله عليها تقديم مى نمود.
هر ساله حضرت به اندازه قوت خود بر مى داشت و بقيه را بين فقرا تقسيم مى كرد، و تا هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله اين شيوه ادامه داشت .
-- اخراج نماينده حضرت زهرا سلام الله عليها و غضب فدك (2)  
ده روز پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ابوبكر ماءمورانش را به فدك فرستاد و نماينده حضرت زهرا سلام الله عليها را از آنجا اخراج كرد و آن را غضب نمود و در آمد آن را براى مخارج حكومت غاصبانه خود قرار داد.
-- ارائه سند فدك توسط حضرت زهرا سلام الله عليها(3)  
در اولين برخورد، عمر به حضرت زهرا سلام الله عليها گفت : آن نوشته اى كه مى گفتى پدرت درباره فدك برايت نوشته بياور!
حضرت زهرا سلام الله عليها سند فدك را آورد و به ابوبكر نشان داد و فرمود: اين نوشته پيامبر صلى الله عليه و آله براى من و فرزندانم است .
ابوبكر و عمر نه تنها اعتنايى به سند نكردند بلكه عمر سند فدك را از حضرت زهرا سلام الله عليها گرفت و پيش چشم مردم آب دهان بر آن انداخت و آن را پاره كرد و علنا مخالفت خود را با امر پيامبر صلى الله عليه و آله اعلام نمود. اكنون بايد مراحل اتمام حجت طى مى شد تا غاصبين كار خود را حق جلوه ندهند.
-- جعل حديث براى غصب فدك (4)  
آماده سازى مدركى جعلى براى گرفتن فدك به صورت جمله نحن معاشر الانبياء لا نورث ما پيامبران ارث نمى گذاريم مطرح شد.
در جايى كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله حضور داشتند، كسى جز عايشه و حفصه و يك عرب بيابانى به نام مالك بن اوس بن حدثان كسى به شنيدن چنين حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله گواهى نداد.
-- احتجاج مفصل حضرت زهرا سلام الله عليها در مجلس ابوبكر و عمر (5)
در اولين مرحله اتمام حجت ، حضرت زهرا سلام الله عليها به امر اميرالمومنين عليه السلام به مجلسى آمد كه ابوبكر و عمر به همراه عده اى به طور خصوصى در آن بودند، و ابتدا اخراج نماينده اش را مطرح كرد و اينكه فدك بخشوده پيامبر صلى الله عليه و آله است . ابوبكر حديث جعلى نحن معاشر الانبياء لا نورث را پيش كشيد. حضرت زهرا سلام الله عليها فرمودند: اين اولين شهادت ناحق است . فدك را پيامبر صلى الله عليه و آله به من بخشيده است و من شاهدانى دارم . ابوبكر گفت : دليل خود را بياور.
حضرت زهرا سلام الله عليها تصرف مالكانه خود در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله را مطرح كرد و فرمود: چرا درباره چيزى كه در دست من است از من شاهد مى خواهى !؟
ابوبكر سخن حضرت را نشنيده گرفت و بار ديگر گفت : چون غنيمت مسلمانان است ، اگر دليل نياورى امضا نخواهم كرد!
حضرت فرمود: آيا مى خواهيد دستور پيامبر صلى الله عليه و آله را رد كنيد و درباره ما حكمى غير از حكم مسلمانان اجرا كنيد؟! عمر با حال غضب گفت : اين غنيمت مسلمانان است ، و بايد براى مالكيت خود دليل بياورى !
حضرت در اينجا عصمت خود را مطرح فرمودند و اينكه سيده زنان اهل بهشت ادعاى باطل نمى نمايد، همانطورى كه شهادت كسى بر عليه آنان قبول نيست . ولى عمر گفت : ما شهادت ديگران را بر عليه تو قبول مى كنيم !
حضرت با اشاره به آيه تطهير فرمود: كسى كه بر عليه سيده زنان اهل بهشت شهادتى را بپذيرد ملعون و كافر است : چرا كه آنان به حكم خداوند معصومند و آنان با ساير مردم مساوى نيستند.
سپس ابوبكر گفت : درباره فدك دليل بياور. حضرت زهرا سلام الله عليها با ذكر آيه وآت القربى حقه فرمود: من و فرزندانم نزديكترين خلايق به پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم و آن حضرت فدك را به بخشيد.
عمر گفت : بر ادعاى خود دليل بياور و شاهدانى حاضر كن !
-- شاهدان فاطمه سلام الله عليها بر ملكيت فدك (6) 
حضرت زهرا سلام الله عليها در همان مجلس ماند و كسى را فرستاد تا اميرالمؤ منين و امام حسن و امام حسين عليه السلام و ام ايمن و اسماء بنت عميس آمدند و به همه آنچه حضرت زهرا سلام الله عليها فرموده بود شهادت دادند.
عمر گفت : على همسر اوست ، حسن و حسين هم پسران او هستند.
ام ايمن هم خدمتكار اوست . اسماء بنت عميس هم قبلا همسر جعفر بن ابى طالب بوده و خدمتگزار فاطمه سلام الله عليها است و به نفع بنى هاشم شهادت خواهد داد. همه اين شاهدان براى منفعت خود شهادت مى دهند!!! او درباره ام ايمن اضافه كرد كه او زنى غير عرب است و با فصاحت نمى تواند شهادت دهد!!!
اميرالمؤ منين فرمود:
هر كس فاطمه و حسن و حسين را تكذيب كند پيامبر را تكذيب كرده است ، و پيامبر درباره من فرمود: هر كه تو را رد كند مرا رد كرده است ، و ام ايمن كسى است كه پيامبر براى ، به بهشت شهادت داده است ، و براى اسماء بنت عميس و نسل او ادعا كرده است .
عمر گفت : شما همانگونه هستيد كه توصيف نموديد، ولى شهادت كسى كه به نفع خود شهادت مى دهد قبول نمى شود!
اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: اكنون كه ما آن طور هستيم كه خودتان مى شناسيد و منكر نيستيد و در عين حال شهادت ما به نفع خودمان پذيرفته نيست و شهادت پيامبر هم قبول نيست پس انا الله و انا اليه راجعون ! به زودى ظالمان خواهند دانست كه به كجا با