 دور دارد و به سوى بهشت بكشاند. و گواهى مى دهم: پدرم، محمد صلى الله عليه و آله بنده و رسول او بود. او را برگزيد پيش از آنكه به پيامبرى بفرستد. و ناميدش پيش از آنكه او را بيافريند و پاك و خالص ساخت قبل از آن كه او را برانگيزد، آن زمان كه خلايق در پس پرده ى غيب مستور بودند و پرده هاى هول انگيز عدم آنها را فراگرفته بود و با اوج نيستى همزيست بودند اين انتخاب و گزينش در آن زمان هاى دور صورت گرفت چون خداوند بر پايان كارها واقف بود و بر همه ى رخدادهاى روزگاران احاطه داشت و مى دانست كه چگونه بايد مقررات را تعيين كند.

خداوند، او را برانگيخت تا كار خود را تمام سازد و خواست تا حكمش را اجراء كند و مقررات حتمى اش را تحقق بخشد.

فرأى الامم فرقا فى أديانها، عكفا (49) على نيرانها (50)، عابده لأوثانها (51) منكره لله مع عرفانها، فأنار الله بمحمد صلى الله عليه و آله ظلمها (52)، و كشف عن القلوب بهما (53)، و جلى عن الأبصار غممها (54)، و قام فى الناس بالهدايه، و أنقذهم من الغوايه، و بصرهم من العمايه (55)، و هداهم الى الدين القويم، و دعاهم الى الطريق المستقيم، ثم قبضه الله اليه قبض رأفه و اختيار، و رغبه و ايثار فمحمد صلى الله عليه و آله عن تعب هذه الدار فى راحه، قد حف بالملائكه الأبرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاوره الملك الجبار، صلى الله على أبى نبيه و أمينه على الوحى و صفيه و خيرته من الخلق و رضيه، و السلام عليه و رحمه الله و بركاته.

پدرم ديد امتها دسته دسته اند و هر كدام مرام و آيينى دارند. گروهى پاى بست آتش هاى خويشند و گروهى ستايشگر بت هاى خويش و گروهى منكر خدايند با اينكه او را مى شناسند.

خداوند، تاريكى ها را با محمد صلى الله عليه و آله روشن كرد. و از دل هاى مردمان ابهام ها را زدود. و از چشمانشان پرده ها را گرفت. و پيامبر در ميان مردم به هدايت آنان پرداخت، آنان را از گمراهى نجات داد و از كورى بينايى بخشيد. آنان را به دين استوار راهنمايى كرد و به راه مستقيم فراخواند.

سپس خداوند، او را به رأفت تمام و با دلخواه خود پيامبر و با رغبت و اختيار به ديار ديگر برد و بدين شكل محمد صلى الله عليه و آله از رنج اين دنيا راحت شد. فرشتگان پاك بر گرد شمع وجودش حلقه زده اند و خوشنودى خداى غفار او را فرا گرفت و هم جوارى خداى جبار نصيبش گرديد.

درود خدا بر پدرم باد كه پيام آور، امين وحى، برگزيده خدا از ميان مردم بود و خدا از او رضاى داشت و سلام و رحمت و بركات خداوند بر او باد.

[الفصل الثانى]

ثم التفتت الى أهل المجلس، و قالت: أنتم عبادالله نصب (56) أمره و نهيه، و حملة دينه و وحيه، و أمناء الله على أنفسكم، و بلغاؤه الى الأمم، زعيم (57) حق له فيكم و عهد قدمه اليكم، و بقيه استخلفها عليكم، كتاب الله الناطق، و القرآن الصادق، النور الساطع و الضياء اللامع، بينه بصائره (58)، منكشفه سرائره، متجليه ظواهره، مغتبط (59) به أشياعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مؤد الى النجاه استماعه، به تنال حجج الله المنوره، و عزائمه (60) المفسره، و محارمه المحذره، و بيناته الجاليه، و براهينه الكافيه، و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه، و شرائعه المكتوبه.

آن گاه، حضرت زهرا عليهاالسلام به حاضران توجه كرد و فرمود:

شما بندگان خدا، منظور امر و نهى، حاملان دين و وحى، و امينان او بر خويشتن و پيام رسانانش به امتهاى ديگر هستيد. رهبر و عهده دار حق در ميان شماست و در ميان شماست عهدى كه تقديمتان داشت و بازمانده اى كه نزدتان به جاى گذاشت، كتاب گوياى خدا، قرآن، نور تابان و روشنى درخشان. بينش هايش آشكار و درون هايش نمايان، ظاهرهاى آن به جلوه نشسته است و پيروانش به جهت قرآن، مورد غبطه و رشك ديگرانند. كتاب خدا پيروان خويش را به بهشت رهبرى مى كند و گوش فرا دادن به آن به نجات مى انجامد.

با اين قرآن، حجت هاى روشن الهى، واجباتى كه از سوى خدا تفسير شده، محرماتى كه ما را از آن برحذر داشته به دست مى آيد، روشن گريهاى آشكار و دليل هاى استوارى كه كفايت گر مردم است و ارزش هايى كه خداوند، مردم را به آن فراخوانده و ترخيص هايى كه داده و راه كردهايى كه بر شما نگاشته، همه در اين قرآن است.

جعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك، و الصلاه تنزيها لكم عن الكبر، و الزكاه تزكيه للنفس، و نماء فى الرزق، و الصيام تثبيتا للاخلاص، و الحج تشييدا (61) للدين، و العدل تنسيقا (62) للقلوب، و طاعتنا نظاما للمله، و امامتنا أمانات من الفرقه، و الجهاد عزا للاسلام، و الصبر معونه على استيجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحه للعامه، و بر الوالدين و قايه من السخط، صله الأرحام منساه (63) للعمر و منماه (64) للعدد، و القصاص حقنا (65) للدماء، و الوفاء بالنذر تعريضا للمغفره، و توفيه المكاييل و الموازين تغييرا للبخس (66)، و انهى عن شرب الخمر تنزيها عن الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترك السرقه ايجابا للعفه، و حرم الله الشرك اخلاصا له بالربوبيه، ف«اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و أنتم مسلمون» [آل عمران، 102.] و أطيعوا الله فيمات أمركم به و نهاكم عنه فانه «انما يخشى الله من عباده العلماء» [فاطر، 28.]

خداوند، ايمان را قرار داد تا شما را از آلودگى به شرك پاك كند. و نماز را واجب كرد تا شما را از خودبينى پيراسته سازد. و زكات را بر شما واجب ساخت تا پاك گرديد و بر روزيتان بيفزاييد. و روزه را قرار داد تا اخلاصتان را استوار سازد. و حج را واجب كرد تا دينتان را محكم كند. و عدل را بر پاى نهاد تا دل ها را به هم پيوند دهد. و طاعت ما را واجب كرد تا موجب نظم و انسجام مردم باشد و امامت و رهبرى ما را لازم داشت تا از جدايى و اختلاف در امان باشد و جهاد و جنگ را تا اسلام را عزت بخشد و شكيبايى را تا پشتوانه اى بر فرا چنگ آوردن پاداش باشد و و امر به معروف را واجب كرد در راستاى صلاح مردم. و نيكى به پدر و مادر را تا از خشم خدا جلوگيرى كند. و پيوند با ارحام را تا طول عمرمان دهد و بر نسلمان بيفزايد و قصاص را واجب كرد تا جلو خونريزى را بگيرد. و وفاى به عهد را، تا آمرزش خويش را، بگستراند. و فرمود كه پيمانه ها و ترازوها را سرشار سازيم تا كم فروشى از بين برود. و از آشاميدن شراب بازمان داشت تا از پليدى پيراسته مان سازد و دورى از تهمت زدن به پاك دامنان را واجب كرد تا لعنت خدا از ما فاصله گيرد. و دورى از دزدى را تا پاك دامنيمان ثابت بماند. و شرك را حرام ساخت تا تنها او را به ربوبيت بپذيريم پس «حريم خدا را پاس داريد آن گونه كه بايسته است و تنها، مسلمان بميريد.» و در آنچه خدا فرمان داده و آنچه از آن بازداشته است خدا را اطاعت كنيد. «بى ترديد، تنها بندگان دانشمند خدا، از او خشيت دارند.»

[الفصل الثالث]

ثم قالت: أيها الناس اعلموا أنى فاطمه و أبى محمد صلى الله عليه و آله أقول عودا (67) و بدءا، و لا أقول ما غلطا، و لا أفعل ما أفعل شططا (68) «لقد جاءكم رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم (69) حريص عليكم بالمؤمنين رؤوف رحيم» [توبه، 128.] فان تعزوه (70) و تعرفوه تجدوه