ار، احكامش درخشان، نشانه هايش واضح، بازداشتها و اوامر آن پيداست. قرآن را پشت سر انداخته ايد آيا قصد اعراض از قرآن را داريد يا آن كه مى خواهيد به غير قرآن حكم كنيد؟ «چه جايگزين بدى است براى ستمكاران» «هركس جز اسلام دينى برگزيند از او پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانكاران است.»

آنگاه پس از داغ نهادن شتر خلافت و تصرف آن درنگ نكرديد جز به اندازه اى كه اين شتر آرام گيرد، از درد بيفتد و مهار آن آسان شود. سپس آتش مايه هايشان را برافروختيد و شعله اش را برانگيختيد. و به نداى شيطان گمراه براى خاموش كردن اموار دين آشكار و مهمل نهادن سنت هاى پيامبر برگزيده، پاسخ مثبت داديد.

شما در نهان، سر شير اين شترها را مى خوريد و به دور از چشم ديگران بر ضد خويشان و فرزندان پيامبر تلاش مى كنيد و ما همچون كسى كه با كارد بدنش را تكه تكه كنند و يا چوپان كسى كه سر نيزه در اندرونش رفته است صبر مى كنيم. 
[الفصل الخامس]

و أنتم ألان تزعمون أن لا ارث لنا «أفحكم الجاهليه يبغون و من أحسن من الله حكما لقوم يوقنون» [مائده، 50.] أفلا تعلمون؟! بلى، تجلى لكم كالشمس الضاحيه أنى ابنته أيها المسلمون، أأغلب على ارثيه؟! (167)

يابن أبى قحافه، أفى كتاب الله أن ترث أباك و لا أرث أبى؟! «لقد جئت شيئا فريا (168)» [مريم، 27.] أفعلى عمد ترتكم كتاب الله و نبذتموه موراء ظهوركم اذ يقول: «و ورث سليمان داود» [نحل، 16.]؟! و قال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا (ع) اذ قال: رب «هب لى من لذنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب»

و اكنون شما مى پنداريد ميراثى براى ما نيست «آيا حكم جاهليت را مى جويند چه حكمى بهتر از حكم خداست براى آنان كه باور دارند.»

آيا نمى دانيد؟ آرى چون روز روشن مى دانيد كه من دختر پيامبرم. اى مسلمانان آيا بايد ميراث مرا به زور ببرند؟

اى پسر ابى قحافه (ابوبكر) آيا در كتاب خدا نگاشته شده كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم؟ «سوگند، كه تو پديده ى شگفت و ناروايى به وجود آورده اى؟» آيا به عمد، كتاب خدا را وانهاده ايد و پشت سرانداخته ايد؟ زيرا خدا مى فرمايد: «و سليمان از داوود ارث برد.» و در حكايت داستان يحيى مى گويد: زكريا گفت: خدايا، «به من فرزندى بده تا از من و دودمان يعقوب ارث برد». و قال: «و أولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب الله» [احزاب، 6.]، و قال: «يوصيكم الله فى أولادكم للذكر مثل حظ الانثيين» [نساء 11.] و قال «ان ترك خيرا الوصيه للوالدين و الأقربين بالمعروف حقا على المتقين» [بقره، 180.] و زعمتم أن لا حظوه (169) لى و لا أرث من أبى و لا رحم بيننا، أفخصكم الله بايه أخرج منها أبى صلى الله عليه و آله؟! أم هل تقولون أهل ملتين لا يتوارثان؟!، أولست أنا و أبى من أهل مله واحده؟! أم أنتم أعلم بخصوص القرآن و عمومه من أبى و ابن عمى؟! فدونكها (170) مخطومه (171) مرحوله (172) تلقاك يوم حشرك، فنعم الحكم الله، و الزعيم محمد، و الموعد القيامه و عند الساعه يخسر المبطلون، و لا ينفعكم اذ تندمون، و «لكل نبأ مستقر» [انعام، 67.] و «سوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه و يحل عليه عذاب مقيم» [هود، 39.] و فرمود: «در كتاب خدا بعضى از خويشاوندان بر بعضى اولويت دارند.» و هم او فرمود: «خداوند درباره ى فرزندانتان توصيه دارد براى پسر نصيب دو دختر است.» و فرمود: در هنگام مرگ «اگر كسى مالى به جاى مى گذارد براى پدر و مادر و خويشاوندان خود به گونه اى شايسته وصيت كند.» و شما چنين خيال مى كنيد كه من هيچ بهره اى ندارم و از پدرم ارث نمى برم؟ و خويشاوندى با او ندارم؟ آيا خداوند، آيه اى را ويژه ى شما كرده كه پدرم مشمول بر يك دين و عقيده نمى دانيد؟ يا آن كه شما به خاص قرآن و عام آن از پدرم و پسرعمويم آشناتريد؟

پس اين شتر لگام زده و زين كرده را بگير تا روز رستاخيز تو را ملاقات كند.

خداوند، داور خوبى و محمد صلى الله عليه و آله عهددار اين جريان است. و وعدگاه ما قيامت و در روز رستاخيز زيان خواهيد ديد. و چون پشيمان شويد سودتان نخواهد داد و «براى هر خبرى موقعى است» و «به زودى درمى يابيد به چه كسى عذاب خوار كننده مى رسد و بر وى عذاب هميشگى وارد مى شود.»

[الفصل السادس ]

.. ثم رمت بطرفها نحو الأنصار فقالت: يا معشر (173) الفتيه (174) و أعضاد (175) المله، و أنصار الاسلام، ما هذه الغميزه (176) فى حقى، و السنه (177) عن ظلامتى (178)، أما كان رسول الله صلى الله عليه و آله أبى يقول: «المرء يحفظ فى ولده»، سرعان (179) ما أحدثتم، و عجلان (180) ذا اهاله (181) و لكم طاقه بما أحاول، و قوه على ما أطلب و أزوال (182)، أتقولون مات محمد صلى الله عليه و آله، فخطب (183) جليل استوسع (184)، وهيه (185)، و استهز فتقه، و انفتق (186) رتقه، و اظلمت الأرض لغيبته، و كسفت (187) النجوم لمصيبته، و أكدت (188) الامال، و خشعت الجبال و اضيع الحريم، و ازيلت الحرمه عند مماته، فتلك و الله النازله (189) الكبرى، و المصيبه العظمى، لا مثلها نازله، و لا بائقه (190) عاجله.

آنگاه، حضرت نگاهى به انصار كرد و فرمود: اى گروه جوانمردان، بازوان مذهب و ياران اسلام، اين چه سستى است كه در حق من روا مى داريد؟ و چه غفلت از ظلمى است كه به من مى رود؟ آيا پدرم همواره نمى فرمود: «حرمت مرد در فرزندانش پاس داشته مى شود» وه چه با شتاب و چه زود و پيش از وقت آنچه مى خواستيد كرديد. شما توان همراهى با من را داريد ومى توانيد مرا در رسيدن به هدفم يارى رسانيد. آيا مى گوييد: پيامبر مرده است؟ اين مشكل بزرگ شكافش گسترش يافت و شيرازه اش گسست و پيوندش گشوده شد. و زمين با رفتن پيامبر تاريك گرديد و نور ستارگان در اين مصيبت خاموش شد. آرزوهااندك گشت و كوهها فرو افتاد و حريم پيامبر و حرمت او به هنگام مرگش از بين رفت.

به خدا سوگند اين سختى بزرگ و مصيبت عظمى، بلايى بى مانند و حادثه ى نابهنگامى است كه نظير ندارد.

أعلن بها كتاب الله جل ثناؤه فى أفنيتكم (191) فى ممساكم و مصبحكم، هتافا (192) و صراخا (193) و تلاوه (194) و الحانا (195)، و لقبله ما حل بأنبياء الله و رسله حكم (196) فصل و قضاء حتم «و ما محمد الا رسول قد خلت (197) من قبله الرسل أفان مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزى الله الشاكرين» [آل عمران، 144.]

أيها (198) بنى قيله (199)! أأهضم (200) تراث (201) أبى و أنتم بمرأى (202) منى و مسمع، و منتدى (203) و مجمع؟ تلبسكم (204) الدعوه (205) و تشملكم الخبره (206) و أنتم ذووالعدد و الاداه القوه و عندكم السلاح والجنه،توافيكم الدعوه فلا تجيبون، و تأتيكم الصرخه فلا تغيثون، وانتم موصوفون بالكفاح (207)، معروفون بالخير و الصلاح، و النجبه (208) التى انتجبت، و الخيره (209) التى اختيرت، قاتلتم العرب، و تحملتم الكد و التعب، و ناطحتم (210) الامم و كافحتم (211) البهم.

كتاب خدا، اين مصيبت بزرگ را در آستانه ى خانه هايتان در عصرگاهان و صبحگاهان فرياد كرد. و در گذشته هم درباره ى همه ى پيامبران اتفاق افتاده است. حكمى است قطعى و تقديرى است حتمى.

«محمد فقط فرستاده خداست و پيش از پيامبرانى آمده اند آيا اگر او مرد يا كشته شد شما به عقب وا