رمود: سبحان الله رسول گرامى اسلام از كتاب خدا روى گردان نبود و او با احكام خدا مخالفتى نداشت پيامبر در پى قرآن و به دنبال آيه هاى آن بود آيا مى خواهيد با پشتوانه ى دروغ، خيانت كنيد. اين خيانت پس از رحلت پيامبر به سان خيانت هاى است كه در زمان او برايش مى شد اين كتاب خدا داورى عادل و گوينده اى جداسازنده ى حق از باطل است كه مى گويد: زكريا گفت فرزندم از من و از دودمان يعقوب ارث ببرد» و مى گويد «سليمان از داود ارث برد» خداوند بهره هايى كه تقسيم شده و سهم ها و ميراثى كه تشريع شده و نصيب پسران و دختران را به گونه اى بيان داشته كه عذار باطل گويان زا از بين ببرد و ريشه ى شبهه و گمان را در بازماندگان خشك كند.

هرگز چنين نيست و شما پس از روشنگرى قرآن در ابهام و شبهه نيستيد «بلكه خودتان باطل را براى خويش تزيين كرده ايد سپس بايد كه شكيب زيبايى پيشه كنم و خداوند بر آنچه كه مى گوييد ياور ماست»

فقال أبوبكر: صدق الله و صدق رسوله و صدقت ابنته، أنت معدن الحكمه، و موطن الهدى و الرحمه، و ركن الدين، و عين الحجه، لا أبعد صوابك، و لا أنكر خطابك، هؤلاء المسلمون بينى و بينك قلدونى ما تقلدت، و باتفاق منهم أخذت ما أخذت، غير مكابر و لا مستبد و لا مستأثر، و هم بذلك شهود. فالتفتت فاطمه عليهاالسلام الى الناس و قالت: معاشر الناس! المسرعه الى قيل (260) الباطل، المغضيه (261) على الفعل القبيح الخاسر «أفلا يتدبرون القرآن أم على قلوب أقفاها» [محمد صلى الله عليه و آله، 24.]، كلا بل ران (262) على قلوبكم، ما أسأتم من أعمالكم، فأخذ بسمعكم و أبصاركم، و لبئس ما تأولتم (263)، و ساء ما به أشرتم (264)، و شر (265) ما منه اعتضتم (266)، لتجدن و الله محمله ثقيلا، و غبه (267) و بيلا (268)، اذا كشف لكم الغطاء و بان ما وراءه الضراء (269)، و بدالكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون «و خسر هنالك المبطلون». [غافر، 78.]

ابوبكر باز با تأييد مجدد از شخصيت حضرت زهرا عليهاالسلام و تزوير فزونتر و اسناد كار خويش به مردم خواست تا پاسخى در جواب سخنان رسا و دارسى حضرت زهرا عليهاالسلام ببافد ولى حضرت زهرا عليهاالسلام رو به مردم داشت و فرمود : اى مردم اى كسانى كه به سوى گفته ى باطل شتاب مى كنيد و چشم بر كار زشت و زيان بار مى پوشيد «آيا در قرآن نمى انديشيد يا اينكه قفل ها بر دلهايشان زده شده است» نه چنين است كارهاى زشتتان دل هايتان را مهر زده و گوش وچشماهايتان را ربوده و بد توجيه مى كنيد و به بد چيزى نظر داريد و بد چيزى به عوض گرفته ايد سوگند به خدا به زودى سنگينى حمل اين كار و فرجام بد آن را احساس مى كنيد آن زمان كه پرده به كنار رود و سختى هاى پشت پرده آشكارتان شود و ظاهر شود از سوى خدا آنچه كه نمى پنداشتيد «و در آن زمان باطل پيشگان زيان خواهند كرد».

ثم عطفت على قبر النبى صلى الله عليه و آله و قالت:
قد كان بعدك أنباء و هنبثه 	  	لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب
انا فقدناك الأرض و ابلها 	  	و اختل قومك فاشهدهم و لا تغب
كل أهل له قربى و منزله 	  	عند الاله على الادنين مقترب
أبدت رجال لنا نجوى صدورهم 	  	لما مضيت و حالت دونك الترب
تجهمتنا رجال و استخف بنا 	  	لما فقدت و كل الأرض مغتصب
و كنت بدرا و نورا يستضاء به 	  	عليك تنزل من ذى العزه الكتب
و كان جبريل بالايات يؤنسنا 	  	فقد فقدت فكل الخير محتجب
فليت قبلك كان الموت صادفنا 	  	لما مضيت و حالت دونك الكثب
انا رزينا بما لم يزر ذو شجن 	  	من البريه لا عجم و لا عرب

سپس حضرت زهرا عليهاالسلام به قبر پيامبر توجه كرد و فرمود:

اى پيامبر، پس از تو خبرها و سختى بزرگى رخداد كه اگر تو بودى و مى ديدى چندان بزرگ نمى نمود

ما تو را از دست داديم چونان زمينى كه باران سرشارش را از دست بدهد و يارانت از هم فروپاشيدند آنان را بنگر و غايب مباش

هر بازمانده ى پيامبرى نزديكى و موقعيت والاترى

پيش خدا بر ديگران دارد كه با اين پيوند به خدا نزديكى مى يايد.

مردانى آنچه از كينه كه در سينه هايشان داشتند آشكار ساخته

آن زمانى كه تو رفتى و خاك ها بين ما و تو فاصله شد

مردانى با روى زشت به ما مواجه شدند و جون تو نبودى ما را سبك گرفتند و همه ى زمين، هم اكنون در چنگ ديگران است

تو ماه تمام و نورى هستى كه مى درخشد و از سوى خداوند عزيز بر تو كتابهاى آسمانى فرو فرستاده مى شد

جبرئيل با آيات قرآنى اش با ما انس مى گرفت و اكنون كه تو رفته اى همه ى خيرها بر ما پرده آويخته است

پس از اى كاش پيش از تو مرگ ما را مى برد

اكنون كه تو رفته اى و تپه اى از سنگ ميانمان حائل شده است

ما مصيبت ديديم به گونه اى كه هيچ غم زده اى

از عرب و عجم و خلق خدا بدان گرفتار نيامد. خطبه ى حضرت صديقه ى كبرى در بستر شهادت

1- مدارك خطبه

2- متن عربى خطبه به همراه ترجمه ى فارسى

3- واژه نامه ى عربى

4- واژنامه ى فارسى

مدارك خطبه ى دوم

در اينجا به برخى از مدارك اين خطبه اشاره داريم.

بحارالأنوار ج 43 ص 158 سخنان حضرت زهرا عليهاالسلام در جمع زنان مهاجر و انصار را از كتابهاى زير نقل كرده است.

1- معانى الاخبار تأليف شيخ صدوق ره ص 365 به دو سند يكى از اميرالمؤمنان على عليه السلام و ديگرى از عبدالله بن الحسن نواده ى امام حسن مجتبى عليه السلام.

2- احتجاج تأليف مرحوم طبرسى ره ج 1 ص 108.

3- امالى شيخ طوسى ره ج 1 ص 348.

4- كشف الغمه تأليف على بن عيسى اربلى ره ج 2 ص 147.

5- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 16 ص 233.

ملحقات احقاق الحق ج 10 ص 306 اين سخنان زهرا عليهاالسلام را از كتابهاى زير آدرس داده است.

1- بلاغات النساء ص 19 تأليف ابوالفضل احمد بن ابى طاهر بغدادى متوفاى 280.

2- اعلام النساء ج 3 ص 1219 تأليف عمر رضا كحاله.

3- شرح نهج البلغه ابن ابى الحديد ج 16 ص 233.

4- تفحات اللاهوت ص 96 تأليف شيخ على بن عبدالعالى كركى. 
خطبه ى دوم: متن عربى خطبه به همراه ترجمه فارسى

حدثنا احمد بن الحسن القطان قال: حدثنا عبدالرحمن بن محمد الحسينى قال: حدثنا أبوالطيب محمد بن الحسين بن حميد اللخمى قال: حدثنا ابوعبدلله محمد بن زكريا قال: حدثنا محمد بن عبدالرحمان المهبلى قال حدثنا عبدالله بن محمد بن سليمان، عن أبيه، عن عبدالله ابن الحسن، عن أمه فاطمه بنت الحسين عليه السلام قالت: لما اشتدت عله فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله و غلبها اجتمع عندها نساء الهاجرين و الأنصار فقلن لها: يا بنت رسول الله كيف أصحبت عن علتك؟

عبدالله بن الحسن بن الحسن نواده ى امام حسن مجتبى عليه السلام از مادرش فاطمه دختر امام حسين عليه السلام روايت كرده است:

آنگاه كه بيمارى حضرت فاطمه دختر رسول خدا سخت شد و بر او چيره گشت، زنان مهاجر و انصار- به قصد عيادت- نزد فاطمه عليهاالسلام گردآمدند و به او گفتند: اى دختر رسول خدا، با اين بيمارى چه مى كنيد؟

فقالت عليهاالسلام: أصبحت و الله عائفه (1) لدنياكم قاليه (2) لرجالكم لفظتهم (3) قبل أن عجمتهم (4) و شنئتهم (5) بعد أن سبرتهم (6) فقبحا (7) لفلول (8) الحد (9) و خور (10) القناه (11) و خطل (12) الرأى و «بئس ما قدمت لهم أنفسهم أن سخط الله عليهم و فى العذاب هم خالدون» [مائد