 كيفيت شاهدان مطلوب نبوده است.! و باز ممكن است كسانى بر ابوبكر اين نكته ى مهم را خرده نگيرند كه وى حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على و امام حسن و امام حسين عليه السلام و اهل بيتى را كه خداوند پليدى را از آنان زدوده و پاكشان ساخته هم رديف ديگر مسلمانان قرار داده است. مسلمانان كه متهم مى شوند و شك بدان ها راه مى يابد. و لى نظر كامل اين است كه فدك ملك خالص پيامبر بوده است كه ممكن است كه به زهرا عليهاالسلام بخشيده باشد و ممكن است نبخشيده باشد. اگر به ملك شخص پيامبر مانده بود سزاوار است كه بر اساس حق ارث به فاطمه برسد. و اگر بخواهند ارث برى زهرا را خدشه كنند و بگويند: مال پيامبر صدقه است جا دارد بپرسيم چرا پيامبر در حيات خود اين مال را خود به دست خويش صدقه نداد.

با اين كه ثابت شده است پيامبر اكرم نزديك وفات خويش تنها هفت دينار داشت و از اين بيمناك بود مبادا مرگش فرا رسد و هفت دينار را در راه خدا نداده باشد در نتيجه، پيامبر به اهل خويش دستور داد تا اين هفت دينار را در راه خدا بدهند و در اين جهت اصرار ورزيد و چون ديد فراموش كرده اند مجددا پرسيد و مال را گرفت و در دست خويش گذاشت و گفت: چه گمانى محمد به خدا دارد اگر با اين مال خدا را ملاقات كند آنگاه دستور دادند و آن مال را به فقرا رساندند.

هم اكنون آيا پذيرفتنى است پيامبر خدا كه از هفت دينار غافل نمى شود و تا زنده است آن را به فقرا مى رساند درباره ى فدك كه قابل مقايسه با هفت دينار نيست همان تصميم را نگرفته باشد و تا زنده است به فقرا نرساند.

آيا ممكن است بگوييم: تنها درهم و دينار مشمول نظر پيامبر است و اموال غير منقول آزاد است؟

آرى هرگز پيامبر، در زمان خود فدك را صدقه نداد و به اين دليل بود كه مال پيامبر نبود چرا كه فدك مال زهرا عليهاالسلام بوده است و هيچ كس در اين جهت، خدشه نكرده است. آن گونه كه از تاريخ به دست مى آيد.

استاد محمود ابوريه

استاد محمود ابوريه مى نويسد: [اعيان الشيعه، ج 1، ص 318 به نقل از مجله الرساله المصريه شماره ى 518 سال 11، ص 457.] بايد درباره ى برخورد ابوبكر با حضرت فاطمه، دختر رسول الله و آنچه ابوبكر در ارتباط با ارث برى حضرت زهرا عليهاالسلام انجام داد به صراحت اعلام دارم كه: اگر ما بپذيريم خبر واحد ظنى مى تواند قرآن قطعى را تخصيص بزند و بپذيريم كه پيامبر فرموده: كسى از من ارث نمى برد و بپذيريم كه اين خبر قابل تخصيص نيست. ولى ابابكر مى توانست به فاطمه بخشى از آنچه از رسول الله به جاى مانده بدهد مثلا فدك را در اختيار زهرا قرار دهد و اين در توان ابوبكر بود و هيچ كس با او مخالفت نمى كرد. چرا كه خليفه مى تواند به هر كس هر چه را بخواهد بدهد و حتى خود ابوبكر به زبير بن عوام و محمد بن مسلمه و ديگران بخشى از تركه ى پيامبر را داد به علاوه كه چيزى نگذشت كه در زمان عثمان، خليفه، فدك را به مروان اختصاص داد.

ابن ابى الحديد معتزلى

ابن ابى الحديد مى گويد: [شرح ابن ابى الحديد. ج 14. ص 190.] خبر آزادى سازى [در ميان اسيران بدر، ابوالعاص شوهر زينب بود هنگامى كه براى خريد و آزادسازى اسيران، اهل مكه اقدام كردند زينب هم مالى را براى آزادسازى شوهر خويش به نزد پيامبر فرستاد در ميان آن مال سينه ريزى بود كه مادرش خديجه شب زفاف به او داده بود پيامبر تا اين سينه ريز را ديد به خاطر زينب ناراحت شد و به مسلمانان گفت: اگر تمايل داريد شوهر زينب را كه اسير شماست به خاطر زينب آزاد كنيد و مال زينب را به او برگردانيد مسلمانان گفتند: يا رسول الله چنين خواهيم كرد.] ابوالعاص، شوهر زينب را بر ابوجعفر يحيى بن ابى زيد خواندم. ابوجعفر گفت: آيا ابوبكر و عمر در اين جريان حاضر نبودند؟ آيا بزرگى و نيكوكارى نمى طلبيد كه با دادن فدك به فاطمه زهراى مرضيه واگذارند؟ آيا مقام و منزلت زهرا كمتر از مقام زينب خواهرش بود؟ با اينكه حضرت زهرا عليهاالسلام برترين بانوى عالم است.

چرا اين كار را نكردند؟ گيرم كه حق زهرا عليهاالسلام در فدك نه از باب بخشش و نه از باب ارث ثابت نبود. ابن ابى الحديد گويد: بر اساس روايتى كه ابوبكر نقل كرده فدك از آن مسلمانان است و ابوبكر نمى توانست در آن تصرف كند. ابوجعفر در پاسخم گفت: مالى را كه زينب، جهت آزادسازى شوهر اسير خود فرستاده بود آن هم ملك مسلمانان شده بود ولى پيامبر، آن را از مسلمانان بازپس گرفت. ابن ابى الحديد گويد: به ابوجعفر گفتم: رسول گرامى اسلام اختياردار دين بود و حكمش نافذ بود، اما ابوبكر چنين نبود.

ابوجعفر در پاسخ گفت: من نمى گويم چرا ابوبكر به زور از مردم نگرفت و به فاطمه نداد من گفتم: چرا ابوبكر از مسلمانان نخواست تا فدك را به فاطمه عليهاالسلام واگذارند. آن گونه كه پيامبر درباره ى مال زينب چنين كرد. آيا اگر ابوبكر مى گفت: دختر پيامبرتان اين درختان نخل را مى خواهند شما آنها را در اختيارش بگذاريد مردم چنين نمى كردند؟

تحليل محقق ارزشمند، مرحوم سيدهاشم معروف الحسنى درباره ى فدك و حديث مجعول

درباره ى فدك، اين سؤال مطرح مى شود كه: اگر پيامبر صلى الله عليه و آله فدك را به زهرا عليهاالسلام بخشيده بودند و حضرت زهرا عليهاالسلام كه بدون هيچ ترديدى در گفتار خود صادق هستند و ديگر اين كه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله، حضرت زهرا عليهاالسلام از فدك به اندازه ى نياز خود مى گرفت و باقيمانده را به پيامبر صلى الله عليه و آله مى سپرد تا پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به مصرف برساند.

سؤال اين است اگر چنين است پس نبايد اين حقيقت روشن بر مسلمانان پنهان بماند به ويژه بر آنان كه در ارتباط مستقيم با فدك بوده اند و در اين صورت چرا ديگران براى اداى شهادت به پانخاستند و تنها چند نفر چون امام على عليه السلام و ام ايمن و امام حسن و امام حسين عليهماالسلام شهادت دادند.

پاسخ اين است كه: آوردن شاهدان بسيار براى شهادت بر حضرت زهرا عليهاالسلام سخت نبود و حضرت در اين زمينه دستش باز بود و مجبور نبودند كه تنها به شهادت ام ايمن و يا حسن و حسين عليهماالسلام كه دو طفل خردسال بودند اكتفا كنند بل حضرت، شاهدانى داشت كه قابل خدشه نبودند چون ابوذر، سلمان، عمار، مقداد، عباس و فرزندانش و ابوسعيد خدرى و ديگران، اينان كسانى بودند كه در برابر همه ى شكنجه ها مى ايستادند و اين شهادت را به نفع حضرت مى دادند. و لى علت اين موضع گيرى خاص از حضرت كه تنها به شهادت آن چند نفر اكتفا كرده اند و تلاش براى اقامه ى شهود بيشتر از خود نشان نداده اند اين است كه: موضوع فدك براى حضرت، مهم نبوده است. و اقامه ى آن چند شاهد به اين دليل صورت گرفته تا مخالفان خويش را رسوا سازد چرا كه رسول گرامى اسلام درباره ى آن چند نفر بهترين مدح ها را داشته است.

به علاوه اگر حضرت، بيست شاهد از بهترين صحابه را در دادگاه حاضر مى كرد حاكمان زمان آماده نبودند تا به نفع زهرا عليهاالسلام حكم كنند بل آنگونه كه از مسير حوادث به دست مى آيد: آنان شهودى در برابر مى ساختند آن گونه كه در برابر شهادت امام ع