لى عليه السلام و ام ايمن، شهادت عمر و عبدالرحمن بن عوف را علم كردند و در برابر ارث برى حضرت زهرا عليهاالسلام نيز روايتى ساختند كه: «ما پيامبران چيزى به ارث نمى گذاريم.» [فاطمه الزهرا عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ص 419، به نقل از سيرة الائمه عليهم السلام ص 130.] و در ارتباط با نفى ارث برى فرزندان پيامبران، تنها يك حديث توسط ابوبكر نقل شده است و هيچ كس از صحابه، جز ابوهريره آن را از پيامبر نقل نكرده است. هم اكنون سؤال اين است كه: آيا درست است پيامبر خدا براى تشريع يك حكم كه بر خلاف نصوص قرآنى است اينگونه تسامح كند. و اين حكم را براى مسلمانان به ويژه نزديكان خويش روشن بيان نكند؟ و تنها براى ابوبكر گفته باشد با اين كه پيامبر در هنگام تشريع احكام همه ى مسلمانان را از آن مطلع مى كرد.

گرچه حكم مخصوص خود پيامبر بود. و باز آيا درست است كه از دختر خويش پنهان دارد؟ و پسرعموى خود كه در شهر علم پيامبر است بر اين حكم مطلع نسازد با اين كه مى داند در ارتباط با اين حكم اختلافى عجيب درمى گيرد و مسلمانان را از يكديگر جدا مى سازد و اين تسامح باعث مى شود كه حضرت زهرا عليهاالسلام حق ارث خويش را بطلبد و در نتيجه از حاكمان زمان ناخشنود گردد و مگر بارها پيامبر صلى الله عليه و آله نفرموده بود: خدا براى غضب فاطمه، غضب مى كند و براى خشنودى وى خشنود مى شود. و فرموده بود: فاطمه پاره ى تن من است هر كه او را آزار دهد مرا آزار مى دهد. و من گمان نمى كنم كسى ايمان به خدا و رسول او در دل داشته باشد و با شيوه اى كه پيامبر در ابلاغ احكام داشت آشنا باشد و جايگاه ويژه ى حضرت زهرا عليهاالسلام و امام على عليه السلام را نزد پيامبر بداند و با اين حال در دروغ بودن حديثى كه ابوبكر اسناد داده شده شك كند. [فاطمه الزهراء عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلى الله عليه و آله، ص 426، به نقل از سيره الائمه، ج 1، ص 120.] مجموعه ى چهل حديث از حضرت زهرا

در اين فصل از كتاب پاى سخن انسان شايسته اى مى نشينيم كه دست به حقيقت دارد و گفتار و كردارش يكى است و پيامبر صلى الله عليه و آله بر درستى گفتار و رفتارش مهر تأييد زده است. فرد بايسته اى كه در كنار پيامبر اكرم عليه السلام و امام على عليه السلام زيسته و از اين دو منبع جوشان علم تغذيه كرده است.

محدثه اى كه خود مستقيم با غيب عالم ارتباط داشته و از سوى خداوند توسط جبرئيل علوم غيبى بر او فرو ريخته شده است.

صدقه اى كه گفتارش با عمل آميخته و هر دو با حقيقت همراه است و كمتر از ذره اى ناصواب در آن ديده نمى شود. گوينده ى اين سخنان زهراى مرضيه اى است كه خود صاحب كتاب است و مصحف او گنجينه اى است كه در اختيار امامان از فرزندان او قرار دارد و دست به دست گشته و امروز در نزد مولايمان حضرت مهدى ارواحنا فداء است.

شخصيت برجسته و والايى چون زهرا عليهاالسلام سخن براى گفتن، فراوان دارد.

سخنرانى هاى وى در مسجد پيامبر و در بستر شهادت، درس هايى را تا پايان دنيا براى همه دارد. آنچه از پيامبر و امام على عليهماالسلام شنيده و براى ديگران نقل كرده و در كتابها آمده خود يك مجموعه ى گسترده ى ديگرى است كه كتابهايى را به خود اختصاص مى دهد. دعاهاى آن سرور زنان نيز خود كتابى مستقل است.

ما در اين فصل، تنها به سخنانى كه از آن سرور زنان صادر شده مى نگريم و با ترجمه اى روان، چهل نمونه از سخنان حضرت را به پيروان و سرسپردگان و دلدادگانش تقديم مى كنيم.

در اين مجموعه ى فراهم آمده بخشى از استدلال هاى استوار فاطمه عليهاالسلام را مى خوانيد كه قدرت و ژرفاى فكر حضرت را بازگو مى كند. و صيت هايى كه حضرت، به هنگام شهادت داشته اند و نوشته اند، بخش ديگرى از اين مجموعه است گفته هاى ديگر حضرت در موضوع هاى مختلف، بخش سوم اين مجموعه را تشكيل مى دهد.

گفتنى است: آنچه از معصومان عليهم السلام رسيده جداً شايسته ى تدبر است به گونه اى كه هر چه انسان در آن دقيق تر بنگرد عمق و صلابت، استوارى و متانت آن مكشوف تر مى گردد.

نگاه نكنيد به افرادى كه بدون تأمل، برچسب جعل و نادرستى بر بعضى از احاديث مى زنند. اين سخنان، از معصومه ى پاك، صديقه ى طاهره عليهاالسلام، مجموعه ى چهل حديث است كه يادگيرى و پاى بندى به آن و حفظ و نشر آن را روايات، بسيار ستوده اند.

فهرست چهل حديث

1- وصيت مكتوب حضرت.

2- استدلال حضرت، به حديث غدير و حديث منزلت.

3- مكالمه ى قهرآميز حضرت، با حاكمان آن زمان.

4- پاداش عبادت خالص.

5- بهترين مسلمان.

6- زن در خانه.

7- لباس و زندگى ساده ى حضرت.

8- حجاب گيرى از نابينا.

9- ارزش حديث پيامبر صلى الله عليه و آله نزد حضرت.

10- ثواب ارشاد مردم.

11- درباره ى امامت حضرت على عليه السلام.

12- حضرت در ميان دو رنج بزرگ.

13- دشمنى با امام على عليه السلام و غضب فدك.

14- وصف شيعه.

15- اتمام حجت در روز غدير.

16- ساعت استجاب دعا در روز جمعه.

17- ترس از آتش جهنم.

18- استدلال به آيه ى تطهير، حديث پيامبر و قاعده ى يد.

19- دعوت از انصار براى يارى على عليه السلام

20- درگيرى شديد حضرت با عمر.

21- دفاع از امامت.

22- انتقاد شديد حضرت، از مردم.

23- نفرين به خليفه.

24- دو دليل بر ارث برى حضرت.

25- قهر حضرت با خليفه.

26- بهترين چيز براى زن.

27- اول همسايه، بعد خانواده.

28- وصيت حضرت به هنگام شهادت.

29- رعايت حال شوهر.

30- وصيت هاى حضرت.

31- ادب با شوهر.

32- ياد خاطره هاى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله.

33- درد دل حضرت با پيامبر صلى الله عليه و آله.

34- در ارتباط با شوهر.

35- گريه براى شوهر.

36- عشق به شهادت.

37- همراهى با شوهر.

38- حقيقت روزه.

39- اهتمام به كار خير.

40- تابوت پوشيده شده ى فاطمه عليهاالسلام.

وصيت مكتوب حضرت

.

.. فكشف على عن وجهها فاذا برقعه عند رأسها فنظر فيها فاذا فيها: بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما أوصت به فاطمه بنت رسول الله صلى الله عليه و آله أوصت و هى تشهد أن لا اله الا الله و أن محمدا عبده و رسوله و أن الجنه حق و النار حق و أن الساعه آتيه لا ريب فيها و أن الله يبعث من فى القبور.

يا على أنا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لأكون لك فى الدنيا و الآخره. أنت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل و صل على وادفنى بالليل و لا تعلم احدا و أستود عك الله و أقرء على ولدى السلام الى يوم القيامه. [بحارالأنوار، ج 43، ص 214، ح 44.]

چون امام على عليه السلام، خبر شهادت حضرت زهرا عليه السلام را در مسجد شنيدند به خانه آمدند...

امام على عليه السلام پارچه اى كه بر روى فاطمه زهرا عليهاالسلام كشيده شده بود، كنار زد؛ دست نوشته اى يافت به اين متن:

به نام خداوند بخشنده ى مهربان اين وصيت فاطمه، دختر رسول خدا است.

او گواهى مى دهد جز خداى يكتا خدايى نيست و محمد بنده ى خدا و فرستاده ى اوست. بهشت حق و آتش حق است و قيامت خواهد آمد و هيچ شكى در آن نيست و خداوند، همه ى انسانها را از قبرها زنده خواهد كرد.

اى على، من فاطمه دختر محمد هستم. خداوند مرا به همسرى تو درآورد تا در دنيا و آخرت براى تو باشم. تو به من از د