تها.

طرح انواع مشكلات.

بوجود آوردن حوادث ناگوار و بسيار تلخ.

پيدايش بن بست هاى غير قابل جبران، رهبرى نهضت را دلسرد نمايد، به شك و ترديد بكشاند چون همه مقاومت ها، و تحمل سختى ها، و پاسدارى ملت ها، به رهبرى مربوط مى شود.

در اينجا به برخى از جنبه هاى نقش رهبرى اشاره مى گردد.

1- نقش رهبر در پيدايش و تداوم نهضت ها.

2- نقش رهبر در بسيج توده ها.

3- نقش رهبر در مقاومت و تحمل سختى ها.

4- نقش رهبر در ايجاد انگيزه هاى اساسى براى تداوم مبارزه در انقلاب ها.

5- نقش رهبر در پاكسازى جامعه از زشتى ها.

6- نقش رهبر در پاسدارى از آرمان و اهداف انقلاب و مبارزه با انحرافات و كجى ها.

7- نقش رهبر در حفظ دست آوردهاى انقلاب.

8- نقش رهبر در اجراء قوانين و ايده آل هاى مطرح شده در اصول انقلاب.

9- نقش رهبر در شروع جنگ و تشخيص زمان صلح و بازسازى ها.

10- نقش رهبر در استقرار نظم امور جامعه انسانها.

11- نقش رهبر در امنيت فردى و اجتماعى جامعه ها. آرامش توده ها.

12- نقش رهبر در حفظ و پاسدارى از مكتب و تداوم ارزش هاى اصيل اسلامى.

13- نقش رهبر در مبارزه با آفت هاى انقلاب.

14- نقش رهبر در تربيت جسم و جان انسانها (سلامت فردى و اجتماعى).

15- نقش رهبر در تكامل و گسترش علوم و علوم اسلامى.

16- نقش رهبر در وحدت و يكپارچگى توده ها.

17- نقش رهبر در حفظ جان و مال و ناموس و خاك توده ها.

18- نقش رهبر در ايجاد مديريت سالم و صحيح و اصلاح مديريت ها.

19- نقش رهبر در سالم سازى اقتصاد جامعه و پاسخ دادن صحيح به نيازمنديها.

20- نقش رهبر در تقويت اخلاق و ارزش هاى معنوى توده ها.

توجه به نقش حساس و تعيين كننده عامل رهبرى است كه رسول خدا (ص) همواره در فكر استقرار رهبرى صحيح در جامعه اسلامى از آغاز بعثت و دعوت خود تا لحظه هاى واپسين، همه جا به لياقت و ارزشمندى امام على (ع) براى رهبرى جامعه اسلامى، اشاره مى فرمودند.

تذكر مى دادند.

تبليغ مى نمودند.

استدلال مى كردند.

شاهد و مثال مى آوردند. و آنگاه در غدير خم از همه مردم براى على (ع) بيعت گرفتند و ده ها و صدها حديث و روايت را مطرح فرمودند تا همگان بدانند و ترويج كنند و هيچگونه ابهامى وجود نداشته باشد [تعداد حجاج حاضر در غدير خم را گوناگون نقل كرده اند مانند:

- گفتند 000/ 90 نفر - نوشتند /000/ 114 نفر - تعداد /000/ 120 نفر و /000/ 124 نفر نيز ثبت كرده اند - تذكرة الخواص. ابن جوزى حنفى ص 30 متوفاى 654 هجرى - سيره حلبى ج 3 ص 257.

- سيره نبويه. زين دحلان. الغدير ج 1 ص 9.] و هشدارهاى لازم را نيز گوشزد فرمودند كه:

اگر از رهبرى معصوم و ولايت عترت سرپيچى كنيد همه ارزش ها فرومى ريزند و دگرگون مى شوند و ديگر از اسلام و قرآن خبرى نخواهد بود.سياست انزوا يا نفوذ در رهبرى

با توجه به ارزش ها و نقش بسيار مهم و حسّاس رهبرى، سياستمداران دروغين و طراحان تشنه قدرت نيز تمام فكر و انديشه و تلاش و همت خود را براى انزوا يا نفوذ در رهبرى متمركز نمودند كه اين سد مستحكم را بشكستند و به اهداف شوم خود برسند در اين رابطه عمليّات زير را به كار گرفتند.

اوّل- كودتاى نظامى و ازواى رهبرى امّت [ابتداء تهديد به آتش زدن منزل امام (ع) كردند و سپس درب خانه را به آتش كشيدند - عقدالفريد ج 5 ص 12: ابن عبدربّه متوفاى 328 هجرى - انساب الاشراف ص 586: بلاذرى متوفاى 279 هجرى - تاريخ طبرى ج 4 ص 1818: طبرى متوفاى 310 هجرى.] دوم- ترور و شهادت رهبران لايق.

سوم- جوسازى و هجوم تبليغاتى و منزوى كردن رهبر معصوم (ع).

چهارم- تربيت افراد براى به دست گرفتن رهبرى جوامع اسلامى.

(استعمار براى سلطه گرى خود و چپاول سرمايه هاى جهان سوّم، افرادى را با نام دانشجو و اعزام دانشجويان به فرنگ و غرب، در كشورهاى مورد نظر آموزش هاى لازم داده و آنگونه كه مى خواست تربيت كرد و سپس مديريّت كشورهاى اسلامى و جهان سوم را به دست آنها سپرد و با روش هاى گوناگون استحمارى، رهبران و رؤساى جمهور را از ميان همين گروه انتخاب مى نمود و با به دست آوردن سنگر رهبرى. بر همه مقدّرات جوامع بشرى حكومت مى كرد و مى كند) [نقشه هاى استعمار در راه مبارزه با اسلام. ترجمه آقاى هشترودى (در شكست انقلاب الجزاير، فلسطين و و... از سياست نفوذ استفاده شد).] پنجم- نفوذ در رهبرى استعمارگران اگر نتوانستند با ترور، و كودتاى نظامى، و تهاجم تبليغاتى، رهبران آزاده دنيا را منزوى و از سر راه بردارند به فكر «نفوذ و ضربه» مى افتند، و با سياست نفوذ در رهبرى، انقلاب و مردم انقلابى را در معرض سختى ها و آفات گوناگون قرار مى دهند و سرانجام با ايجاد انحراف به اغفال و استحمار توده ها روى آورده. اَغراض پليد خود را تحقق مى بخشند.

در صدر اسلام نيز چنين كردند و مى دانستند.

- اگر امام على (ع) را از سر راه برندارند.

- و در محاصره اقتصادى، تبليغاتى قرار ندهند.

- يا منزوى نكنند.

نمى توانند به نام اسلام بر مردم حكومت كنند.

از اين رو هنوز جنازه رسول خدا (ص) بر زمين مانده بود و مراسم غسل و كفن و تدفين آن بزرگ پيامبر الهى آغاز نشده بود كه:

در سقيفه بنى ساعده گرد آمدند [كفاية الأثر ص 193 - الامامة والسياسة ص 12 ابن قتيبة متوفاى 276 هجرى - الغدير ج 7 ص 75.

- الاستيعاب. ابن عبدالبر متوفاى 338 هجرى - ارشاد شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى - كشف المحجّة. ابن طاووس متوفاى 664 هجرى.] و با رأى چند نفر، فردى را انتخاب و سپس با كودتاى نظامى به مردم تحميل كردند. و هر اعتراض و انتقادى را به شدت سركوب نمودند. و با زندان و شلاق و ترور و حكومت نظامى به كسى اجازه تصميم گيرى يا مخالفت نداده و رهبرى معصوم را منزوى ساختند.

اينجا بود كه:

مصيبت ها باريدن گرفت. و مسخ ارزش ها آغاز شد. و جاهليت عرب با همه زشتى هاى خود دوباره رخ نمود و جوانه شوم زد. و همه را به كام تلخ سير ارتجاعى فرود برد. و مظلوميت و بلا كشيدن اهل بيت (ع) آغاز گشت. و سنگ بناى كربلاها و عاشوراهاى هميشه تاريخ با دست شوم سران سقيفه، استقرار گرفت كه تا هم اكنون. جهان اسلام آثار مصيبت بار بى دفاع ماندن اسلام و بى سرپرست شدن امت اسلامى، را مى چشد. و بلاى فتنه ها و تفرقه ها، همه ارزش هاى به دست آورده را بر باد داد كه جهان اسلام در برابر مشتى يهود زانو زد و «اسرائيل» چون خنجرى زهرآگين بر قلب وارثان بحق آن فرورفت.آثار شوم رهبرى دروغين

اگر نقش عامل رهبرى را به درستى ارزيابى كنيم مى بينيم كه انزواى رهبرى، و انكار عامل رهبرى معصوم (ع) باعث آن همه تلخى ها و رويدادهاى ناگوار صدر اسلام گرديد كه به برخى از آنها اشاره مى شود.

1- بى دفاع ماندن اسلام.

2- بى دفاع ماندن قرآن.

3- آغاز سير ارتجاعى امّت پس از رسول خدا (ص) و انكار حماسه غدير و امامت امام على (ع) [بسيارى از سيره نويسان در رابطه با حماسه غدير خم نقل كردند كه همراه با ده ها هزار زائرين بيت اللّه عمر و ابابكر جلو آمدند و دست على (ع) را گرفتند و بيعت كردند و گفتند:

بَخّ بَخّ لَكَ يا اباالْحَسن، لَقَدْ أصْبَحْتَ مُولاىَ وَ مُولى كُلّ مُؤمِن وَ مُؤمِنَة «درود بر تو درود بر تو يا اباالحسن، صبح كردى در حالى كه امام من و هر مرد و زن 