جرى 8. كتاب أعلام النساء ج 4 ص 123 تاليف رضا كحّاله 9. كتاب بحارالانوار ج 43 ص 161 تاليف علامه مجلسى متوفاى 1110 هجرى 10. بحارالانوار ج 43 ص 185: مرحوم مجلسى 11. كتاب السقيفة. احمد بن عبدالعزيز جوهرى متوفاى 393 هجرى 12. كتاب عوالم ج 11 ص 239: بحرانى اصفهانى 13. احقاق الحق ج 10 ص 306: قاضى نوراللّه شوشترى متوفاى 1019 هجرى.] ويژگى هاى رهبرى امام على

يگانه دخت پيامبر (ص) پس از هشدارهاى لازم، و افشاگرى هاى مناسب به معرفى ويژگى هاى رهبرى امام على (ع) مى پردازد تا مغزهاى خفته بيدار شده و بفهمند كه چه نعمت هاى بزرگى را از دست داده اند، فرمود: و َاللّه لَوْ تَكافُوّا عَنْ زَمامٍ نَبَذَهُ رَسُولُ اللّهِ اِليْهِ لَاعْتَلَقَهُ «و سوگند به خدا اگر برخى از شما در مقابل برخى ديگر مى ايستاديد و زمام امور خود را كه پيامبر به على (ع) واگذار فرموده بود به دست وى سپرده بوديد». و َ لَسارَبِهِم سَيْراً سُجُحاً «آن را به ملايمت و سهولت راه مى بُرد».

لا يَكْلَمُ خُشاشُهُ «و اين شتر را سالم به مقصد مى رسانيد». و َ لا يُتَعْتِعُ راكِبُهُ «و حركتش حركتى رنج آور نمى شد». و َ لاوْرَدَهُم مَنْهَلاً، صافِياً روّياً، فَضْفاضاً تَطْفَحُ ضِفّتاهَ وَ لا يَتَرَنّقُ جانِباهُ «و آنان را به آبخور گاهى كه داراى آب صاف و فراوان بوده و آنچنان پُر و وسيع مى بود كه از دو طرفش سر ريز مى كرد و هرگز رنگ كدورت نمى پذيرفت، رهبرى مى نمود». و َ لَاصْدَرَهُم بِطاناً «و آنان را از اين آبخورگاه سيراب و بدون تشنگى بيرون مى برد». و َ نَصَح لَهُمْ سِرّاً وَ اِعْلاناً «و على عليه السلام خير و نيكى را براى آنان چه در خفا و چه آشكارا دوست مى داشت». و َ لَمْ يَكُنْ يَتَحلّى مِنَ الْغِنى بِطائلٍ «اگر وى در محل زمامدارى مى نشست هيچگاه بهره فراوانى از بيت المال براى خويشتن همراه نمى برد». و َ لا يَحْظى مِنَ الدّنيا بِنائلٍ «و از ثروت دنيا جز به اندازه نياز برداشت نمى كرد».

غَيْرَ رىّ النّاهِلِ «جز به اندازه آبى كه عطش را فرونشاند. (به حداقل زندگى اكتفا مى نمود)». و َ شَبْعَةِ الكافِلِ «و به اندازه طعامى مختصر كه رفع گرسنگى نمايد». و َ لَبانَ لَهُمُ الزاهِدُ مِنّ الرّاغِبِ «و براى مردم، زاهد از فرد حريص بر دنيا خوب باز شناخته مى شد». و َالصادِقُ مِنَ الكاذِبِ «و راستگو از دروغگو». و َ لَوْ اَنّ اَهْلَ الْقُرى امَنُوا وَاتّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيهم برَكَاتٍ مِنَ السّمَاءِ وَالاَرْضِ وَلكِنْ كَذّبُوا فَاَخَذْناهُم بِما كانُوا يَكْسِبُون «اينجا به آيه قرآن استشهاد مى فرمايد: كه اگر اهل قريه ها ايمان آورده، تقوى پيشه مى كردند بركت هاى زمين و آسمان را بر آنان فروريختيم ولى دروغ گفتند پس ما هم آنان را در برابر آنچه كسب كرده بودند عذاب كرديم [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا (عليهاالسلام) در جمع زنان مهاجر و انصار.] پس از طرح ارزش هاى رهبرى الهى، لازم است امام على (ع) را معرفى كند و اول مظلوم تاريخ را بشناساند از اين رو خطاب به مردم فرمود:

قَذَفَ اَخاهُ فى لَهَواتِها «رسول خدا (ص) برادرش را در كام اژدها و گلوگاه آن افكند».

فَلا يَنْكَفِىُ حَتّى يَطَأ صِماخَها بَأخْمَصِهِ «و او هم برنمى گشت تا گوشماليهاى سختى به آنها مى داد». و َ يُخْمِدَ لَهَبَها بِسَيْفِهِ «و آتش آنها را به آب شمشيرش خاموش مى كرد».

مَكْدُوداً فى ذاتِ اللّهِ «فرسوده از تلاش در راه خدا».

مُجْتَهِداً فى اَمْرِ اللّهِ «كوشيده در امر خدا».

قَريباً مِنْ رَسُولِ اللّهِ «نزديك به رسول خدا».

سَيّداً فى اَوْلياءِ اللّهِ «سرورى از اولياءِ خدا».

مُشَمِّراً، ناصِحاً، مُجِدّاً، كادِحاً «همواره دامن به كمر زده، نصيحت گر، تلاشگر و كوشش كننده». و َ اَنْتُمْ فى رِفاهِيّةِ مِنَ الْعَيْشِ «و شما در اين هنگامه در خوشى زندگى مى كرديد». و ادِعُونَ فاكِهُونَ آمِنُونَ «در مهد امن متنعم بوديد».

تَتَرَبّصُونَ بِنَا الدّوائرَ «و منتظر اينكه چرخ، گردش را بر عليه ما آغاز كند». و َ تَتَوَكّفُونَ الأخبارَ «و گوش به زنگ اخبار بوديد».

تَنْكُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ «هنگام كارزار عقب گرد مى كرديد». و َ تَفِرّونَ مِنَ القِتالِ «و به هنگام نبرد فرار مى نموديد» [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا در مسجد مدينه.] و شگفت انگيز است كه:

فراريان ديروز، مدّعيان حكومت اسلامى شدند. و رفاه زدگان ساكت، دست در دست مجاهدان اغفال شده گذاشتند. و بى تفاوت ها و مخالفان پنهانى اسلام، همه در انزواى على (ع) هم داستان شده و هر چه خواستند كردند. كه شاعر به گونه اى زيبا، مظلوميّت امام را مطرح مى كند.
نيلگون پيرهن كعبه حق 	  	ناله فاطمه در نيمه شب
ذكر ويرانه نشين گوشه لب 	  	ذكر بنشسته نماز زينب
همه گويند على مظلوم است 	  	آن بحق بسته ز حَق محروم استشخصيّت زدگى

- نقش سمبوليك الگوها - ره آورد شوم شخصيّت پرستى - فاطمه (عليهاالسلام) و محاكمه شخصيّت هاى ساكت و منحرف مى پرسند:

چرا و چگونه آن همه حوادث تلخ و ناگوار بر امّت اسلامى باريدن گرفت؟ چگونه يك امّت در برابر مظلوميّت اهل بيت (ع) ساكت ماند؟ چرا مجاهدان هميشه در پيكار، در برابر اهانت به فاطمه زهرا (عليهاالسلام) بى تفاوت ماندند؟ براى شناخت علل بى تفاوتى ها، و سكوت كردن ها، بايد به يكى ديگر از عوامل انقلاب و بيدارى توده ها يعنى (قدرت و نفوذ شخصيت هاى اجتماعى) توجه نمود.

شخصيّت هاى اجتماعى و صاحب قدرت و نفوذ در توده ها، اگر در صحنه سياسى حضور فعال داشته باشند و در تداوم انقلاب بكوشند، عامل پديد آورنده و نگهدارنده نهضت ها به شمار مى آيند، كه جاودانه شدن يك حركت تكاملى را تحقق مى بخشند و آفات پيروزى را از سر راه برمى دارند.

اما اگر شخصيت هاى صاحب قدرت، كنار زده شدند.

يا منزوى گردند.

يا منحرف شوند.

يا اغفال و تطميع گردند و رو در روى انقلاب بايستند و در صف ضد انقلاب قرار گيرند.

مى توانند يكى از عوامل شكست نهضت ها، و ركود حركت تكاملى ملّت ها، به حساب آيند و يك ملّت انقلابى را به سكوت و بى تفاوتى بكشانند چرا؟ نقش سمبوليك الگوها

انسان موجودى است كه به دنبال الگوها و سمبل ها حركت مى كند.

الگوطلب است، كه در مباحث روانشناسى، انسانها و سمبولهايش مورد بررسى و ارزيابى است.

از الگوها و سمبل ها مى آموزد، راه و رسم خود را مى يابد.

از آنها تقليد مى كند. و به آنها دل مى بندد. و در برابر كلام و سخنانشان حالت پذيرش و روح اطاعت دارد.

پدر و مادر در خانواده.

رفيق و دوست در روابط اجتماعى.

معلمان و مربيان در مراكز آموزشى.

شخصيّت هاى معروف علمى و هنرى و سياسى، اُلگوها و سَمبُل هاى انسانند كه نقش تربيتى بسيار ارزشمندى خواهند داشت و يا اگر خراب و دروغين باشند نقش تخريبى غير قابل جبرانى خواهند گذاشت.

روان جوامع بشرى از نظر روانشناسى اجتماعى نيز چنين حالت الگوخواهى و سَمْبُل گزينى را دارد، مردم الگوطلب و قهرمان پرستند، و شخصيّت هاى صاحبان نفوذ و قدرت، در مردم نقش حسّاسى خواهند داشت، از اين رو 