َة لِيَتَفَقّهُوا فِى الدِّين وَ لِيُنْذِرُوا قَومَهُم اِذا رَجَعُوا اِلَيْهِم لَعَلّهُمْ يَحْذَرونَ] و فرمان بسيج نيروهاى كارآمد، جهت آموزش مفاهيم اسلام، و تبليغ آن در جامعه اسلامى، پيامبر اسلام، هيئت هاى تبليغى و معلّمان قرآن و احكام را سازماندهى نمود و به سفرهاى تبليغى اعزام فرمود [مغازى واقدى ج 1 ص 354.] در نتيجه پُل ارتباطى بين قرآن و پيامبر اسلام، و توده هاى مردم در شهرها و روستاهاى دور و نزديك، علماء، و هيئت هاى تبليغى رسول خدا، شدند كه پس از تخصص ها و آگاهى هاى لازم. به سوى مردم شتافتند در نتيجه آرام آرام يكى از اركان مهم انقلاب و اسلام پايه گذارى و تحقّق يافت گرچه در روزگاران آغازين هيئت هاى تبليغى رسول خدا (ص) با مشكلات فراوانى روبرو بودند.

گروهى را به طور دسته جمعى به شهادت رساندند، و بدنهاى آنان را قطعه قطعه كردند.

برخى را مخفيانه ترور نمودند.

بعضى را به زندان برده با انواع شكنجه ها آزار مى دادند [المغازى واقدى ج 1 ص 345 و 358. و. سيره ابن هشام ج 2 ص 169. و. طبقات ابن سعد ج 2/ 39. و. فروغ ابديت ج 2 ص 81 تا 89.] و گروهى ديگر را اجازه ورود به شهرهاى خودشان نداده از نيمه راه برمى گرداندند امّا اين سيستم آموزشى، بتدريج فراگير شد. و از شهرهاى عربستان پا فراتر گذاشته و به صورت هجرت و ابلاغ رسالت در كشورهاى اطراف عربستان نيز از اسلام و قرآن تبليغ گرديد (مانند هيئت هجرت كنندگان به حبشه با سرپرستى حضرت جعفر بن ابيطالب) در نتيجه، علماء و آگاهان جامعه اسلامى به عنوان يكى از عوامل تداوم اسلام مطرح و نقش تعيين كننده اى را به عهده گرفتند.عامل ارزشمند روحانيت و حوزه هاى علمى

پس از پديد آمدن هيئت هاى تبليغى از طرف رسول خدا، يكى از عوامل ارزشمند انقلاب، و تداوم و گسترش اسلام در جامعه اسلامى مطرح، و در دلهاى همه، جا باز نمود، و نقش تعيين كننده خود را بازيافت از آن پس فصل جديدى در خطبه ها و روايات و سفارشات رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) در رابطه با ارزش هاى علم و عالم باز شد مانند:

1. فضل علم و فضيلت و ارزش هاى معنوى عالم.

2. نقش عالم اسلامى در هدايت دلها.

3. ارزش بى نظير هدايت مردم.

4. مسؤوليت هاى عالم اسلامى در هدايت و تعليم و تربيت فرد و جامعه.

5. نقش علماء در گسترش و تداوم اسلام.

6. مسؤوليت علماء در برابر بدعت ها و آفات انقلاب و اخلاق جامعه.

7. اجر معنوى كسب علم، و آموزش علوم ضرورى.

8. نقش ملائكه در بازپرورى و حفاظت از علماء و دانشمندان اسلامى.

9. واجب بودن تبليغات اسلامى و آموزش هاى دينى مردم.

10. مسؤوليت هاى علماء در حفظ و پاسدارى از اسلام و مسلمين. و روايات فراوانى كه ارزش و اجر معنوى جويندگان و مبلغان علوم اسلامى را تبيين مى فرمود. مانند.

11. براى عالم اسلامى همه موجودات حتّى ماهى درياها استغفار مى كنند.

12. اگر يك نفر را هدايت كردى اجر و پاداش هدايت همه انسانها را خواهى داشت .

13. ملائكه در برابر عالم اسلامى بال مى گشايند كه: «قدم بر بال ما بگذار».

14. علماء، وارثان رسول خدايند.

15. علماء امت اسلامى از پيامبران بنى اسرائيل برترند.

16. خواب عالم نيز عبادت است.

17. هيچ عبادتى مانند كسب علم و دانش نيست.

18. علماء متعهّد و مسئول در قيامت حق شفاعت دارند.

19. بركات و نعمت هاى الهى به خاطر دعا و خواسته هاى عالم اسلامى فرومى ريزد [بحارالانوار كتاب العلم ج 1 و 2. و. محجّةالبيضاء ج 1 كتاب العلم، و. اصول كافى ج 1 كتاب العلم.] در نتيجه مردم نسبت به عامل ارزشمند ديگرى از انقلاب اسلامى، توجيه گرديدند و به آنان روى آوردند و حلال و حرام خود را از آنان گرفتند. و مشكلات خود را با رهنمودهاى علماء اسلامى حل كردند با همفكرى و مشورت علماء، حركت و سكون خود را، خواب و خوراك خود را، آداب و رسوم خود را تنظيم و بازسازى نمودند.

رسول گرامى اسلام با پديد آوردن و بازپرورى همين عامل ارزشمند اسلامى، پيام جهانى و همگانى خود را تحقق بخشيد و بهترين استفاده را در راه گسترش اسلام و تداوم آن نمود.

آنگاه، حفظ و نگهدارى. و احترام و پاكسازى آن را مرتب تذكر داد. و به اين حقيقت نيز اشاره فرمود كه:

اِذا فَسَدَ الْعالِم فَسَدَ الْعَالَم «اگر عامل تداوم دهنده فاسد شود جهان پُر از فساد خواهد شد». و هشدارهاى مكرر و ضرورى را براى مصون ماندن اين عامل مهم اجتماعى، معنوى مطرح فرمود، تا علماء و روحانيون، همواره در كمال و تكامل جوامع بشرى بكوشند و نفوذناپذير. باقى بمانند. كه فرمودند.

1. عالم ساكت شيطان است.

2. بدترين عذاب براى عالمان فاسد و وابسته است.

3. علماء به طرف دنيا و سلاطين نروند.

4. علماء بى تفاوت در برابر كجى ها و انحرافات مردم عذاب مى شوند.

5. بدترين موجود روى زمين عالم بى عمل و آلوده دامن است.

6. عذاب عالم فاسد دردناك و بى مانند است.

7. اهل جهنم از عذاب و بوى بد عالم فاسد زجر مى كشند.نقشه ها و برنامه ريزى هاى دشمن

دشمنان اسلام، و طرّاحان تشنه حكومت، و سلطه شيطانى از اين عامل ارزشمند (عامل عالمان و آگاهان جامعه) غافل نماندند و در فكر تخريب آن برآمدند، و با توجّه به نفوذ علماء، و روحانيون در ميان توده هاى مردم، به اين نتيجه رسيدند كه:

بدون انحراف و اغفال و وابستگى علماء، نمى شود در توده هاى مردم نفوذ كرد و مردم را به سكوت و انزوا كشاند.

پس بايد عامل ارزشمند عالمان و آگاهان را بى اعتبار نمود و يا قدرت آنان را در اختيار گرفت. و در اين رابطه نقشه هاى شيطانى فراوانى را مطرح كردند مانند:

1- سعى در ساكت كردن يا ساكت نگهداشتن علماءِ بلاد اسلامى.

2- سعى در اغفال و انحراف علماءِ بلاد اسلامى.

3- سعى در تطميع و دنيازدگى علماء بلاد اسلامى.

4- سعى در ايجاد اختلاف در ميان علماء بلاد اسلامى.

5- سعى در ترور و از ميان برداشتن علماء بلاد اسلامى.

6- سعى در بى اعتبار كردن حوزه هاى علمى علماء بلاد اسلامى.

7- سعى در تأسيس و به وجود آوردن حوزه هاى علمى، استعمارى.

8- سعى در خريدن و وابسته نمودن علماء بلاد اسلامى (به شكل آخوندهاى دربارى، سپاه دين، روحانى نماهاى ساواكى).

هرگاه توانستند يكى از عوامل مهم انقلاب يعنى روحانيت و علماء اسلامى را ساكت و منزوى سازند.

يا تطميع و وابسته نمايند. و يا دست به خلق و پيدايش روحانى نماهاى دربارى بزنند. توانستند در دين خدا رخنه كنند. و مردم را استحمار نمايند. و انقلابهاى اصيل رهائى بخش را از پاى درآورند و ديديم كه سران سقيفه چنين كردند.

با زور و تهديد و ارعاب جمعى را ترساندند.

گروهى را به سكوت و انزوا كشاندند. و برخى را همراه خود به حركت درآوردند كه بر ضد اهل بيت (ع) شهادت دروغين نيز بدهند. و در تداوم اين سياست شيطانى:

ابوهريره ها را استخدام كردند. و روحانى نماهاى دربار معاويه را مى نگرم كه در 70 هزار منبر و محراب به قطب عالم امكان، اول مؤمن جهان، و اول مظلوم عالم، حضرت على (ع) اهانت روا مى داشتند [معاويه خودش در سخنرانى ها به امام على (ع) دشنام مى داد - عقدالفريد ج 4 ص 366 و ج 2 ص 301 متوفاى 328 هجرى - شرح نهج البلاغه ابى ا