ن مرا بشنويد.8 : مسيره الرساله المحمديه  
ثم قالت : بسم الله الرحمن الرحيم ، لقد جاء كم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمومنين رووف رحيم .
فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابى دون نسائكم ! و اخا ابن عمى دون رجالكم ! و لنعم المعزى اليه .
فبلغ الرساله صادعا بالنداره ، مائلا عن مدرجه المشركين ، حائدا عن سنتهم ، ضاربا لثبجهم ، آخذا باكظامهم ، داعيا الى سبيل ربه بالحكمه و الموعظه الحسنه .
يجد الاصنام و ينكت الهام ، حتى انهزم الجمع و لوا الدبر، و حتى تفرى الليل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه ، و نطق زعيم الدين ، و هداءت فوره الكفر، خرست شقاشق الشياطين ، و طاع و شيظ النفاق ، و انحلت عقد الكفر و الشقاق ، و فهتم بكلمه الاخلاص فى نفر من البيض الخماص .
و كنتم على شفا حفره من النار فانقذكم منها نبيه ، تعبدون الاصنام و تستقسمون بالازلام ، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى الاقدام . تشربون الطرق و تقتاتون القد، اذله خاشعين ، تخافون ان يتخطفكم الناس من حولكم .
8 : سير رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله  
آنگاه فرمود: بسم الله الرحمن الرحيم ، فرستاده خدا نزد شما آمد كه از شما بود و تحمل مشقت شما بر او دشوار بود و او نسبت به هدايت شما بسيار پافشارى داشت و نسبت به مومنين با رحمت و راءفت بود.
اگر در حسب و نسب او نظر كنيد و او را بشناسيد مى يابيد كه در بين تمام زنان او تنها پدر من است ، و در بين تمام مردان او تنها برادر پسر عموى من (على عليه السلام ) است و چه خوب انتسابى است . او رسالت الهى خود را به انجام رسانيد و امور باعث عذاب پرودگار را معرفى نمود، و از راه و روش ‍ مشركان روى گردانيد و از سنت جاهلى آنان اعراض نمود.
كمر آنان را در راه رسالتش شكست ، و گلوى آنان را فشرد، و مردم را با حكمت و پند نيكو به راه خدا دعوت نمود.
بتان را شكست و سرهاى گردنكشان را به خاك افكند، تا آنكه اجتماع آنان را از هم پاشيد و آنان را از صحنه پشت نمودند، و نور صبح هدايت ظلمت شرك را شكافت و پرده از حق برداشته شد. زعيم دينى گوينده شد، و آتش ‍ كفر خاموش گرديد، و زبانش شياطين لال شد و پست فطرتان منافق هلاك شدند، و گره هاى كفر و خلاف از هم گشوده شد، و شما به كلمه اخلاص ‍ تكلم نموديد با عده اى از پاكان كه عفيف بودند.
شما بر لبه پرتگاه آتش قرار داشتيد كه پيامبر الهى شما را نجات داد. كسانى بوديد كه بتان را مى پرستيديد، و قمار بازى مى كرديد، چنان خوار بوديد كه جرعه هر نوشنده ، و شكار هر طمعكار، و همچون آتشگيره اى بوديد كه بردارنده آن زياد توقف نمى كند، و زير قدمهاى ديگران قرار داشتيد. آب آشاميدنى شما آب كدر، و خوراك شما پوست دباغى نشده بود. مى ترشيديد كه مردم از اطرافتان ناگهان بر شما حمله كنند.9: على عليه السلام فى ابلاغ الرساله الالهيه  
فانقذكم الله تبارك و تعالى بنبيه محمد صلى الله عليه و آله ، بعد اللتيا و التى ، و بعد ان منى ببهم الرجال و ذوبان العرب و مرده اهل الكتاب .
كلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله ، او نجم قرن الضلاله او فغرت فاغره من المشركين قذف اخاه عليا فى لهواتها، فلاينكفى حتى يطا صماخها باخمصه ، و يخمد لهبها بخد سيفه ، مكدودا دووبا فى ذات الله مجتهدا فى امر الله قريبا من رسول الله سيدا فى اولياء الله ، مشمرا ناصحا مجدا كادحا، لا تاخذه فى الله لومه الائم .
و انتم فى بلهنيه وادعون آمنوا فرحون ، و فى رفاهيه من العيش فكهون ، تاكلون العفو و تشربون الصفو، تتربصون بنا الدوائر، و تتوكفون الاخبار، و تنكصون عند النزال ، و تفرون عند القتال .
9: على عليه السلام در تبليغ رسالت  
تا آنكه خداوند تبارك و تعالى به بركت پيامبرش حضرت محمد صلى الله عليه و آله شما را بعد از اين همه سختيها نجات داد، و بعد از آنكه او آنكه او گرفتار پهلوانان كفار و گرگان عرب و گردنكشان اهل كتاب گرديد. هرگاه كه آتش جنگ را مى افروختند خداوند آن را خاموش مى نمود و هر زمان كه قدرت پيروان ضلالت ظاهر مى شد يا دشمنان مشرك دهان خود را براى از بين بردن شما باز مى كردند برادرش على را براى نابودى آنان به عمق دهانشان مى افكند. او هم تا گوشهاى آنان را پايمال نمى كرد، و آتش آنان را با تيزى شمشيرش خاموش نمى نمود باز نمى گشت . او (على عليه السلام ) كسى بود كه در راه خدا سختى و مشكلات را تحمل مى كرد و استقامت از خود نشان مى داد، و نزديكترين اشخاص به پيامبر و سرور اولياى خدا بود. در راه خدا سرزنش ملامت كنندگان تاءثيرى در او نداشت و اين در حالى بود كه شما در زندگى راحت و در كمال آرامش و امنيت و نشاط بوديد، و در رفاه زندگى خوشى را مى گذرانديد. غذاى لذيذ مى خورديد و آب زلال مى نوشيديد و انتظار رسيدن بلاها را بر ما داشتيد و منتظر شنيدن اخبار آن بوديد! و چون جنگى شدت مى گرفت خود را كنار مى كشيديد، و هنگام كارزار فرار مى كرديد.10 : ما اءظهره الناس بعد وفاه صاحب الرساله  
فلما اختار الله لنبيه دار انبيائه و ماوى اصفيائه و اتم عليه ما وعده ، ظهرت فيكم حسيكه النفاق و سمل جلبات الدين و اخلق ثوبه و نحل عظمه و اودت رمته و نطق كاظم الغاوين و تبغ خامل الاقلين و هدر فنيق المبطلين ، فخطر فى عرصاتكم .
و اطلع الشيطان راسه من معرزه هاتفا بكم . فدعاكم فالفاكم لدعوته مستجيبين و للغره فيه ملاحظين .
ثم استنهضكم فوجدكم ناهضين خفافا، و احمشكم فالفاكم غضابا، فوسمتم غير ابلكم و اوردتموها عير شربكم .
هذا و العهد قريب و الكلم رحيب و الجرح يندمل و الرسول لما يقبر. بدارا زعمتم خوف الفتنه ! الا فى الفتنه سقطوا، و ان جهنم لمحيط بالكافرين .
فهيهات منكم و كيف بكم و انى توفكون !؟ و كتاب الله بين اظهركم . اموره ظاهره و احكامه زاهره و اعلامه باهره و زواجره لائحه و اوامره واضحه ، قد خلفتموه وراء ظهوركم .
ارغبه - و يحكم - عنه تريدون ام بغيره تحكمون ؟ بئس الظالمين بدلا. و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين .
ثم لم تلبثوا الا ريث ان تسكن نفرتها و يسلس قيادها، ثم اخذتم تورون و قدتها و تهيجون جمرتها و تستجيبون لهتاف الشيطان الغوى و اطفاء انوار الدين الجلى و اهمال سنن النبى الصفى .
تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لا هله و ولده فى الخمر و الضراء، و نصبر منكم على مثل حز المدى و وخز السنان فى الحشا.
10 : رفتار مردم بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله  
هنگامى كه خداوند جايگاه انبيا و منزلگاه برگزيدگانش را براى او اختيار نمود و آنچه به او وعده داده بود به اتمام رساند كينه و دشمنى ناشى از نفاق شما ظاهر گرديد، و پوشش دين كهنه شد و جامه اش مندرس و استخوانش ‍ ضعيف گرديد، و آن قدرت ضعيف از بين رفت . خشم فرو خورده گمراهان به تكلم در آمد، و گمنام ذليلان ظاهر شد، و شخص مورد قبول اهل باطل صدا در آورد، و در عرصه شما قدرت نمايى كرد.
شيطان از كمينگاه خود سر بر آورد و شما را به سوى خود خواند و شما را دعوت نمود، و ديد كه دعوت او را اجابت مى نماييد و آماده فريب خوردن از او هستيد، و 