حديد ج 1 ص 356. و. ج 3 ص 258 و ج 13 ص 220 به فرمانداران و كارگزاران و عالم نماهاى دربارى نيز امر مى كرد كه به على (ع) ناسزا بگويند.

- صحيح مسلم ج 2 ص 360: مسلم بن حجاج متوفاى 261 هجرى - صحيح ترمذى ج 5 ص 301 حديث 3808 محمد بن عيسى متوفاى 279 هجرى - المستدرك على الصحيحين ج 3 ص 109 - تاريخ دمشق ابن عساكر ج 1 ص 206 و 271 (ترجمه الامام على (ع)) متوفاى 571 هجرى - خصائص نسائى شافعى ص 48 و 81: متوفاى 303 هجرى - نظم درر السمطين ص 107. زرندى حنفى - كفاية الطالب. ص 84 و 86. كنجى شافعى - المناقب خوارزمى ص 59: متوفاى 993 هجرى - اسدالغابه. ابن اثير ج 1 ص 314 و ج 4 ص 25 متوفاى 630 هجرى.

- الاصابة ج 2 ص 509. ابن جر العسقلانى شافعى متوفاى 852 هجرى.

- الغدير ج 1 ص 257. و. ج 3 ص 200. و. ج 10 ص 264 - عقدالفريد ج 4 ص 29. و. ج 2 ص 144 متوفاى 328 هجرى - وقعة صفين. نصر بن مزاجم ص 92 و 89: متوفاى 202 هجرى - شرح نهج البلاغه ابى الحديد ج 1 ص 256 و 361. و. ج 3 ص 100 و ج 4 ص 72 - تذكرة الخواص ص 63. ابن الجوزى حنفى متوفاى 654 هجرى - تاريخ طبرى ج 5 ص 167 و 168: طبرى متوفاى 310 هجرى - الكامل ابن اثير ج 3 ص 413: متوفاى 606 هجرى - مستدرك حاكم ج 1 ص 385. و. ج 2 ص 358 متوفاى 258 هجرى - تاريخ الخلفاء سيوطى ص 190 متوفاى 911 هجرى.] و سپس قلم به دست گرفتند و حديث جعل كردند. و تاريخ اصيل و شريف اسلام را تحريف نمودند. و بدعت ها آفريدند. و انحرافات فراوانى را به خورد مردم دادند. و همه ارزش ها را به سقوط كشاندند.

اين گونه شيوه هاى استعمارى، در تمام نهضت ها مطرح گرديد و در انقلابهاى مكرّر اسلامى به كار گرفته شد.

براى اينكه ميرزاى شيرازى ها را در نهضت تنباكو بى اعتبار كنند. آخوند دربارى در بالاى منبر تهران قَليان مى كشيد. و براى آنكه آيةاللّه كاشانى را بكوبند عالم نماهائى در برابر او سبز گرديدند. و براى آنكه امام امّت را دلسرد كنند باز هم عالم نماهاى دربارى را با قلم و بيان، با رساله و فتوى بسيج كردند تا انقلاب اسلامى را از درون مورد تهاجم قرار دهند.

همه اين تلاش ها براى اين بود كه مى گفتند:

«اگر علماء بلاد اسلامى را ساكت كنيم، ساكت كردن مردم آسان است».

چون مى دانستند:

همواره يكى از عوامل بيدارى مردم و شكل گيرى نهضت هاى رهائى بخش، و تداوم اسلام و نهضت، علماء آگاه بلاد اسلامى بودند و خواهند بود.

حضرت امام (رحمةالله عليه) در آغاز حركت تكاملى انقلاب اسلامى، مى دانستند كه اگر عامل روحانيت به صحنه بيايد، حركت توده هاى مليونى به زودى شكل گرفته، بالنده مى شود كه مى فرمودند:

«اى علماء نكنيد سكوت».

«واللّه گناهكار است كسى كه داد نزند».

«به خدا مرتكب كبيره است كسى كه فرياد نزند». .

..

«واى بر اين علماء ساكت» «واى بر اين قم ساكت، اين نجف ساكت».

«اى علماء بلاد اسلامى بداد اسلام برسيد».

«اى قم، اى نجف بداد اسلام برسيد، رفت اسلام!» و روزى كه روحانيت ايران با فريادهاى وحى گونه امام بيدار شد و از پاى ننشست، توانست ملّت ايران را بيدار كند و پل ارتباطى بين رهبر و مردم را برقرار سازد كه از همه اقشار مردم در تمام شهرها و روستاها. حركت و فرياد انقلابى شكل مى گرفت و انقلاب در دل هاى عموم مردم راه مى يافت اينكه مى گويند.

چگونه مردم مدينه ساكت شدند؟ سير ارتجاعى گرفتند؟ تا حدودى به انحراف و اغفال و سكوت عالمان و آگاهان آن روزگاران مربوط مى شود، كه نمونه هاى در خطبه هاى حضرت زهرا (عليهاالسلام) بچشم مى خورد.محاكمه عالمان و آگاهان ساكت

هر كس خطبه هاى آتشين حضرت زهرا (عليهاالسلام) را بررسى مى كند از خود مى پرسد:

فاطمه (عليهاالسلام) با چه كسانى حرف مى زند؟ به سر چه افرادى فرياد مى كشد؟ آنگاه با تداوم مطالعه و ارزيابى خطبه ها، پاسخ خود را به دست مى آورد كه مخاطبين حضرت زهرا (عليهاالسلام):

عالمان و آگاهان بى تفاوت جامعه اسلامى.

شخصيّت ها و بزرگان تطميع شده مدينه.

اصحاب و ياران رفاه زده و قدرت طلب رسول خدا.

حافظان قرآن و حاملان وحى مى باشند. كه در انحراف و غفلت و فراموشى، دست از ارزش هاى الهى شستند و مرعوب و مضطرب، تسليم ظلم شده، سكوت اختيار نمودند كه حضرت خطاب به آنها فرمود:

«اَنْتُمْ- عِبادُ اللّهِ- نُصُبُ اَمْرِهِ وَ نَهْبِهِ «شما اى بندگان خدا پرچمداران امر و نهى اوئيد». و حَمَلَةُ دينِهِ وَ وَحْيِهِ «و حاملان دين خدا و وحى او هستيد». و َ اُمَناءُ اللّهِ عَلى اَنْفُسِكُم «و امين هاى خدائيد نسبت به خويشتن». و َ بُلَغاؤهُ اِلَى الاُمَمِ «و مبلّغان اوئيد به سوى امت ها».

مى پرسند مخاطب هاى حضرت زهرا (عليهاالسلام) چه كسانند؟ خود مى فرمايد:

بندگان خدا (امّا ترسو).

پرچمداران امر و نهى (هم اكنون ساكت).

حاملان دين و وحى الهى (حال تطميع شده و بى تفاوت).

اسنانهاى امين و پاك (امروز خيانتكار و وابسته).

مبلغان پر تلاش ديروز (ساكت هاى منزوى امروز) [در تهاجم سران سقيفه، همه تسليم و منزوى گرديده و با ابابكر بيعت نمودند تنها امام على (ع) بود كه هرگز بيعت نكرد و در برابر تهديدات ابابكر و عمر دوام آورد 1. صحيح بخارى: محمد بن اسماعيل متوفاى 256 هجرى 2. كتاب المغازى ج 5 ص 82 و 177. و. ج 3 ص 55: واقدى 207 هجرى 3. صحيح مسلم ج 5 ص 152 (باب الجهاد والسير) و ج 2 ص 81: متوفاى 261 هجرى 4. الامامة والسياسة ج 1 ص 11. 13: ابن قتيبه متوفاى 276 هجرى 5. مروج الذهب ج 2 ص 302: مسعودى متوفاى 346 هجرى 6. تاريخ طبرى ج 3 ص 208: طبرى متوفاى 310 هجرى 7. الكامل فى التاريخ ج 2 ص 327 و 331: ابن اثير متوفاى 606 هجرى 8. كفاية الطالب. كنجى شافعى ص 370 9. شرح نهج البلاغه. ابى الحديد ج 2 ص 18 10. الصواعق المحرقة ص 13: ابن حجر متوفاى 852 هجرى 11. عبداللّه بن سباء ص 112:.] آنگاه بندگان و مبلّغان و آگاهان ساكت را توبيخ مى فرمايد كه چرا قدم در راه شيطان مى گذارند و حقائق را انكار مى كنند: فرمودند.

ثُمّ اَخَذْتُم تُورُونَ وَقْدَتَها، وَ تُهَيّجُونَ جَمْرَتَها «پس آتش گيره ها را افروخته تر مى كرديد و دامن به آتش مى زديد تا آتش را شعله ور كنيد». و َ تَسْتَجيبُونَ لِهِتافِ الشّيْطانِ الغَوِىّ «براى اجابت كردن بانگ شيطان گمراه آماده بوديد». و َ اِطْفاءِ اَنوارِ الدّينِ الْجَلِىّ «و براى خاموش نمودن انوار دين روشن خدا». و َ اِخْمادِ سُنَنِ النّبِىّ الصّفِىّ «و افسرده كردن و ضعيف نمودن سُنن نبى برگزيده خدا».

تُسِرّوُنَ حَسْواً فِى ارْتِغاءٍ «به بهانه كف گرفتن، شير را زير لب پنهان مى خوريد». و َ تَمْشُونَ لِأهْلِهِ وَ وُلدِهِ فِى الْخَمَرِ وَالضّراءِ «و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه ها و درختان كمين كرده ايد».

سپس بر سرشان فرياد مى كشد كه چرا اينگونه ساكت شديد و به انحراف مى رويد؟ فَأنّى حِزْتُمْ بَعْدَ الْبَيانِ؟ «پس چرا بعد از اقرارتان به ايمان حيران شديد؟». و َ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِعْلانِ؟ «و چسان پس از آن مرحله آشكار همكارى خود را نهفته كرديد؟». و َ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ؟ «و بعد از آن پيشقدمى، عقب نشستيد؟». و َ اَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الْايمانِ؟ «و بعد از ايمان شرك آورديد؟».

اَلا تُقاتِلُونُ قَوْماً نَكَثُوا اَيْمانَهُم وَ هَمّ