وا بِاخْراج الرّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤكُمْ اَوّلَ مَرّةٍ اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ اَحَّقُ اَنْ تَخْشَوْهُ انْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ.

«در حالى كه قرآن مى فرمايد: آيا نمى جنگيد با گروهى كه عهد شكستند و خواستند رسول خدا را اخراج كنند با آنكه آنان جنگ را آغاز نمودند، آيا از آنان هراس داريد در حالى كه خدا سزاوارتر است كه از او بهراسيد، اگر كه مؤمنيد».

اَلا قَدْ اَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ «به هوش باشيد كه من مى بينم به تنبلى و تن آسائى هميشگى دل نهاده ايد». و اين واقعيت تلخ را همه مشاهده كردند كه پس از سكوت و بى تفاوتى عالمان و آگاهان مدينه، حريم اهل بيت (ع) بى دفاع ماند و توده هاى مردم با سكوت مبلغان و عالمان اسلامى به يأس و نااميدى تن در دادند و با بى تفاوتى از كنار حوادث تلخ گذشتند و ميدان را براى قدرت طلبان بى تقوى خالى كردند و در يك سير ارتجاعى خطرناكى قرار گرفتند [سير ارتجاعى سير ارتجاعى در امّت اسلامى يك واقعيّت تلخ غير قابل انكار است منافقين و نفوذى هاى منتظر فرصت حتّى در سالهاى آخر عمر رسول خدا (ص) دست به تحركات گوناگونى زدند تا جائى كه مدينه تهديد مى شد از اين رو در حادثه جنگ تبوك، پيامبر (ص) على (عليه السلام) را در مدينه جانشين خود قرار دادند تا هرگونه تحرك دشمن را سركوب نمايد.

پيامبر (ص) خود اين خطر بزرگ را مطرح و با هشدارهاى لازم مردم را در صحنه سياسى نگه داشتند فرمود: لا تَرْجِعُوا بَعْدِى كُفّاراً يَضْرِبُ بَعْضُكُم رقابَ بَعْض «پس از من كافر نگرديد كه بعضى از شما گردن بعضى ديگر را بزنند» - صحيح بخارى ج 9 ص 63 - طبقات الكبرى ج 2 ص 184 - مسند احمد ج 4 ص 76 و 349 - كشف الأستار ج 2 ص 101 - البيان والتبيين ج 3 ص 23 - وفاء الوفاء ص 885 - مسند احمد ج 2 ص 300، 408 - مسند احمد ج 3 ص 18 و 28 پس از رحلت رسول خدا (ص) نيز شاهد بوديم كه بسيارى دست از اسلام ولايت و رهبرى اهل بيت (ع) كشيدند و پيمان روز غدير را شكستند و راه ارتجاعى و «ارتداد» پيمودند - اختصاص ص 84 شيخ مفيد - سفينة البحار ج 1 ص 517 و در تحليل علل ارتداد و روى گردانى مردم، حضرت زيد فرزند امام سجّاد (عليه السلام) فرمودند و َاللّهِ لَو تَمَكّنَ القُوْمُ اَنْ طَلَبُوا الْمُلْكَ بَغَيْرِ التّعَلّقِ بِاسْمِ رِسالَتِهِ، كانُوا قَدْ عَدَلُوا عَنْ نُبُوّتِهِ «سوگند به خدا، اگر براى آن قوم، امكان داشت كه بدون تعلّق و وابستگى به رسالت پيامبر (ص) خلافت را تصاحب نمايند، از نبوّت آن حضرت دست مى كشيدند و انكار مى كردند» - بيت الاحزان (ترجمه) ص 93: شيخ عباس قمّى] كه سر آغاز پيدايش حوادث ناگوار پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) گرديد.
آخر ز چه ناله داشت زهرا (عليهاالسلام) 	  	بعد پدر از جفاى اعداش
مى ديد كه عهد خود شكستند 	  	بستند ز كينه دست مولاش
يك لاله تازه اين همه داغ؟ 	  	در سينه به جاى دل چه دارد؟
بر قبر پدر فتاده از پاى 	  	زهرا مگر از كه شكوه دارد؟
ز انصار كه ياريش نكردند؟ 	  	بستند دَرِ كمك به رويش؟
يا زانكه زدى ميان كوچه 	  	 
  	  	سيلى عوض فَدَكْ به رويش؟فروپاشى نيروهاى دفاعى

- ضرورت قدرت دفاعى - خطر غفلت از قدرت دفاعى نهضت ها - سياست نفوذ در نيروهاى دفاعى كشورها - تحليل علل فروپاشى نيروهاى دفاعى در سخنان فاطمه (عليهاالسلام) يكى از عوامل شكست نهضت ها و رويدادهاى تلخ تاريخ ملّت ها، فروپاشى نيروهاى دفاعى است.

هرگاه پاسداران مجاهد و رزمنده، و نيروهاى دفاعى بازدارنده ملّتى. در شعله هاى آتش نفاق از بين بروند و در گرد و غبار فتنه ها ناپديد گردند، چه كسى مى تواند از مكتب و ملّت دفاع نمايد؟ و پاسدار و تداوم دهنده ارزش هاى انقلابى باشد؟ پس از رسول خدا. نيروهاى دفاعى و لشگريان اسلام.

در بلاى فتنه ها. و اختلافات قومى. و انحرافات اجتماعى از هم پاشيدند و سكوت كردند و قرآن و عترت را بدون هرگونه پاسدار و محافظى در معرض توطئه ها قرار داده و تنها گذاشتند كه حضرت زهرا (عليهاالسلام) فرمودند.

فَقُبْحاً لِفُلولِ الْحَدِّ «چه زشت است كندى شمشيرها». و َاللّعْبَ بَعْدَ الْجِدّ «و سستى و بازى آنها پس از تلاش و كوششان». و َ قَرْع الصَفاةِ، وَ صَدْع القَناةِ «و سر بر سنگ خارا زدن نيزه اى كه شكاف برداشته». و َ خَطَلِ اِلاراءِ، وَ زَلَلِ الأهْواءِ «و فساد آراء و انحراف اميال» [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا (عليهاالسلام) در جمع زنان مهاجرين و انصار.] ضرورت قدرت دفاعى

هر موجود زنده از نظر بيولوژى و تداوم حيات و زندگى احتياج به قدرت دفاعى مناسب دارد، تا در برابر ميكروب ها و انگل هاى مزاحم دوام بياورد.

بدن انسان همانگونه كه از يك سيستم جاذبه قوى و متناسب برخوردار است و انواع ويتامين ها و موادّ غذائى را به خوبى جذب مى كند قدرت دفاعى مناسبى نيز دارد. و نظم شگفتى آورى در سيستم دفاعى بدن حاكم است كه جداً بايد مورد ارزيابى و مطالعه عميق قرار گيرد.

لوزه ها ميكروب ها را شناسائى كرده و با آنان درگير مى شوند. و خبر ورود دشمن را به مركز اعصاب مى رسانند و با فرمان جنگ، همه گلبول هاى سفيد در يك بسيج عمومى و مناسب، راه را بر ميكروب هاى مزاحم بسته و دشمن را از پاى درمى آورند «فتبارك الله أحسن الخالقين».

كشور و ميهن اسلامى.

مرزها و ارزش هاى انقلاب نيز بايد داراى قدرت دفاعى نيرومندى باشد كه در صورت لزوم از كشور و انقلاب اسلامى دفاع نمايد و آفات انقلاب را از سر راه بردارد از اين رو:

تشكيل ارتش اسلامى. و بسيج نيروهاى مردمى. و برخوردارى از يك سيستم دفاعى مطمئن و بى نظير.

جزو فرمان الهى قران و سفارشات پيامبران الهى است.

امام على (عليه السلام) مى فرمايد «وَالْجُنُودُ بِاذْنِ اللّه حُصُونُ الرّعِيّةِ، وَ زَيْنُ الوُلاةِ وَ عِزّ الدِّينِ و سُبُلُ الأمْن وَ لَيْسُ تَقُومُ الرّعيّةُ اِلا بِهِمْ (سپاهيان به اذن خداحافظان و پناهگاه رعيت، زينت زمامداران، عزّت و شوكت دين و راه هاى امن و امانند، و ثبات و پايدارى ملّت به آنان بستگى دارد) [معجم المفهرس نهج البلاغه نامه 54/ 44.] تمام قدرت ها و حكومت ها و جوامع بشرى به اين اصل مسلّم حياتى پى برده و به فكر تشكيل ارتش و ارگان هاى نظامى افتادند رسول گرامى در تشكيل ارتش اسلامى، از شيوه ها و طرح هائى استفاده كردند كه براى جهانيان قابل توجّه و تأمل بود و هست.

ضمن اينكه ارتش اسلامى و قدرت دفاعى را طراحى و بازسازى مى فرمودند، همه مردم را در يك دفاع نظامى بسيجى گونه اى، دخالت دادند و همه را مسلّح نمودند و آموزش نظامى را به عنوان مقدّمه دفاع از اسلام و قرآن واجب شمردند و فضائل و اجر و ارزش هاى معنوى آن را در قالب ده ها روايت و حديث ابلاغ فرمودند.

در جامعه اسلامى رسول خدا، تنها قشر خاصّى، از اسلام و انقلاب دفاع نمى كردند.

دفاع بر همه واجب بود. و همه افراد در جهاد اسلامى شركت مى نمودند.

اين طرح ارزشمند و قدرت بى نظير توده هاى مسلمان، و عمومى بودن دفاع، باعث شكست تحركات دشمنان قسم خورده اسلام شد. و توطئه هاى مشركين قريش را نقش بر آب نمود. و شي