دگانى كه برگزيده شديد».

سپس به سوابق درخشان مجاهدان اسلام اشاره مى فرمايد.

فاتَلْتُمُ الْعَرَبَ وَ تَحَمّلْتُمُ الْكَدّ وَالتّعَبَ «با عرب پيكار كرديد و تحمّل رنج و زحمت نموديد». و َ ناطَحْتُمْ الْاُمَمَ «با امت ها به رزم پرداختيد». و َ كافَحْتُمُ الْبُهَمَ «با پهلوانان به نبرد برخاستيد».

لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ «ما قدم برنمى داشتيم تا شما قدم برمى داشتيد».

نَأمُرُكُمْ فَتَأتَمِرُونَ «به شما امر مى كرديم و شما هم اطاعت مى نموديد».

حَتّى اِذا دارَتْ بِنارَحَى الْاِسْلامِ «تا آسياى اسلام به گردش افتاد». و َ دَرّ حَلَبُ الاَيّامِ «پستان روزگار به شير آمد». و َ خَضَعَتْ نُعَرَةُ الشِّرْكِ «و نعره هاى شرك آميز خاموش شد». و َ سَكَنَتْ فَوْرَةُ الاِفْكِ «و ديگ طمع و تهمت از جوش افتاد». و َ خَمُدَتْ نيرانُ الْكُفْرِ «و آتش كفر خاموش شد». و َ هَدَأتْ دَعْوَةُ الْهَرْج «و دعوت و نداى هرج و مرج آرام گرفت». و َ اسْتَوْسَقَ نِظامُ الدّينِ «و نظام دين كاملاً رديف شد».

آنگاه بر سر ساكت هاى منحرف با آن همه سوابق درخشان دفاعى فرياد مى زند كه:

فَأنّى حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَيانِ؟ «پس چرا بعد از اقرارتان ايمان را، حيران شديد؟». و َ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الاِعْلانِ؟ «و چسان پس از آن مرحله آشكار، همكارى خود را نهفته كرديد؟». و َ نَكَصْتُمْ بَعْدَ الْاِقْدامِ؟ «و بعد از آن پيشقدمى، عقب نشستيد؟». و َ اَشْرَكْتُمْ بَعْدَ الايمانِ؟ «و بعد از ايمان شرك آورديد؟».

اَلا تُقاتِلُونُ قَوْماً نَكَثُوا اَيْمانَهُم وَ هَمّوا بِاخْراج الرّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤكُمْ اَوّلَ مَرّةٍ اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّهُ اَحَقّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤمِنينَ.

«در حالى كه قرآن مى فرمايد: آيا نمى جنگيد با گروهى كه عهده شكستند و خواستند رسول خدا را اخراج كنند با آنكه آنان جنگ را آغاز نمودند، آيا از آنان هراس داريد در حالى كه خدا سزاوارتر است كه از او بهراسيد، اگر كه مؤمنيد». و با سخنانى دردآلود به همه آيندگان اعلان مى دارد كه:
همه عهد خدا بشكسته بودند 	  	عليه ما بهم پيوسته بودند
از آنرو پشت درافتادم از پا 	  	كه دست شوهرم را بسته بودندبى تفاوتى و انزواى مردم

- ضرورت توجه به عامل مردمى - ارزيابى مجدد نمونه ها - خطر بى تفاوتى عامل مردمى از ديدگاه حضرت زهرا (عليهاالسلام) يكى از عوامل مهم شكست يا پيروزى نهضت ها، تداوم با سير ارتجاعى حركت هاى تكاملى «مردم و عامل مردمى است» كه:

انقلاب را گسترش مى دهند.

فراگير مى سازند.

حافظ و پشتيبان ارزش هاى آن مى گردند.

عامل مردمى، نقش بسيار حسّاس و ارزنده اى دارد به گونه اى كه ديگر عوامل ياد شده بدون «عامل مردمى» نمى توانند كارساز باشند يعنى:

الف- عامل رهبرى بدون حمايت مردم نمى تواند يك انقلاب را بثمر رساند.

ب- عامل شخصيّت ها نيز، رابط توده ها و انقلاب و رهبرى مى باشند كه بدون قدرت مردمى، يا سكوت و فرار مردم، نقشى نخواهند داشت.

ج- عامل قدرتمند علماء و روحانيّت، براى به صحنه كشاندن مردم، و توده هاى ميليونى، و پيوند با رهبرى، و ارزش هاى انقلاب، مطرح مى شوند كه بدون قدرت مردمى، كارى از پيش نخواهند برد.

د- قدرت دفاعى و ارتش اسلامى، انقلابى، نيز به قدرت مردمى، و شركت و دخالت آنها نيازمند است و بدون حمايت توده ها دوام نخواهد آورد.

ه- و جاذبه مكتب و ايدئولوژى نيز، براى حركت توده ها مورد بهره بردارى قرار مى گرفت، حالا اگر مردم. مكتب و جاذبه هاى آن را نشناسد يا نپذيرند و يا با دخالت عواملى، آن را ترك گويند همانند دگير عوامل ياد شده بدون اثر خواهد بود.

ممكن است بهترين رهبر سياسى، دينى، الهى را داشته باشيم و شخصيّت هاى مهم و فوق العاده همراه با دانشمندان و علماء آگاهى در صحنه سياسى فعاليّت كنند، امّا باز هم انقلاب اسلامى موفق نباشد. و يا پس از پيروزى با انزوا و كناره گيرى مردم به سير ارتجاعى و شكست انجامد .

مگر امام على (عليه السلام) شب و روز براى تداوم اسلام رسول خدا (ص) تلاش نمى كردند؟ و اصحاب و ياران رسول خدا را عليه خط نفاق و شرك پنهان توجيه نمى نمودند؟ و جاذبه بى نظير مكتب و ايدئولوژى را مطرح نمى كردند؟ پس چرا آن همه تلخى ها و بلاها را به جان خريدند؟ و در صفين پيروزى به دست نياوردند؟ و حكميّت را بر امام تحميل كردند؟ و رهبر معصوم و الهى خود را تنها گذاشتند؟ كه يكجا مى فرمايد. يا اَشْباهَ الرِّجال وَ لا رِجال [خطبه 27/ 13 نهج البلاغه المعجم المفهرس.] و در جاى ديگر مى فرمايد. قاتَلَكُمُ اللّه لَقَدْ مَلَئتُم قَلْبى قِيحَاً؟ [خطبه 27/ 14 نهج البلاغه المعجم المفهرس.] با ارزيابى درست مى نگريم كه بايد مردم را در صحنه سياسى نگهداشت و از قدرت مردمى توده ها براى پيدايش و تداوم و حفظ انقلاب، بهره جُست كه روى گردانى مردم از مبارزه و پاسدارى ارزش ها، يا انزوا و سكوت آنها مى تواند شكننده و مصيبت بار باشد.

گرچه 4 عامل ياد شده (رهبر، مكتب، شخصيّت ها، روحانيت) مى توانند آرام آرام، مردم را بيدار كند و آگاهى هاى لازم را بدهند، و دل و جان جامعه را با نور هدايت درمان كنند امّا از قدرت و اهميّت «عامل مردمى» حتى يك لحظه نيز نبايد غفلت نمايند.

در تحليل حوادث تلخ و مصيبت بار زندگى حضرت زهرا (عليهاالسلام) نيز عامل مردمى بايد به دقّت مورد ارزيابى قرار گيرد اينكه مى پرسند.

چرا اهل بيت و رهبر معصوم را منزوى نمودند؟ چگونه يك امّت انقلابى درجا زدند و كنار رفتند؟ چرا مجاهدان هميشه در پيكار اسلام، ديگر از اسلام ولايت دفاع نكردند؟ بايد ديد چه عواملى، «عامل مردمى» را از كار انداخت؟ و ديگر عوامل حركت و انقلاب را بى اثر گذاشت؟ و چرا مردم دلسرد و روى گردان از تداوم مبارزه گرديدند؟ كه در جواب دختر رسول خدا در آغازين لحظه هاى وفات پيامبر (ص) سكوت كردند؟ و فريادهاى مظلومانه آن يگانه بانوى اسلام را ناديده گرفتند و در دفاع از حقوق اهل بيت (ع) سُستى نمودند؟ ضرورت توجه به عامل مردمى

سياستمدارانى كه به زور و روش هاى شيطانى تكيه دارند. و به قدرت هاى بزرگ وابسته اند. و با حمايت و قدرت آنها در براندازى يا به دست گرفت حكومتى، قدرتى تلاش مى كنند. و يا در نظاميان كشورى نفوذ كرده با حركت ميليتاريستى و زور سر نيزه مى خواهند بر مردم حكومت كنند.

كارى به توده ها و عامل مردمى ندارند و اصولاً از آرمان و اهداف تكاملى انسان دوستانه اى برخوردار نمى باشند.

مى خواهند حاكم باشند و توده ها را با زور و پول و تزوير، تسليم اهداف شيطانى خود سازند.

نه به مردم و سرنوشت جامعه مى انديشند. و نه كارى با مردم دارند. و همواره با قدرت مردمى در ستيزند و آينده اى جز شكست و رسوائى نخواهند داشت.

امّا در نهضت هاى الهى، و قيام هاى رهائى بخش پيامبران خدا، مردم مورد توجه قرار دارند، و سرنوشت و سعادت مردم اساس بعثت سفراء الهى است.

از اين رو راه انبياء و مصلحان متعهّد جوامع بشرى از راه سياستمداران خود فروخته و فرصت ط