دن مردم نمودند، و همه تحليل گران تاريخ ديدند كه: تا عامل مردمى از پيامبران فاصله گرفت پيروزى ها رخت بست. و تا مردم در لحظه هاى حساس پس از پيامبر اسلام سكوت كردند و تسليم توطئه ها گشتند، امّت اسلامى سير ارتجاعى گرفت و آن همه از حوادث تلخ بر اهل بيت (ع) وارد آمد. و تا در مبارزات مدرّس شهيد و نهضت تنباكو و قيام آيةاللّه كاشانى، مردم به اختلاف و جدائى دامن زدند و كناره گرفتند، استبداد دوباره حاكم شد و انقلاب و رهبران انقلابى كنار زده شدند و استعمارگران با نفسى تازه حمله هاى كارى مجدّد را از سر گرفتند.

اگر عامل مردمى با امام على (ع) بود و حادثه تعيين امامت را در 70 روز قبل در حماسه غدير به ياد مى آورد و آنگاه با همان روح شهادت طلبى و جهاد، از اسلام رسول خدا (ص) و امامان معصوم (ع) دفاع مى نمود از حوادث ناگوار خبرى نبود [بى تفاوتى و عذرتراشى ها امام على (ع) و فاطمه زهرا (عليهاالسلام) براى اتمام حجّت و تداوم مبارزه منفى بر ضدّ كودتاگران، اصحاب رسول خدا (ص) و ياران مدّعى را فراخواندند، به يارى طلبيدند، دعوت به مبارزه كردند امّا فايده اى نداشت و با عُذرتراشى هاى بيهوده از مسئوليت الهى سر باز زدند مانند:

1. بعضى گفتند، چه بايد كرد ابابكر زودتر از شما آغاز كرد، ما هم با او بيعت كرديم، ديگر نمى شود كارى از پيش برد - اعلام النساء ج 3 ص 1204 - احقاق الحق ج 10 ص 295 - الامامة والسياسة ج 1 ص 12: ابن قتيبة متوفاى 276 هجرى - احتجاج طبرسى ج 1 ص 147: طبرسى متوفاى 588 هجرى - خصال ج 1 ص 173: شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى 2. شب ها به خانه هاى مهاجر و انصار رفتند، آنها را فراخواندند، و پاسخ مثبت ندادند - الامامة والسياسة ص 12 و 20: ابن قتيبة متوفاى 276 هجرى - اعيان الشيعة ج 1 ص 310: علامه امينى 3. برخى ديگر گفتند. از ظهور فتنه ها ترسيديم و فوراً براى برقرارى نظم با ابابكر بيعت كرديم - مروج الذهب ج 2 ص 301: مسعودى متوفاى 346 هجرى 4. و گروهى گفتند. اگر على (ع) هم زودتر مى آمد با او بيعت مى كرديم، حضرت زهرا (عليهاالسلام) فرمودند على (ع) در كنار جسد پيامبر، مشغول مراسم تدفين بود، آيا مى توانست پيامبر را ترك كند؟ - الامامة والسياسة ص 12: ابن قتيبة متوفاى 276 هجرى - بيت الاحزان ص 92. شيخ عباس قمّى - كفاية الأثر ص 193:

امام على (ع) فرمودند: أفَكُنْتُ أدَعُ رَسُولَ اللّهَ (ص) فى بَيْتِهِ؟ لَمْ أدْفُنَهُ وَ أخْرُجُ أنازِعُ النّاسَ سُلْطانَهُ؟ (آيا مى توانستم جنازه رسول خدا (ص) را در خانه اش رها كنم و مراسم تدفين را ناديده گرفته به ميان مردم بروم و در حكومت و خلافت به منازعه پردازم؟) - رجوع كنيد به مدارك بالا حضرت زهرا (عليهاالسلام) در برابر عُذر تراشى هاى رسوا فرمود و َ هَلْ تَرَكَ أبى يَوْمَ غَدِيرِ خُمّ لِأحَدٍ عُذْراً؟ (آيا پدرم پيامبر اسلام (ص) پس از حماسه غدير كه على (ع) را به امامت منصوب فرمود براى كسى عذرى باقى گذاشته است؟) - خصال ج 1 ص 173: شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى و مردم مدينه پس از آنكه كودتاگران حكومت را گرفتند و آب ها از آسياب فروريخت به عنوان عذرخواهى به يگانه يادگار پيامبر (ص) گفتند:

«ما غافل گير شديم، ابابكر پيشدستى كرد اگر على (ع) بما تذكر مى داد به او روى مى آوريم» حضرت زهرا (عليهاالسلام) در يك افشاگرى ضرورى فرمود اِلَيْكُم عَنّى فَلا عُذْرَ بَعْدَ تَعْذِيركُمْ وَ لا أمْرَ بَعْدَ تَقْصِيركُمْ «به دنبال كارتان برويد، ديگر پس از اينگونه عذرتراشى هاى دروغين عذرى پذيرفته نمى شود و پس از اين كوتاهى و بى تفاوتى امرى وجود نخواهد داشت» - احتجاج طبرسى ج 1 ص 147- 149: متوفاى 588 هجرى] كه فاطمه زهرا (عليهاالسلام) از اين بى تفاوتى نورس و سكوت مرگ آور مى نالد و سركوفت مى زند كه:

فَلَمّا اخْتارَ اللّهُ لِنَبِيّهِ (ص) دارَ اَنبِيائِه «تا آنكه خدا براى پيامبرش خانه انبياء را برگزيد». و َ مَأوى اَصْفيائِه «و آرامگاه اصفياء را».

ظَهَرَتْ فيكُمْ حَسْكَةُ النِّفاقِ «خار و خاشاك نفاق در شما ظاهر شد». و َ سَمَلَ جِلْبابُ الدّينِ «جامه دين كهنه شد». و َ نَطَقَ كاظِمُ الْغاوين «سر دسته گمراهان به سخن درآمد». و َ نَبَغَ خامِلُ الأقَلّينَ «تهيدست گمنامان نابغه شد». و َ هَدَرَ فَنيقُ الْمُبْطِلينَ «نازپروردگان بى عرضه كبكشان به خواندن آمد».

فَخَطَرَ فى عَرَصاتِكُم «در عرصه هاى خانه هايتان به قدم زدن درآمد». و َ أطْلَعَ الشّيْطانُ رَأسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ «و شيطان سر خويش را از مخفى گاه خود بيرون آورد».

هاتِفاً بِكُمْ «ندايتان درداد».

فَاَلْفاكُم لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجيبينَ «ديد كه پاسخگوى دعوت او هستيد». و َ لِلْغرّةِ فيهِ مُلاحِظينَ «و براى ملاحظه عزت فريبنده او آماده ايد».

ثُمّ اسْتَنْهَضَكُم فَوَجَدَكُمْ خِفافاً «خواست كه قيام نمائيد و ديد كه شما راحت و سبك اين كار را مى كنيد». و َ اَحْمَشَكُم فَألْفاكُمْ غِضاباً «گرم و داغتان كرد و ديد كه آتشينيد».

فَوَسَمْتُم غَيْرَ اِبِلِكُم «پس داغ و نشان زديد بر غير شترتان». و َ أوْرَدْتُم غَيْرَ شِرْبِكُم «و بر آبى كه سهم شما نبود وارد شديد».

هذا وَالْعَهْدُ قَريبٌ «در حالى كه از عهد و قرار چيزى نگذشته بود». و َالْكَلْمُ رَحيبٌ «و موضع شكاف زخم هنوز خيلى وسيع بود». و َالْجُرْحُ لَمّا يَنْدَمِلْ «دهن زخم هنوز به هم نيامده بود». و َالرّسُولُ لَمّا يُقْبَرْ «و پيغمبر هنوز به قبر سپرده نشده بود».

اِبْتِداراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ «براى عمل خود بهانه آورديد كه از فتنه مى ترسيديم».

ألا: فِى الفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ اِنّ جَهَنّمَ لَمُحطيَةٌ بِالْكافِرينَ «ولى به راستى كه در فتنه افتاديد و راستى كه جهنّم محيط بر كافران است».

فَهَيْهاتَ مِنْكُم! «خيلى دور بود اين پيش افتادگى از شما». و َ كَيْفَ بِكُمْ؟ «و چطور اينكار را كرديد؟». و َ أنّى تُؤفَكُونَ «به كجا روى مى آوريد».

در لحظه هاى آغازين وفات پيامبر (ص)، كودتاگران سقيفه، با پخش شايعات و شعارهاى انحرافى، گروهى از مردم را به شك و ترديد كشاندند [تحريك مردم ابابكر براى تحريك كردن مردم گفت.

«فدك پس از رسول خدا (ص) مال عموم مردم است» تا فاطمه (عليهاالسلام) را در برابر مردم قرار داده كه نه تنها كسى بر مظلوميّت فاطمه (عليهاالسلام) اعتراض نكند بلكه عليه او بشورند و براى منافع مادّى، تصميم ابابكر را بپذيرند - فتوح البلدان ص 44: بلاذرى متوفاى 279 هجرى.] بعضى را با وعده هاى دروغين بسيج كرده عليه اهل بيت (ع) شوراندند. و برخى را به طغيان و تهاجم واداشتند. و دسته اى را با برق شمشيرها مرعوب و منزوى نمودند. و جمعى را اغفال و به انحراف كشاندند تا در ولايت اهل بيت (ع) ترديد نمايند. و سران تعدادى از قبائل را به بهانه تقسيم پُست هاى حكومتى تطميع

نمودند. و مقاومت كنندگان را ترور كردند، به خاك و خون كشيدند. و به خانه على (ع) يورش آوردند [ابابكر فرمان هجوم به خانه حضرت زهرا (عليهاالسلام) را صادر كرد (به عمر گفت با جماعتى به خانه فاطمه (عليهاالسلام) برويد تا همگان ب