 اى تصادفى متحوّل نمى گردند. و باز هم ناگهانى و تصادفى توقف نمى كنند. و به سكوت و انزوا، روى نمى آورند:

حركت و انقلاب توده ها به انتخاب و حضور فعّال ملّت ها بستگى دارد و آنگاه كه قدرت مردمى از صحنه اجتماعى كنار زده مى شود، در غبار فتنه ها و شك و ترديدها، به سكوت و انزوا كشانده شده و همه ره آوردهاى به دست آمده اش به تاراج مى رود.

بايد ديد چرا به صحنه سياسى كشانده شدند؟ و عوامل آن كدام است؟ و چرا از صحنه سياسى خارج گرديده و ضد ارزش هاى خويش شوريده اند؟ شناخت طبقات گوناگون جامعه

تحليل درست تحوّلات متضاد تا حدودى به شناخت طبقات گوناگون جامعه مربوط مى گردد. بايد ديد دشمنان اسلام و نهضت هاى رهائى بخش، چگونه و از چه راه هائى نفوذ مى كنند؟ و مردم را از صحنه سياسى انقلاب كنار زده به دلسردى و نااميدى مى كشانند و ره آورد آن همه از خون ها و تلاش هاى ارزنده انقلابى را فراموش مى كنند. در يك جامعه انقلابى گروه هاى مختلفى مى توانند وجود داشته باشند.

1- بى تفاوت هاى ساكت (كه در هر حكومتى كار خودشان را مى كنند).

2- ضد انقلاب منتظر فرصت.

3- قدرت طلب هاى قابل خريد و فروش و معامله گر (كه اكثر جاسوسى ها، جوسازى ها، جدائى ها را با وعده مقام و حكومت انجام مى دهند).

4- طرفداران فساد و آلوده گى ها (اين گروه نيز به نوع حكومت كارى ندارند مى خواهند، فساد و اعتياد خود را تداوم بخشند و مى توانند عامل خوبى براى نفوذ قدرت ها باشند و انواع مزدورى را به جان بخرند).

5- طرفداران سُست عنصر و بُزدل انقلاب (گروهى كه تحمل هيچگونه مشكلاتى را ندارند و در دفاع از ارزش ها ناتوانند).

6- طرفداران راستين كه در پيدايش و تداوم انقلاب انواع مصيبت ها را به جان مى خرند و فدائيان و ايثارگران صادق ارزش هاى به دست آمده مى باشند.

با ارزيابى در طبقات ياد شده فوق، به درستى مشاهده مى كنيم كه 5 گروه اجتماعى در هر انقلاب و قيامى ضربه پذير و خطرناكند و تنها يك گروه، بار سنگين نهضت را همواره بر دوش خود خواهد داشت كه (و قليل من عبادى الشّكور) [سوره سباء
13.] دشمنان انقلاب و استعمارگران سلطه گر با بكارگيرى علم روانشناسى، و جامعه شناسى، و نظريه پردازى سياستمداران كاركُشته، از كانال ضد انقلاب وارد صحنه اجتماعى، سياسى نهضت ها شده و با وعده هاى حكومت و قدرت، قدرت طلبان بى تقوى را اجير مى كنند و با انواع حيله ها و نقشه هاى شيطانى. بى تفاوت ها را به كار گرفته، عليه انقلاب مى شورانند و زمينه انواع مفاسد و اعتياد را فراهم كرده تا طرفداران فساد و آلودگى ها را جذب نمايند.

آنگاه با مونتاژ چند شايعه. و بمباران تبليغاتى. و تهديدهاى دروغين.

طرفداران سُست عنصر و رفاه طلب را از سر راه خود برداشته، عليه مواضع انقلاب تحريك مى كنند. و آرام آرام به پاسداران صادق انقلاب نزديك مى گردند تا با انواع تهاجمات، حمله هاى كارى خود را متوجه انقلاب سازند.

اينجاست كه طرفداران جان بر كف انقلاب اگر نتوانند، يا امكانات يك دفاع مداوم و خونين را نداشته باشند و به آنها كمك هاى اساسى نشود. سرانجام از پاى مى افتند و مرزهاى انقلاب بدون دفاع و نيروى نگهدارنده، آماج حملات و يورش هاى دشمنان شرق و غرب مى گردد و ناآگاهان اغفال شده با طرح و نقشه و تحريك دشمنان ارزش ها، تيشه بر ريشه خويش فرود مى آورند و ره آورد خون هزاران شهيد را بر باد مى دهند.

پس پيروزى و تداوم نهضت ها.

يا شكست و سير ارتجاعى ملّت ها به ميزان و در صد گروه هاى ياد شده اجتماعى بستگى كامل دارد.

اگر طرفداران صادق و ايثارگر انقلاب فراوان باشند، يا با هشيارى لازم، و استقامت و پايدارى مداوم، توان پاسخ دادن حملات دشمن را داشته و ديگر طبقات ضربه پذير جامعه را بتوانند همراه سازند، و از تبليغات مسموم دشمن نگهدارند، تداوم نهضت بيمه خواهد شد.

از اين رو بايد به شيوه هاى از صحنه خارج كردن قدرت مردمى، و يا در صحنه نگهداشتن عامل مردمى توجه كامل گردد.

حضرت زهرا (عليهاالسلام) پس از پيدايش حوادث ناگوار بر امت اسلامى، در طى چندين سخنرانى در مسجد مدينه، و در جمع زنان مهاجرين و انصار، به عوامل پيدايش رويدادهاى مصيبت بار اشاره مى فرمايد و كمى ياران صادق را در كنار فراوانى ديگر گروه هاى ساكت و بى تفاوت و قدرت طلب، مورد ارزيابى قرار مى دهد و راه هاى نفوذ و ضربه پذير شدن ياران رسول خدا را، مورد بررسى قرار داده و شيوه هاى مقابله با آنها را نيز بيان مى فرمايد.

مَعاشِرَ النّاسِ: «اى مردمان!».

اَلْمُسْرِعَةِ اِلى قيلِ الْباطِلِ «كه براى شنيدن حرف بيهوده شتابانيد».

اَلْمُغْضِيَةِ عَلَى الْفِعْلِ القِبيح الْخاسِرِ «و كردار زشت زيان آور را ناديده مى گيريد».

اَفَلا تَتَدَبّروُنَ الْقُرآنَ اَمْ عَلى قُلُوبٍ اَقْفالُها؟ «آيا در قرآن نمى انديشيد يا آنكه بر دلها مهر زده شده؟».

كَلّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِكُمْ ما اَسَأتُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ «خير، بلكه آنچه از اعمال زشت انجام داده ايد تيرگى بر دلهاى شما زده است».

فَاَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ اَبْصارِكُمْ «و گوش ها و چشمهايتان را فراگرفته است». و َ لَبِئسَ ما تَأوّلْتُمْ «بسيار بد مال انديشى كرديد و آيات قرآن را تأويل نموديد». و َ ساءَ ما بِهِ اَشَرْتُمْ «و بد راهى به او نشان داديد». و َ شَرّ ما مِنْهُ اِعْتَضْتُمْ «و بد معاوضه شرّ كرده ايد».

لَتَجِدُنّ وَاللّهِ مَحْمِلُهُ ثقيلاً «به خدا قسم تحمّل اين بار برايتان سنگين». و َ غِبّهُ وَبيلاً «و عاقبت آن برايتان پر از وزر و وبال خواهد بود».

اِذا كَشِفَ لَكُمُ الْغِطاءُ وَبانَ ماوَرائهُ الضّراءُ «و وقتى كه پرده براى شما برداشته شود و زيانهاى اين امر برايتان روشن گردد». و َ بَدالَكُمْ مِنَ اللّهِ ما لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ «و آنچه را كه حساب نمى كرديد بر شما آشكار گردد». و َ خَسِرَ هُنا لِكَ الْمُبْطِلُونَ «آنجاست كه به راه باطل، روندگان، زيانكار گردند».راه هاى نفوذى دشمن و روشهاى مقابله با آنها

دشمنان انقلاب و اسلام پس از شناخت طبقات متفاوت جامعه انقلابى، و شناسائى روحيات گوناگون بى تفاوت ها و مزدوران آماده خدمت، و ضربه پذير بودن دوستان ناآگاه، از راه هاى مختلفى سعى در نفوذ و ضربه زدن به پايه هاى اساسى انقلاب مى كنند از قبيل:

تطميع كردن قدرت طلبان

(با پول و وعده حكومت).

اين روش همواره مورد استفاده دشمنان انقلاب و اسلام بود، در آن آغازين لحظه هاى پس از پيامبر اسلام. گروهى را با وعده هاى مختلف تطميع كردند و با وعده حكومت و قدرت آنها را در استخدام خود قرار دادند كه حتى عليه حضرت زهرا (عليهاالسلام) در رابطه با فدك شهادت دهند و در دوران خلافت آن سه نفر ، مخصوصا عثمان، سياست تطميع را در جلوه هاى گوناگونش تحقق بخشيدند (بخصوص تطميع با درهم و دينار فراوان به چشم مى خورد كه در تاريخ ثبت شده است).

براى مقابله درست با اين شيوه. بايد افراد تطميع شده را شناسائى و از سر راه انقلاب برداشت تا نتوانند با سياست نفوذ 