ذ او را به شدت كتك زدند و زير دست و پا لگدكوب نمودند كه بدن خونين او را از مسجد بيرون بردند 4. مقداد آن صحابى بزرگ رسول خدا را پس از اعتراض، كتك زدند و اعتراض سلمان فارسى با خشونت عمر سركوب شد كه با دخالت امام على (ع) دست از سر سلمان برداشتند -. بيت الاحزان (ترجمه) ص 123
5. و برخى از قبائل و شخصيت هاى مخالف را با بهانه «ارتداد» از ميان برداشتند و به كشتار دسته جمعى آنان تن دردادند.

- تاريخ الردة ص 10 - فرق الشيعة نوبختى ص 7 مانند:

الف. قبيله حارثة بن سُراقه كه گفتند ما پس از پيامبر (ص) فقط از اهل بيت آن حضرت اطاعت مى كنيم «نه ابابكر و يارانش» - الفتوح ج 1 ص 58 - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 128 ب. قيس بن عاصم و قبيله او كه زكات جمع آورى شده را به ابابكر نپرداخت و بين فقراء قبيله تقسيم كرد اين عمل قيس به حساب «ارتداد» و جنايت بزرگ آمد - مجمع الأمثال ج 2 ص 65 - الدرّة الفاخرة ص 324 در رابطه با سركوبى و كشتار مخالفان به بهانه «ارتداد»، مى توانيد از منابع گوناگونى استفاده كنيد مانند:

- الفتوح ج 1 ص 72 و 58 و 61: ابن أعثم اكوفى متوفاى 413 هجرى - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 128: احمد بن ابى يعقوب متوفاى 292 هجرى - الصديق الاكبر ص 96: حسنين هيكل - حياة الحيوان ص 49: الدميرى متوفاى 808 هجرى - المصنف ج 6 ص 51 و 54 و ج 10 ص 172: عبدالرزّاق - جامع بيان العلم ج 2 ص 129 - طبقات الكبرى ج 7 ص 101: ابن سعد متوفاى 230 هجرى - مجمع الأمثال ج 2 ص 65: مَيَدانى متوفاى 518 هجرى - الدرّة الفاخرة ص 324:

- البداية والنّاية ج 6 ص 311: ابن كثير متوفاى 774 هجرى - فرق الشيعة ص 7: نوبختى - تاريخ الردّة ص 3:

- تاريخ العرب و الاسلام ص 71: دكتر ركاز سهيل - بداية المجتهد ج 1 ص 250: ابن رُشد - تاريخ سياسى اسلام ج 1 ص 216: دكتر حسن ابراهيم حسن - التاريخ الاسلامى ج 1 ص 281: شبلى - عبقريه الصدّيق ص 124: عقّاد - الفائق فى غريب الحديث ج 2 ص 275: زمخشرى متوفاى 538 هجرى - سيره ابن هشام ج 4 ص 54: ابن هشام متوفاى 213 هجرى.] در برابر اين شيوه ننگين دشمن، بايد روح دفاع و مقاومت را زنده كرد، و با شهادت طلبى و توجه به ارزش هاى معنوى شهيد، ميدان مبارزه را ترك ننمود، و همواره در برابر دشمن ايستاد.

همه ديدند كه:

حضرت زهرا (عليهاالسلام) در خط مقدم دفاعى، محسنش را تقديم حمايت از ولايت معصوم كرد و از پاى درنيامد. و در تداوم مبارزه، سيلى خورد. و با شلاق خوردن، بازوانش متورّم شد، امّا مبارزه را تا افشاى نقشه هاى دشمن و حمايت صحيح از رهبرى تداوم بخشيد.

در اينجا با سيرى كوتاه در شيوه هاى مقابله، اين فراز را به پايان مى بريم. مانند:

1- زنده نگه داشتن روح جهاد و مبارزه.

2- زنده نگه داشتن ارزش هاى معنوى انقلاب.

3- زنده نگه داشتن ارزش هاى اخلاقى.

4- زنده نگه داشتن روح مقاومت و ايثار.

5- زنده نگه داشتن روح شهادت طلبى.

6- زنده نگه داشتن روح اميدوارى.

7- شناسائى و كنار زدن مزدوران تطميع شده.

8- افشاگرى و بيدارى.

9- تداوم تبليغات و دادن آگاهيهاى ضرورى.

10- مطرح كردن هشدارهاى ضرورى.

11- تقويت روح وحدت و برادرى.

12- واكنش نشان دادن هاى ضرورى.

13- مبارزه با انواع فساد و آلودگى.مردم شناسى و تحليل تاريخ

- اقسام طرفداران

1- دوستان ناآگاه

2- طرفداران ترس و

3- رفاه زدگان بى تقوى

4- تشنگان قدرت و منتظران فرصت

5- انقلابيون صادق

در اين فراز دوست و دشمن را مقايسه نمى كنيم. و به همه طبقات و گروه هاى اجتماعى نمى نگريم.

بلكه از دوست مى ناليم. كه سعدى مى فرمايد:

همه از دست غير مى نالند
سعدى از خويشتن فرياد

مى خواهيم از ناآگاهى و جهالت و موضع گيريهاى نارواى دوستان نادان. و دشمنان متظاهر به دوستان، بگوئيم كه:

چگونه به راحتى سنگرها را تخليه مى كنند. و صحنه سياسى را ترك مى گويند. و اسلام و انقلاب را بدون دفاع و نگهبان رها مى سازند. و به خود مى پردازند. و مجريان توطئه ها و نقشه هاى دشمن مى گردند.

شايعه ها را دشمنان انقلاب، طرّاحى و دوستان نادان پخش مى نمايند. مى گويند مسلمانيم و از اسلام دفاع نمى كنند.

ادّعا مى كنند انقلاب را قبول دارند و كمكى روا نمى دارند. و در روز حادثه. بى تفاوت و ساكت مى گذرند:

در نتيجه:

على عليه السلام در ميان آن همه از مهاجر و انصار و دوستان و ياران رسول خدا، تنها مى شود و آماج تهمت ها و اهانت ها مى گردد و كسى حمايت نمى كند و اعتراضى مطرح نمى شود.

زهراى مرضيّه (عليهاالسلام) در ميان امّت اسلامى و مدّعيان قرآن و كاتبان وحى، كتك مى خورد و مورد اهانت قرار مى گيرد. و اوّل شهيد اهل بيت (ع) را تقديم ولايت و رهبرى مى سازد و خود دوّمين شهيد خط مقدّم دفاع از حريم ولايت مى گردد [شهادت حضرت زهرا (عليهاالسلام) امام كاظم (ع) فرمود انّ فاطِمَةَ (عليهاالسلام) صِدّيقَةٌ شَهيدَةٌ
1. اصول كافى ج 1 ص 458 (باب مولد الزهراء): كلينى متوفاى 328 هجرى
2. تلخيص الشافى ص 415: شيخ طوسى متوفاى 460 هجرى
3. ملل و نحل ص 83 و ج 1 ص 57 شهرستانى
4. احتجاج ص 137 طبرسى متوفاى 588 هجرى
5. بحارالانوار ج 43
6. كتاب سليم بن قيس ص 249: متوفاى 90 هجرى
7. دلائل الامامة ص 45 طبرى متوفاى 400 هجرى
8. لسان الميزان ج 1 ص 268:

9. صحيح بخارى ج 4 ص 96: محمد بن اسماعيل متوفاى 256 هجرى
10. أنساب الأشراف ج 1 ص 586. بلاذرى متوفاى 279 هجرى
11. عقدالفريد ج 5 ص 13: ابن عبدربه متوفاى 328 هجرى
12. الوافى بالوفيات ج 5 ص 347: صلاح الدين صفدى
13. بيت الاحزان ص 160 شيخ عبّاس قمى
14. ملتقى البحرين ص 81:

15. الجنّة العاصمة ص 251] و كسى اعتراض يا حمايت نمى كند.

دوستان و ياران و بيعت كنندگان حضرت مسلم، تا محاصره دارالاماره پيش مى روند اما در ميانه راه او را تنها مى گذارند، به انزوا مى گرايند، ميدان به دشمن مى سپارند. و ياران و مدعيّان طرفدارى از ولايت و امامت حضرت اباعبداللّه (ع)، وقتى در منزل زباله [طبق نقل شهيد مطهّرى (رحمةالله عليه).] (بين راه كربلا) متوجه مى شوند كه سَفر سَفَرِ شهادت است و راهى جُز فدا شدن و ايثارگرى نيست پراكنده شدند، و فرار كردند. و در ادامه تاريخ مى نگريم كه طرفداران نهضت ها و انقلاب ها با دست خود عليه ارزش هاى انقلاب بپا خواستند و رهبران انقلاب را تنها گذاشتند و آب به آسياب دشمنان منتظر فرصت ريختند ، چرا؟ چرا انسان عليه خويشتن خويش، طغيان مى كند؟ چرا در رابطه با سعادت و تكامل خود بى تفاوت مى ماند؟ و با دست خود آتش به خرمن اندوخته هاى خود مى افكند؟ براى بررسى اين قبيل از پرسش ها بايد به مردم شناسى روى آورد و اقسام دوستان و هواداران را مورد ارزيابى قرار داد.اقسام طرفداران

براى تداوم هر انقلابى، ارزيابى «توان» و «قدرت دفاعى» نيروهاى طرفدار و مؤمن به انقلاب ضرورى است و شناخت ضعف ها و ضربه پذيرى دوستان، امرى جدّى و مورد توجّه مى باشد، تا نيروهاى صادق از مدّعيان دروغين بازشناسى گردند، و ادّعاهاى بى اساس متظاهرين به انقلاب و اسلام، ما را فريب ندهد و حوادث ناگوارى ببار نيايد.

از اين رو اگر اقسام مردم و طرفداران انقلاب و اسلام را به درستى بشناسيم. و با ضعف ها و كمبودها مقابله كنيم هرگز غافلگير نخواهيم شد مانند:

دوستان ناآگاه

دوستانى كه آگاهى ندارند و 