ا توان كسب آگاهى را نداشته اند و قدرت ارزيابى درست و تحليل هاى بمورد را ندارند.

اگر به درستى توجيه نگردند. و يا آماج تبليغات مسموم كننده دشمن قرار گيرند، در جا مى زنند، سكوت مى كنند، تسليم مى شوند. و مى گويند: چرا فدك بايد در دست فاطمه باشد؟ چرا رهبرى بايد در خاندان رسول خدا باشد؟ مگر افراد كاركشته ترى وجود ندارند.

چرا بايد براى تحقق رهنمودهاى رسول خدا كشته شويم؟ اگر ديگران حكومت كنند مگر چه خواهد شد؟ اين گروه همواره در معرض خطرند و مى توانند مجريان ناخواسته طرح هاى شيطانى دشمن باشند و شيطان از زبانشان سخن بگويد و با دستشان برنامه هاى شوم دشمن را اجراء نمايند كه حضرت زهرا (عليهاالسلام) مى فرمايد: و َ تَسْتَجيبُونَ لِهِتافِ الشّيْطانِ الغَوِىّ «براى اجابت كردن بانگ شيطان گمراه آماده بوديد». و َ اِطْفاءِ اَنوار الدّينِ الْجَلِىّ «و براى خاموش نمودن انوار دين روشن خدا». و َ اِخْمادِ سُنَنِ النّبِىّ الصّفِىّ «و افسرده كردن و ضعيف نمودن سُنن نبى برگزيده خدا».

تُسِرّوُنَ حَسْواً فِى ارْتِغاءٍ «به بهانه كف گرفتن، شير را زير لب پنهان مى خوريد». و َ تَمْشُونَ لِأهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِى الْخَمَرِ وَالضّرّاءِ «و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه ها و درختان كمين گرفته و راه مى رفتيد». و َ نَصْبِرُ مِنْكُم عَلى مِثْلِ حَزّالْمَدى «و ما بايد شكيبائى كنيم بر صدمه هائى از شما مثل خنجر برّان». و َ وَخْزِ السّنانِ فِى الحِشى «و فرورفتن سنان در ميان شكم». و َ اَنْتُمُ الانَ تَزْعَمُونَ اَن لا اِرْثَ لَنا «و شما اكنون گمان مى بريد كه براى ما ارثى نيست».

اَفَحُكْمَ الْجاهِليّةِ يَبْغُونَ؟ «آيا حكم جاهليّت را مى طلبيد». و َ مَنْ أحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِقُوْمٍ يُوقِنُونَ؟ «آيا چه حكمى بالاتر و بهتر از حكم خداست».

طرفداران ترسو و سُست عُنصر

با مطالعه در زندگى بسيارى از ياران رسول خدا و مسلمانان صدر اسلام، هيچگونه شكّى باقى نمى ماند كه آنها زندگى جاهلى را وداع گفتند، اسلام آوردند و به حفظ قرآن پرداختند و در راه اسلام قدم برداشتند.

نه مى شود آنها را متّهم به شرك و كفر نمود و نه در اسلامشان ترديد داشت.

پس چرا ساكت شدند؟ و دست از دفاع كشيدند؟ و پيمان شكستند؟ و سفارشات رسول خدا را ناديده انگاشتند؟ دليل ضعف ها و جدائى آنان را بايد در ترس و زبونى آنها جستجو نمود كه در كنار ايمان و اسلامشان. شهامت و شجاعت نداشتند و در برابر كودتاى نظامى سران سقيفه، و تهديدها و تشويق هايشان در جا زدند.

ترس از جان و مال.

ترس از ناموس.

ترس از خانه و كاشانه، قدرت و مقام.

آنها را به ذلّت و خوارى كشاند و براى هميشه محكوم تاريخ شدند كه حضرت فاطمه (عليهاالسلام) فرمودند: و َ اَبْعَدْتُمْ مِنْ هُوَ اَحَقّ بالْبَسْطِ وَالْقَبْضِ «و آنكس را كه سزاوار به قبض و بسط امور بود از زمامدارى دور كرده ايد». و َ خَلَوْتُمْ بِالدّعَةِ «اِلَى الدّعَةِ) «با راحت باش خلوت كرده ايد». و َ نَجَوْتُمْ مِنَ الضّيقِ بِالسّعَةِ «و از تنگناى زندگى سخت به فراخناى آن رسيده ايد».

فَمَجَجْتُمْ ما وَعَيْتُمْ «در اثر آن آنچه را كه حفظ كرده بوديد از دهان بيرون افكنديد». و َدَسَعْتُمُ الّذى تَسَوّغْتُمْ «و آنچه را كه فرو برده بوديد استفراغ كرديد».

فَاِنْ تَكْفُرُوا اَنْتُم وَ مَنْ فِى الاَرْضِ جَميعاً فَاِنّ اللّهَ لَغَنِىّ حَميدُ «پس بدانيد اگر شما و هر كه در زمين است كافر شويد خداى تعالى بى نياز از همگان و ستوده است».

رفاه زدگان بى تقوى

گروهى ديگر از مردم گرچه به ظاهر ايمان مى آورند و ادعاى اسلام دارند و برخى از فرائض و احكام اسلامى را انجام مى دهند امّا اسلام و قرآن براى آنها اصالت ندارد، آنچه كه براى آنها مهم است رفاه و آسايش است.

مى خواهند زندگى كنند.

در رفاه باشند [بسيارى از مورّخين اهل سنّت اعتراف كردند كه ابابكر و عمر و عثمان و تعدادى از همراهان آنها در جنگ اُحد و خيبر فرار كردند و دست از مقاومت كشيدند و بجز على (ع) و تعدادى اندك از ياران پيامبر (ص) كسى باقى نماند
1. طبقات ج 3 ص 155: ابن سعد متوفاى 230 هجرى
2. السيرة النبويّة ج 3 ص 58: ابن كثير شافعى متوفاى 774 هجرى
3. تاريخ الخميس ج 1 ص 431:

4. البداية والنهاية ج 4 ص 29: ابن كثير شافعى 774 هجرى
5. كنزالعمال ج 10 ص 268 و 269:

6. حياة الصحابة ج 1 ص 272:

7. دلائل الصدق ج 2 ص 359:

8. مستدرك الحاكم ج 3 ص 27: متوفاى 258 هجرى
9. مجمع الزوائد ج 6 ص 112: هيثمى 807 هجرى
10. لباب الاداب ص 179
11. حياة محمّد (ص) ص 265 12. ارشاد ص 50: شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى
13. بحارالانوار ج 20 ص 84: مرحوم مجلسى متوفاى 1110 هجرى 14. تفسير فخر رازى ج 9 ص 67: فخر رازى متوفاى 319 هجرى
15. الدرّ المنثور ج 2 ص 80: سيوطى شافعى متوفاى 911 هجرى 16. شرح نهج البلاغه ج 15 ص 24: ابن ابى الحديد متوفاى 656 هجرى
17. المغازى واقدى ج 2 ص 609 (و ممّن فرّ عُمر و عثمان): واقدى متوفاى 249 هجرى
18. تفسير القمّى ج 1 ص 114 و 115: على بن ابراهيم متوفاى 307 هجرى
19. تاريخ طبرى ج 2 ص 203: طبرى متوفاى 310 هجرى 20. تاريخ الكامل ج 2 ص 158: ابن أثير متوفاى 606 هجرى
21. السيرة الحلبيّة ج 2 ص 227: حلبى شافعى متوفاى 1044 هجرى حضرت زهرا (عليهاالسلام) به اين واقعيّت اشاره فرمود كه«آن روزها آنگاه كه امام على (ع) در كام شعله ها و حوادث مصيبت بار فرومى رفت و با خون و آرزوى شهادت صف هاى گردنكشان عرب را مى شكست شماها در رفاه و آسايش به سر مى بُرديد وَ اَنتُم فى رِفاهِيّةٍ مِنَ الَعْيش.».] امنيت آنها در معرض خطرى قرار نگيرد.

اگر در مسلمانى و انقلابى بودن به منافعشان مى رسند طرفدار اسلام و انقلابند.

اما اگر روزى حركت انقلاب و اسلام به سوى دفاع و جهاد، ايثارگرى و شهادت طلبى سوق داده شود و خطرى متوجه آنان گردد، و بنا شود از مال و جان و آسايش خود براى حفظ و نگهدارى اسلام و قرآن بهره گيرند در جا زده و به انزوا و سكوت مى گرايند.

اين دسته از مردم دنيا زده و مال پرستند، و از هر فرصتى براى كسب منافعشان استفاده مى كنند، اگر زمان و زمانه با آنها يار بود ياور انقلابند، امّا در روز حادثه مرد ميدان و فدا شدن ها و ايثارگرى ها نيستند و در برابر ضد انقلاب و يورش منافقين و شايعه پردازان ساكتند و مى گويند:

به من چه! من چكار دارم!

من مى خواهم زندگى كنم.

در رابطه با روان مضطرب و نفاق گونه شان حضرت اباعبداللّه (ع) فرمودند.

اَلنّاسُ عَبِيدُ الدّنيا وَالدِينُ لَعِقٌ عَلَى ألْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مادَرَّتْ مَعايِشُهُمْ فَاِذا مُحِصُّوا بَالْبَلاءِ قَلّ الدّيانُونَ [تا ريخ طبرى ج 4 ص 31. و. ج 7 ص 300. و. مقتل خوارزمى ج 2 ص 5. و. تحف العقول ص 174. و. مثير الأحزان ص 22. و. ابن عساكر ص 214. و. لهوف (زندگانى امام حسين (ع)) ص
69.] (مردم برده دنيايند و دين بازيچه زبان هاى آنان است پس آنگاه كه با سختى ها و مشكلات آزمايش گردند دينداران واقعى اندكند).

اين دسته از مردم به ظاهر مسلمان را مى نگريم كه در روز حادثه هاى سخت به طرف اسلام و رسول خدا نرفتند و آنگاه كه ديد