رى متوجه او شده به انحراف كشانده شود.

يك جامعه انقلابى و امت راه يافته نيز چنين است، اگر حركت اجتماعى ملت ها، با اميد و ايده آل هاى ارزنده اى آغاز گردد، و موانعى پيش نيايد، سعادت فرد و جامعه تضمين خواهد شد. و آنگاه كه راهزنان آلوده، و استعمارگران سلطه گر، جامعه اى را، حركت اجتماعى امّتى را، به تزلزل بكشانند. و شك ترديد در دلها حكومت كند. و مردم در تداوم انقلاب. دچار ترديد شوند. و يا در حقانيت آن شك كنند.

آرام آرام صحنه را خالى و انقلاب را بدون مدافعان دلسوز مى گذارند و اين خطر سياسى، اجتماعى، همواره وجود خواهد داشت.ضرورت روح اميدوارى

اميدوارى به فرد و جامعه اطمينان مى بخشد.

آرامش خاطر مى دهد. و موتور محرّك جامعه به شمار مى آيد.

انسانها. بلكه همه موجودات هستى در نظام آفرينش، و تداوم دهندگان يك نهضت موفّق، با نعمت اُميد و روح اميدوارى زنده اند، و مشكلات را در آرزوى اهداف ارزنده تكاملى تحمّل مى نمايند و با انواع بلاها و مصيبت ها از حركت و تلاش بازنمى ايستند.

اگر فردى، جامعه اى اميدوار باشد، مقاومت مى كند و تا آخرين قطره خون مبارزه را ادامه مى دهد و تلخى ها را شيرين و سختى ها را به جان مى خرد.

از اين رو پيامبران الهى و رهبران معصوم (ع) مردم را يا با وعده هاى قرآن. در رابطه با نعمت ها و ارزش هاى اُخروى دلشاد مى كردند. و قانونمندى نظام و پيروزى هاى دنيا را با دخالت امدادهاى الهى تذكّر مى دادند . كه با توجّه به وعده هاى بحق پيكِ وحى، به انجام وظيفه الهى، اجتماعى، انسانى خويش موفّق گردند. و مى بينيم كه امّت اسلامى با كمى امكانات و نفرات.

با آموزش هاى حكيمانه و مدبّرانه رسول خدا (ص).

با ايمان و روح اميدوارى و استقامت. و توجّه به مقامات و درجات اُخروى.

به تمام مشكلات سياسى، نظامى، اتقصادى غلبه كردند و انواع تهاجمات را از احزاب هم پيمان گرفته تا قبائل پر جمعيّت آن روز، دفع نمودند كه حضرت زهرا (عليهاالسلام) به پيروزى اين دوران اشاره مى فرمايد:

فَبَلّغَ بِالرّسالَة، صادِعاً بِالنّذارَةِ «رسالت خود را رسانيد و سر آغاز نبوت را به انذار آغاز كرد».

مائلاً عَلى مَدْرَجَةِ الْمُشْرِكينَ «راه خود را از پرتگاه مشركان گردانيد».

صارِباً ثَبجَهُم، آخِذاً بِاَكْظامِهِمْ «شمشير بر فرق آنان نواخت گلوگاه آنان را گرفته و فشرد».

داعِياً اِلى سَبيلِ رَبّهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمُوعِظَةِ الحَسَنَةِ «و با زبان حكمت و موعظه حسنه آنان را به راه خدا دعوت كرد».

يَكْسِرُ الاَصْنامَ «بتها را درهم مى شكست». و َ يَنْكُتُ الْهامَ «سر سروران را منكوب مى كرد».

حَتّى اِنْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلّوُا الدّبُرِ «تا جمعشان منهزم شده، از ميدان گريختند».

حَتّى تَفّرىّ اللّيْلُ عَنْ صُبْحِهِ «تا صبح صادق از زير پرده شب بدر آمد». و َ اَسْفَرَ الحَقّ عَنْ مَحْضِهِ «و چهره حق از نقاب بيرون آمد و حق خالص جلوه گر شد». و َ نَطَقَ زَعيمُ الدّينِ «زمامدار دين به نطق درآمد». و َ خُرِسَتْ شَقاشِقُ الشّياطينِ «عربده هاى شياطين خاموش شد و آنان لال شدند». و َ طاحٌ وَ شيظُ النِّفاقِ «خار نفاق از راه برداشته شد». و َانْحَلّتْ عُقَدُ الْكُفْرِ وَالشّقاقِ «گره هاى كفر و شقاق از هم گشوده شده». و َ فُهْتُمْ بِكَلِمَةِ الْاِخْلاصِ «و دهانهاى شما به كلمه اخلاص باز شد».

فى نَفَرٍ مِنَ الْبيضِ الْخِماصِ «در ميان گروهى كه سپيدرو و شكم به پشت چسبيده بودند». و َ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النّارِ «و شما بر كناره پرتگاهى از آتش بوديد».

مُذْقَةَ الشّارِبِ، و نُهْزَةَ الطّامِع «و مانند جرعه اى آب بوديد (كه به سادگى شما را مى توانستند بنوشند) و آنقدر ضعيف بوديد كه هر كس طمع به چيزى داشت به سراغتان مى آمد. و َ قُبْسَةً الْعَجْلانِ «و آتش زنه اى بوديد كه بلافاصله خاموش مى شد و نمى توانست جائى را روشن و گرم كند». و َ مَوْطِى الاَقْدام «و لگدكوب شده روندگان و قدم ها».

تَشْرَبُونَ الطّرْقَ، وَ تَفْتاتُونَ الْقِد وَالوَرَقَ «آب جاده ها را مى آشاميديد، از پوست حيوانات و برگ درختان غذا مى گرفتيد».

اَذِلّةً خاسِئينَ «ذليل شده و در كارها درمانده بوديد».

تَخافُونَ اَنْ يَتَخَطّكُمُ النّاسُ مِنْ حُوْلِكُم «مى ترسيديد كه مردمان اطرافتان شما را بربايند».

فَاَنْقَذَكُمُ اللّهُ تَعالى بِمُحّمَدٍ (ص) «تا خداى تعالى به دست محمّد (ص) شما را نجاتتان داد».

بَعْدَ اللّتَيّا وَالّتى «بعد از چنين و چنان (بعد از حوادث زيادى كه بر سر حضرت محمّد (ص) آمد).

بَعْدَ اَنْ مُنِىَ بِبُهَمِ الرِّجالِ «بعد از آنكه بلاهائى از دست مردمان كشيد». و َ ذُؤبانِ الْعَرَبِ «و از گرگ هاى عرب». و مَرَدَةِ اَهْلِ الْكِتابِ «و از سركشان اهل كتاب».

كُلّما اَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ اَطْفَأهَا اللّهُ «هرگاه كه آتش جنگ برافروختند خدا خاموشش فرمود». و در تداوم نهضت هاى اسلامى مى نگريم كه مردم با روح اميدوارى به پيروزى اسلام و تحقّق احكام دين نائل آمدند. و با اميد به شهادت و مقامات اُخروى در نهضت تنباكو، در برابر يورش نظاميان شاه ايستادند. و با اطمينان و جاذبه ايمان، نهضت ملّى شدن نفت را تحقق بخشيدند. و با دست خالى در انقلاب اسلامى ايران در برابر شرق و غرب و انواع تهاجمات درونى و بيرونى، پنهان و آشكار، مقاومت نمودند.عوامل شك و ترديد

با بررسى نمونه هاى فراوان خطرات شك و ترديد، به اين نتيجه مى رسيم كه هرگاه جامعه اى، ملّتى شك كرد و دُودل شد، به اِنزوا و سكوت گرائيد و همه ارزش هاى فراهم آمده سالها تلاش و مبارزه را از دست داد. و در حوادث تلخ و ناگوار پس از رسول خدا (ص) مى بينيم كه.

افراد سرشناس، امّت اسلامى را دچار شك و ترديد نمودند.

مردم را به مرز نااميدى كشاندند. و در رابطه با حقانيّت عترت، و رهبرى امام على (ع) ايجاد شك و ترديد كردند. و با جوسازى ها و صحنه سازيهاى فراوان، اهل بيت (ع) را به زير سؤال بردند. و با انواع شايعات. تخم يأس و نفاق در دلها پاشيدند. و راه هاى انحرافى در برابر راه و رسم رسول خدا (ص) نشان دادند. و قتى مردم به مرز شك و ترديد، يأس و نااميدى كشانده شدند، ديگر در مسائل حياتى جامعه دخالت نكردند، و انقلاب را تداوم ندادند و انواع بدبختى ها دامنگير امّت اسلامى شد.

در اينجا به برخى از عوامل شك و ترديد و يأس و نااميدى فرد و جامعه اشاره مى كنيم.

اول- پخش شايعات دوم- طرح سؤالات دروغين (مى گفتند آيا اهل بيت معصومند؟ آيا خلافت و حكومت ارثى است؟ چرا نبايد شورائى باشد؟ آيا فقط على (ع) حق است؟) سوّم- جعل حديث با نام و ياد رسول خدا، احاديث دروغين، به رخ مردم مى كشيدند كه پيامبر فرمود (ما انبياء ارث نمى گذاريم) [تنها عُمَر و عايشه شهادت دادند و گفتند ما از پيامبر (ص) شنيديم كه فرمود:

لا نُورِّثُ دِرهَماً وَ لا دِيناراً (من درهم و دينارى ارث نمى گذارم) در رابطه با اين شهادت ناروا حضرت زهرا (عليهاالسلام) فرمودند: هذا اَوّلُ شَهادَةِ زُ