 التّظَنّى وَالشّبَهاتِ فِى الْغابِرينَ «و مجال گمان و شبهه براى احدى تا قيامت باقى نگذارده است».

كَلّا، بَلْ سَوّلَتْ لَكُمْ اَنْفُسُكُمْ اَمْراً، فَصَبْرٌ جَميلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ.

«نه چنين است بلكه (كلام خود را با آيه قرآن به انجام مى رسانند، يعقوبى كه مصيبت زده است و يوسفش را از دست داده گويد) گرگ او را نخورده ولى هواها و ساخته هاى نفسانى شما براى شما راهى پيش پايتان نهاده پس مرا صبر بايد صبرى جميل، و خدا بر آنچه اظهار مى كنيد ياور ماست».

- افشاى سياست تفسيرهاى دروغين از قرآن و اسلام پس از افشاى قدرت طلبان و محكوم كردن مدعيان و احاديث دروغين، سياست تفسيرهاى دروغين از قرآن و اسلام را مورد ارزيابى قرار داده و از عاقبت دردناك آن هشدار مى دهد.

آنگاه حضرت صدّيقه به سوى مردم توجه كرده و فرمود:

مَعاشِرَ النّاسِ! «اى مردمان!».

اَلَْمُسْرِعَةِ اِلى قيلِ الْباطِلِ «كه براى شنيدن حرف بيهوده شتابانيد».

اَلْمُغْضِيَةِ عَلَى الْفِعْلِ القَبيح الْخاسِرِ «و كردار زشت زيان آور را ناديده مى گيريد».

اَفَلا تَتَدَبّرُونَ الْقُرآنَ اَمْ عَلى قُلُوبٍ اَقْفالُها؟ «آيا در قرآن نمى انديشيد يا آنكه بر دلها مهر زده شده؟».

كَلّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِكُمْ ما اَسَأتُمْ مِنْ اَعْمالِكُمْ «خير، بلكه آنچه از اعمال زشت انجام داده ايد تيرگى بر دلهاى شما زده است».

فَاَخَذَ بِسَمْعِكُمْ وَ اَبْصارِكُمْ «و گوش ها و چشمهايتان را فراگرفته است». و َ لَبِئسَ ما تَأوّلْتُمْ «بسيار بد مال انديشى كرديد و آيات قرآن را تأويل نموديد». و َ ساءَ ما بِهِ اَشَرْتُمْ «و بد راهى به او نشان داديد». و َ شَرّ ما مِنْهُ اِعْتَضْتُمْ «و بد معاوضه شرّ كرده ايد».

لَتَجِدُنّ وَاللّهِ مَحْمِلُهُ ثقيلاً «به خدا قسم تحمل اين بار برايتان سنگين».

«وَ غِبّهُ وَبيلاً «و عاقبت آن برايتان پر از وزر و وبال خواهد بود».

«اِذا كُشِفَ لَكُمُ الْغِطاءُ وَ بانَ ماوَرائهُ الضّرّاءُ «و وقتى كه پرده براى شما برداشته شود و زيانهاى اين امر برايتان روشن گردد». و َ بَدالَكُمْ مِنَ اللّهِ ما لَمْ تَكُونُوا تَحْتَسِبُونَ «و آنچه را كه حساب نمى كرديد بر شما آشكار گردد». و َ خَسِرَ هُنا لِكَ الْمُبْطِلُونَ «آنجاست كه به راه باطل روندگان، زيانكار گردند [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا (ع) در مسجد مدينه.] انتقام و كينه توزى هاى خط نفاق

- دوستان و دشمنان انقلاب - روانشناسى مردم جاهلى - پيدايش فرصت ها

دوستان و دشمنان انقلاب و اسلام

انقلاب يعنى تغيير و دگرگونى، حركت و جهش به سوى اهداف تكاملى، زير و رو شدن ارزش ها، دگرگونى معيارها! و انجام اصلاحات ضرورى و حياتى در فرد و جامعه، از اين رو در هر نهضت و انقلابى با:

- انجام اصلاحات ضرورى.

- مبارزه با تبعيض و نابرابرى.

- مجازات ستمگران و فاسدان.

- اصلاح و سازندگى بدكاران.

- اجراى عدالت اجتماعى.

- محاكمه و مجازات جنايتكاران.

- بازجوئى و كنترل سرمايه داران.

- بيرون كردن و طرد عوامل فساد.

- اعدام «مفسدين فى الارض» و متجاوزين به جان و مال و ناموس مردم.

- مبارزه با ارزش هاى جاهلى و طاغوتى.

- جلوگيرى از آزاديهاى كاذب و بى بند و باريها.

دوستان و دشمنان فراوانى براى انقلاب و رهبران اصيل نهضت ها پديد خواهند آمد و تداوم حركت انقلاب را تهديد خواهند كرد، با پيشرفت روزافزون انقلاب اسلامى، دوستان و طرفداران صادق، هر روز دلگرم و اميدوار مى گردند، و مشكلات و سختى ها را بجان مى خرند. و لى در دشمنان، آتش نفاق و حسادت و كينه توزيها، شعله ور مى گردد و در فكر نقشه هاى شيطانى و پنهانى، روزگار مى گذرانند.

هرگاه بتوانند، ضربه وارد مى كنند، رو در روى انقلاب مى ايستند، تحريك مى كنند تضعيف مى نمايند.

يا با برخورد غير مستقيم، دست از كارشكنى ها برنمى دارند، با اعتصاب، كم كارى، مخالفت، جوسازى، پخش شايعات، جنگ روانى در نابودى نهضت مى كوشند و اگر مزدورى اَبَرقدرتى، يا كشورى را بپذيرند. امكانات لازم شورشگرى ها، كودتاها را در اختيارشان مى گذارند و به خيانت و پيمان شكنى رضايت مى دهند. و اگر امكانات ياد شده را نداشته باشند در برابر رشد و حركت تكاملى نهضت، باز هم نااميد نمى شوند. روزشمارى مى كنند تا انتقام بگيرند، ضربه ها را به خيال شيطانى خود جبران كنند.

دشمنان نهضت، كارى به حق و باطل ندارند، براى آنها فرق نمى كند كه طاغوت حكومت كند يا پيامبر (ص)، چون مادّى و بى تفاوت و رفاه زده مى باشند، با معيارهاى مادّى، اقتصادى همه چيز را مى خواهند تحليل نمايند. نظامى را مى پذيرند كه آزاد باشند و هر چه مى خواهند انجام دهند، و تمام دزدى ها و رابطه بازيها و رشوه خوارى ها و مفاسد اخلاقى آنان، برقرار باشد.

پس از انقلاب، چون محدود شدند ناراحتند. و چون منافعشان در خطر جدى قرار گرفته است انواع عقده ها و كينه ها را به دل مى گيرند، دشمنان منتظر فرصت انقلاب:

- آتش هاى زير خاكسترند.

- آب زير كاهند.

- مخالفين بالقوّه نهضتند.

گرچه ظاهراً مطرح نيستند، به چشم نمى آيند، و گاهى همراهى و هم نوائى نيز دارند، امّا از آنها نبايد غفلت كرد، و زمينه رشدشان را فراهم نمود.

در برابر انواع مخالفت ها و دشمنان شكست خورده، اگر انقلاب هر روز به حركت تكاملى خود تداوم بخشد، دندان طمع فرصت طلبان كنده خواهد شد.

امّا اگر تضعيف گردد، دچار مشكلات جدّى شود.

اميدوار مى شوند.

به صحنه مى آيند.

خود را عرصه مى دارند. و با هر روش و امكانات لازمى ضربه مى زنند تا انتقام بگيرند.

پيامبر گرامى اسلام در اين رابطه هشدار دادند:

اِنّى لا أخافُ عَلى أمتّى مُؤمِناً وَ لا مُشرِكاً، اَمّا الْمُؤمِنُ فَيْمَنعُهُ اللّهُ بِاِيمانِهِ، وَ اَمّا الْمُشرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللّهُ بِشِرِكِه، وَلكِنّى أخافُ عَلَيْكُمْ كُلّ مُنافِقِ الْجَنانِ عالِمُ اللّسانِ يَقُولُ ما تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ ما تُنْكِرُونَ.

(من بر امّت اسلام از مؤمن و مشرك نمى ترسم، چرا كه مؤمن ايمانش او را باز مى دارد، و مشرك را خداوند به وسيله شركش نابود مى سازد، لكن از خطر منافق بر امّت خويش مى هراسم، آنها كه در دل نفاق پنهان دارند و در زبان، دانا و گويايند، سخنانى مى گويند دل پسند ولى اعمالى دارند زشت و ناپسند) [نهج البلاغه المعجم المفهرس نامه 27/ 17 و به كتاب اسناد و مدارك نهج البلاغه نوشته مؤلف ص 215 مراجعه فرمائيد كه حدود 16 سند و مدرك براى اين فراز از سخنان پيامبر (ص) نقل شد.] و امام على (ع) در رابطه با دشمنان كينه جوى منافق فرمودند. و َ اُحَذِّرُكُم اَهلَ النّفاقِ فاِنّهُم الضّالّونَ الْمُضِلّونَ، وَالزّالّونَ الْمُزّلُّونَ، يَتَلَوّنُونَ ألْواناً، وَ يَفْتَنّونَ اِفْتِناناً وَ يَعْمِدُونَكُم بِكُلّ عِمادٍ وَ يَرْصُدُونَكُمْ بِكُلّ مِرْصادٍ.

(شما را از منافقان برحذر مى دارم، زيرا آنها گمراه و گمراه كننده اند، خطاكار و عامل انحراف و خطاكارى ديگرانن