د، به رنگهاى گوناگون بيرون مى آيند و به قيافه ها و زبان هاى متفاوت خودنمائى مى كنند، از هر وسيله اى براى فريفتن و درهم شكستن شما استفاده مى كنند و در هر كمينگاهى منتظر ضربه زدن شما نشسته اند) [نهج البلاغه المعجم المفهرس خطبه 194/
4.]

روانشناسى مردم جاهلى

در تحليل سير ارتجاعى مردم پس از رسول خدا (ص)، و زنده شدن دوباره ارزش هاى جاهلى، و مطرح شدن ظلم ها و ستمكارى ها، و انزوا و سكوت و نااميدى مردم، شناخت روحيّات مردم و روانشناسى اجتماعى تظاهر كنندگان به اسلام ضرورى است.

بايد ديد چه كسانى در انقلاب اسلامى ضربه خورده اند؟ و حكومت و قدرت طلبى كدام جناح سياسى به خطر افتاد؟ و علل و عوامل حسادت ها، كينه توزى ها، انتقام جوئى ها، كدامند؟ پس از ظهور اسلام و شكست دشمنان دين، و استقرار حكومت قرآن، حوادث مهمى در جامعه آن روز عربستان تحقّق يافته است:

حكومت مستبدّانه سران بنى اميه از بين رفت.

يهوديان منتظر فرصت، شكست خورده، تار و مار شدند.

برده داران بزرگ منافعشان در خطر جدّى قرار گرفت.

زمين هاى زميخواران، مصادره و تقسيم گرديد.

شجاعان و زورمندان عرب در برابر شجاعت و ايثارگرى امام على (ع) مغلوب گرديدند، به خاك افتادند. كه خود فرمود.

اَنَا وَضَعْتُ فِى الصِّغَرِ بَكلاكِلِ الْعَرَبِ، وَ كَسَرْتُ نَواجِمَ قُروُنِ رَبِيعَةَ وَ مُضَرَ «من در دوران نوجوانى بزرگان و شجاعات عرب را به خاك افكندم و شاخه هاى بلند درخت قبيله «رَبيعه» و «مُضَر» را در هم شكستم) [نهج البلاغه المعجم المفهرس خطبه 192/ 115.] و در نامه اى به معاويه نوشتند: و َ قَدْ دَعَوتَ اِلَى الحَربِ... فَاَنَا أبُوحَسَنٍ قاتِلُ جَدِّكَ وَ أخِيكَ وَ خالِكَ شَدْخاً يَومَ بَدْرٍ وَ ذلِكَ السّيْفُ مَعى، وَ بِذلك الْقَلْبُ ألقى عَدوّى [نهج البلاغه المعجم المفهرس نامه 10/
7.] (در نامه ات مرا به جنگ دعوت كرده اى... من ابوالحسن درهم كوبنده جَدّ و برادر و دائى تو در روز جنگ بَدر مى باشم، و همان شمشير با من است و با همان قلب پرتوان با دشمن روبرو مى گردم).

- سران قبائل ظالم و مستبّد، ذليل و خوار شدند.

- خدايان دروغين آنان با دست على (ع) شكسته و نابود گرديدند.

- فاسدان و هرزه گردها. شلّاق خوردند.

- قاتلان و متجاوزان به حريم جان و مال و ناموس مردم، اعدام شدند.

- در نتيجه، زمينه هاى عقده ها، حسادت ها، كينه توزى ها فراهم شد.

- آنها كه منافعشان در خطر قرار گرفت.

- آنها كه زمين هاى بزرگشان تقسيم شد.

- حَد خوردها و مجازات شدگان باند فساد و فحشاء.

- محروم ماندگان از رفاه و آسايش و لذّت جوئى ها.

- خانواده هاى كشته شدگان در جنگ.

- وابستگان و نزديكان اعدامى ها.

(مانند عثمان كه عموى واجِبُ القَتل او را از خانه اش بيرون كشيده و اعدام كردند).

- قدرت طلبانى كه بر قبيله خود حاكميت طاغوتى داشتند و هم اكنون دستشان كوتاه شد.

اينها و ديگر گروه هاى ناراضى و ضد انقلاب، منتظر فرست بودند تا انتقام بگيرند، و با بى صبرى براى وفات رسول خدا دقيقه شمارى مى كردند با اينكه تلاش فراوان كردند تا عقده هاى دل را نگشايند امّا با مطرح شدن دوباره على (ع) و حكومت اهل بيت (ع)، نتوانستند تحمل نمايند و در حضور پيامبر (ص) تهاجم را آغاز كردند كه:

«احتياجى به قلم و دوات و نوشتن وصيت نامه مجدّد نيست». و شعار دادند «حَسْبُنا كِتابَ اللّه» [اهانت عُمر به پيامبر (ص) و ماجراى قلم و دوات كه مانع آوردن و نوشتن وصيت پيامبر شد و شعار داد «حسبنا كتاب اللّه» و گفت: اِنّ النَبّى (ص) غَلَبَه الْوَجَعَ وَ عِنْدَنا كِتابَ اللّه حسبنا در منابع زير آمده است
1. صحيح بخارى ج 1 ص 22: بخارى متوفاى 256 هجرى
2. صحيح بخارى ج 4 ص 85 و 121 بخارى متوفاى 256 هجرى
3. زندگى حضرت محمّد (ص) ج 2 ص 690. محمد حسنين هيكل
4. شرح نهج البلاغه ج 1 ص 182. ابن ابى الحديد متوفاى 656 هجرى
5. الطبقات الكبرى ج 2 ص 242: ابن سعد متوفاى 230 هجرى
6. الايضاح ص 186. ط. بيروت: ابن شاذان
7. مسند احمد ج 1 ص 90 و 22: احمد بن حنبل متوفاى 241 هجرى
8. تاريخ ابن عساكر ج 6 ص 451: ابن عساكر شافعى متوفاى 571 هجرى
9. السيرة الحلبيّة ج 3 ص 381: حلبى شافعى متوفاى 1044 هجرى 10. صحيح بخارى ج 6 ص 11 و ج 7 ص 156 و ج 9 ص 137
11. صحيح مسلم ج 5 ص 75 و ج 2 ص 11 و ج 11 ص 89: مسلم بن حجّاج متوفاى 261 هجرى
12. مسند احمد ج 3 ص 343: احمد بن حنبل متوفاى 241 هجرى.] هنوز جنازه پيامبر (ص) بر زمين مانده بود كه با شتابزدگى، سقيفه آنچنانى را با رأى تعداد اندكى از طرفداران، سازماندهى كردند، و سپس با كودتاى نظامى، همه عقده ها را گشودند.

آتش زدن خانه على (ع) و فاطمه (عليهاالسلام)، نوعى عقده زدائى، انتقام گيرى، و سيلى زدن حضرت زهرا (عليهاالسلام) نوعى محك سياسى بود كه مى خواستند عكس العمل آن را بدانند.

دستى كه از حكومت مستبدّانه بر قبيله اش. با ظهور اسلام و رهنمودهاى پدر فاطمه (عليهاالسلام) كوتاه شد و منافعش سالها در خطر بود، هم اكنون سيلى بر صورت يگانه دخت پيامبر مى نوازد و همه عقده ها را يكجا و رسوا تخليه مى كند.

انتقام جوئى و عقده زدائى را در همه حوادث پس از پيامبر مى توان ديد از يورش ابوسفيان تا فرمان تهاجم ابوبكر (به خانه على (ع)).

از شبيخون خالد تا آتش زدن درب خانه فاطمه (عليهاالسلام).

از شمشير منافق نفوذى تا توطئه يهوديان خيبر.

از جگر به دندان گرفتن هنده در اُحُد، تا تيرباران جنازه امام مجتبى به فرمان عائشه.

از اوّلين سيلى عمر، تا قتل و غارت كربلا.

از آغازين اهانت اهل سقيفه، تا آخرين اسارت ها.

همه جا دست پنهان انتقام شيطانى به چشم مى خورد.

آنها كه على (ع) را نمى خواستند و براى على (ع) رأى نمى دادند.

از اجراى قانون و شدّت عدالت او گريزان بودند.

از ويژگى ها و سلحشورى هاى علوى بيمناك و هراسان بودند.

از فضائل معنوى آن حضرت حسادت ها و در دل نهفته داشتند.

از پيشروى و مقاومت و شجاعت و دشمن ستيزى امام، عقده ها در دل نهفته، و بغض ها در گلو پنهان داشتند كه در روز عاشورا در جواب امام حسين (ع) كه پرسيد «ما چه گناهى مركتب شديم كه ريختن خون ما را واجب مى شماريد».

پاسخ دادند: بُغْضاً لِأبِيكَ (به خاطر كينه هائى كه از پدرت على (ع) در دل داريم).

حضرت زهرا (عليهاالسلام) در تحليل حوادث ناگوار پس از رسول خدا (ص) و ارزيابى انواع تهاجمات و يورش ها به زيان امام على (ع)، را كينه توزى ها و انتقام گرفتن و فرصت طلبى دشمنان اسلام در جمع زنان مهاجر و انصار مطرح مى فرمايند [كينه توزيها نسبت به امام على (ع) در سقيفه و ماجراى شگفت انگيز آن، برخى يادى از امام على (ع) كردند و گفتند كه اگر على (ع) در سقيفه حاضر بود دو نفر بر او اختلاف نمى كردند - تاريخ يعقوبى ج 2 ص 132: احمد بن ابى يعقوب متوفاى 292 هجرى - شرح نهج البلاغه ج 65 ص 20: ابن ابى الحديد متوفاى 656 هجرى امّا قريش دل خوشى از امام على (ع) نداشتند و او را قاتل عزيزان خود «در جنگهاى سرنوشت ساز مسلمين با كفار و قريش) مى دانستند و تلاش مى كردند پس از پيامبر (ص) خلافت به على (ع) منتقل نگردد و جمعى از روى حسادت و خود بزرگ بينى با امام مخالفت