 مى كردند - شرح نهج البلاغه ج 13 ص 300: ابن ابى الحديد - تاريخ العرب والاسلام ص 89 حضرت زهرا (عليهاالسلام) در تحليل حوادث ناگوار و ارتداد و كينه توزيهاى مردم فرمود و َلكِنّها أحْقادٌ بَدْرِيّةٌ، وَ تَراثٌ اُحُدِيّةٌ، كانَتْ عَلَيْها قُلُوبُ النِّفاقِ مُكتَمِنَةٌ لِامْكانِ الوَشاة، فَلمّا اِسْتَهْدَفَ الأمَرَ اُرْسِلَتْ عَلَيْنا شابِيبَ الاثار (اين همه برخوردهاى ناروا از كينه هاى جنگ بَدر و انتقام جوئى هاى جنگ اُحُد است كه بر دل هاى منافقان پنهان شده و جرأت اظهار آن را نداشتند امّا روزى كه حكومت را غصب و ما را منزوى نمودند، تمام كينه ها و حسادت ها را بر ما فروريختند) - بحارالانوار ج 43 ص 156 - مناقب ج 2 ص 205: ابن شهر آشوب متوفاى 588 هجرى و عمر در نامه اى به معاويه نوشت: خلافت را در قريش استقرار بخشيدم و على (ع) را كنار زدم تا انتقام جنگهاى صدر اسلام و خون هاى ريخته شده به دست على (ع) را بگيرم - بحارالانوار ج 8 ص 229- 233 كمپانى - فاطمة الزهراء بهجة قلب المصطفى ص 557 و در تداوم انتقام جوئى ها، عبداللّه، پسر عُمر به شام مى رود و بوسه بر سر يزيد مى زند و مى گويد الحمدللّه كه خارجى را كشتى!!!

- بحارالانوار ج 8 ص 229 كمپانى.] و َ مَا الّذِى نَقِّمُوا مِنْ اَبِى الْحَسَن؟ نَقِمُوا مِنْهُ وَاللّهِ نَكِيرَ سَيْفِه، وَ قِلّةَ مبالاتِهِ بَحَتّفِهِ، وَ شِدّةَ وَطْاَتِهِ وَ نَكالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فى ذاتِ اللّهِ عَزّ وَ جَلّ.

(چه باعث شد كه با كينه توزى از على (عليه السلام) انتقام بگيرند؟ آرى او را سرزنش كردند چون شمشير على در راه خدا، خويش و بيگانه و شجاع و ترسو نمى شناخت، و چون على (ع) نسبت به مرگ بى اعتنا بود و نمى ترسيد.

چون با دشمنان اسلام سخت مبارزه مى كرد و فقط در راه خدا غضبناك مى شد و اين صفات منافقان رفاه زده را خوش نمى آيد) [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا در جمع زنان مهاجر و انصار.] و در مسجد، رو در روى، كينه توزان منافق فرمود.

ثُمّ لَمْ تَلْبَثُوا اِلى رَيْثَ اَنْ تَسْكُنَ نَفْرَتُها «سپس آنقدر درنگ نكرديد كه اين دل رميده آرام گيرد». و َ يَسْلَسَ قِيادُها «و كشيدن افسار آن سهل گردد».

ثُمّ اَخَذْتُم تُورُونَ وَقْدَتَها، وَ تُهَيّجُونَ جَمْرَتَها «پس آتش گيره ها را افروخته تر مى كرديد و دامن به آتش مى زديد تا آتش را شعله ور كنيد». و َ تَسْتَجيبُونَ لِهِتافِ الشّيْطانِ الغَوِىّ «براى اجابت كردن بانگ شيطان گمراه آماده بوديد». و َ اِطْفاءِ اَنوارِ الدّينِ الْجَلِىّ «و براى خاموش نمودن انوار دين روشن خدا». و َ اِخْمادِ سُنَنِ النّبِىّ الصّفِىّ «و افسرده كردن و ضعيف نمودن سُنن نبىّ برگزيده خدا».

تُسِرُّونَ حَسْواً فِى ارْتِغاءٍ «به بهانه كف گرفتن، شير را زير لب پنهان مى خوريد». و َ تَمْشُونَ لِأهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِى الْخَمَرِ وَالضّرّاءِ «و براى خانواده و فرزندان او در پشت تپه ها و درختان كمين گرفته ايد» [قسمت هائى از خطبه حضرت زهرا در جمع زنان مهاجر و انصار.]

پيدايش فرصتهاى مناسب براى خط نفاق

منافقان شكست خورده، و مشركين تسليم شده، و آنان كه در ظهور اسلام و تداوم حكومت قرآن ناراضى و ناراحت بودند، چاره اى جز سكوت و نقشه هاى پنهانى نداشتند، به خود جرأت برخورد مستقيم را نمى دادند و در برابر پيروزى هاى روزافزون اسلام به خط يأس و نااميدى كشانده شده و اُفق آينده را تاريك مى پنداشتند.

امّا روزى كه:

به بهانه اسلام ابابكر: انواع تهاجمات مطرح شد. و به نام دفاع از خليفه رسول خدا! به حرمت حريم پيامبر (ص) تاختند. و با نام استقرار نظم و قانون در مدينه، بر بازوى حضرت زهرا (عليهاالسلام) شلّاق نواختند [همه مورخان شيعه و سنّى نوشتند كه دختر رسول خدا حضرت زهرا (عليهاالسلام) كتك زدند عُمر با ضربات لگد باعث قتل مُحسن شد و قنفذ با ضربات شلّاق بازوى آن معصومه را متورّم نمود
1. بحارالانوار ج 53 ص 18 و 19
2. مرآة العقول ج 5 ص 320
3. نوائب الدّهور ص 194
4. شرح نهج البلاغه ج 14 ص 193
5. دلائل الامامة ص 45
6. بيت الاحزان ص 160
7. ملتقى البحرين ص 81
8. الجنّة العاصمة ص 251
به مدارك هجوم و آتش زدن درب خانه امام مراجعه كنيد و عمر در نامه اى به معاويه از ضرب و شتم فاطمه (عليهاالسلام) ياد مى كند! و به آن كتك زدن ها افتخار مى نمايد!!! گويا لشگرى را فتح كرده است!!!

- بحارالانوار ج 8 ص 229 و 233 كمپانى و شعراء نادانى را اجير كرده بودند از شجاعت عُمَر در ضرب و شتم يگانه دختر پيامبر (ص) ستايش به عمل آورند، «شاعرى چون حافظ ابراهيم و ديوان او ج 1 ص 82 آرى او كه:

در روز حادثه و جنگ هاى سرنوشت ساز از ميدان مى گريخت و پس از اسلام آوردن جرأت نداشت از خانه خارج شود تا آنكه عاص بن وائل او را امان داد پس با احتياط از منزل خارج مى شد و در جاهليّت نيز موقعيّت اجتماعى درستى نداشت
1. عقدالفريد ج 1 ص 48: ابن عبدربّه متوفاى 328 هجرى
2. كتاب الثقات ج ص 74 به مدارك فرار از جنگ مراجعه كنيد
3. صحيح بخارى ج 5 ص 60: بخارى متوفاى 256 هجرى
4. تاريخ ذهبى ج 2 ص 102: ذهبى متوفاى 784 هجرى - به اسناد و مدارك فرار عمر و ابابكر و عثمان در جنگ اُحد مراجعه كنيد آتش كينه چون زبانه كشيد كار زهرا به تازيانه كشيد آتش خشم خانمان سوزش پاى صد شعله را به خانه كشيد سينه اش مخزن گل خون شد به كجا كار اين خزانه كشيد بر رخت اى حقيقت معصوم نتوان پرده فسانه كشيد «مجاهدى».] عناصر ضد انقلاب اميدوار شدند.

به صحنه آمدند.

كمك كردند.

از پشت خنجر زدند.

آب به آسياب كودتاگران ريختند و گفتند:

«على نباشد، هر كس مى خواهد حكومت كند».

«اهل بيت (ع) مطرح نشوند ما با هر باند و حكومتى كنار خواهيم آمد».

مخالفان ضربه ديده، به تنهائى نمى توانستند عليه اسلام و مسلمين برخيزند.

امكانات لازم را براى انتقام گيرى نداشتند.

جرأت و جسارت ضربه زدن را در خود نمى ديدند.

از نيروهاى مدافع اسلام هراسان بودند.

امّا روزى كه شعله هاى آتش درب خانه على (ع) را ديدند. و سرهاى بريده مالك را. و صورت كبود شده فاطمه را. و كشتار و غارت دوباره را. و انزواى پاسداران و مدافعان اسلام و قرآن را. و يورش كودتاگران و اجتماع منافقان نفوذى را.

دلگرم شدند دست به شمشير بردند، و انتقام ديرينه را گرفتند و هر چه خواستند كردند [عُمر، امام على (ع) را در مسجد تهديد به مرگ كرد (اگر بيعت نكنى به خدا سوگند تو را مى كشم)
1. الامامة والسياسة ص 13: ابن قتيبة متوفاى 276 هجرى
2. كفاية الموحّدين ج 2 ص 127.

3. كتاب سليم بن قيس ث 83: متوفاى 90 هجرى
4. الغدير ج 7 ص 75 و 78: علامه امينى
5. شرح نهج البلاغه ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19: ابن ابى الحديد متوفاى 656 هجرى
6. اختصاص 184- 187: شيخ مفيد متوفاى 413 هجرى.] اينجاست كه امام على (ع) در برابر سختى ها و انتقامجوئى هاى خونين قريش به خدا شكوه مى كنند:

اَللّهُمَ اِنّى اَسْتَعدِيكَ عَلَى قُرَيْشٍ وَ مَنْ أعانَهُمْ، فَاِنّهُمْ قَدْ قَطَعُوا رَحِمِى، وَ أكْفَؤوا إنائى، وَ أجْمَعُوا عَلى مُنازَعَتى حَقّاً كُنْتُ اَوْلَى بِهِ.

(بار خداوندا من در برابر قريش و