لاقدام و اشركتم بعد الايمان و جبنتم بعد الشجاعه ، عن قوم نكثوا ايمانهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم .
فقاتلوا ائمه الكفر انهم لا ايمان لهم لعلهم ينتهون . الا تقاتلون قوما تكثوا ايمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بدووكم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان كنتم مومنين .
15 : با امامان كفر بجنگيد  
با اين سوابق ، حال بعد از روشن شدن حق و بيان آن به كجا رفتيد، و بعد از اعلان حق كجا آن را پنهان كرديد، و چرا بعد از اين اقدامات به گذشته خود رجوع نموديد و بعد از ايمان مشرك شديد، و بعد از شجاعت ترسيديد از گروهى كه بعد از پيمان بستنشان سوگندهاى خود را شكستند و در دين شما طعنه وارد نمودند.
با امامان كفر جنگ كنيد كه آنان پايبند به سوگندهايشان نمى باشند، تا شايد از كارهاى خود بر گردند، آيا با گروهى كه سوگندهاى خود را ناديده گرفتند و قصد بيرون نمودن رسول الهى را دارند كارزار نمى نماييد، و حال آنكه آنان ابتدا شروع به جنگ نمودند؟ آيا از آنان هراس داريد؟ خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر مومن هستيد.ساجده

  سَجَدَ- سُجوداً: إنحنى، خاضعاً، وضع جبهته بالأرض متعبداً. 
زنى را كه پيشانى بر درگاه حضرت حق بسايد، ساجده گويند. 
فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام پس از ولادت بر خداوند سجده كرد. 
قالت خديجة رضي‏اللَّه‏عنها: 
«كانت فاطمة تحدث في بطن امّها، و لمّا ولدت، فوقعت حين وقعت على الأرض «ساجدة» رافعة إصبعها، 
حضرت خديجه عليهاالسلام فرمود: فاطمه آنگاه كه در رحم مادر بود با مادر خود سخن مى‏گفت و آن زمان كه متولد شد، بر زمين سجده كرد و انگشتان خود را به طرف آسمان گرفت.» (1) 
  1- فاطمه‏ى زهراء بهجة قلب المصطفى، ج 1، ص 183 از سيرة الملا، ذخايرالعقبى، ص 45، نزهة المجالس ج 2، ص 227. 16 : خذلان الناس عن الحق  
الا و قد ارى و الله ان قد اخلدتم الى الحفض ، و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض ، و ركنتم الى الدعه ، و نجوتم بالضيق من السعه ، فعجتم عن الدين و مججتم الذى و عيتم و دسعتم الذى سوغتم .
فان تكفروا انتم و من فى الارض جميعا فان الله لغنى حميد.
الم ياتكم نبا الذين من قبلكم قوم عاد و نوح و ثمود و الذين من بعدهم لا يعلمهم الا الله ، جاءتهم رسلهم بالبينات فردوا ايديهم فى افواههم و قالوا انا كفرنا بما ارسلتم به و انا لفى شك مما تدعوننا اليه مريب .
16 : خوارى حق به دست مردم  
آگاه باشيد! به خدا قسم شما را مى بينم كه به زندگى راحت ميل نموده ايد، و كسى كه سزاوار منصب حل و فصل امور است از جايگاهش دور نموده ايد، و تن به راحتى در داده ايد، و از جاى وسيع و جاى تنگ پناه آورده ايد، و از دين برگشته ايد و آنچه را كه حفظ مى كرديد دور افكنده ايد، و چيزى را كه به آسانى خورده بوديد بر گردانده ايد.
اگر شما و تمام كسانى كه در زمين هستند كافر شوند خداوند از همه آنان بى نياز است و خداوند سپاس شده است . آيا خبر كسانى كه قبل از شما از قوم نوح و عاد و ثمود و اقوامى كه بعد از اينان آمدند به شما نرسيده ؟ قضاياى آنان را جز خدا نمى داند كه رسولان الهى با بينات به سوى آن اقوام آمدند، ولى آنان دستهاى خود را در دهان خود گذارده و گفتند: ما به آنچه شما فرستاده شده ايد كافريم ، و ما در آنچه ما را به سويش مى خوانيد در شك و تريد هستيم .17 : العار و النار لمن يخذل ابنه نبيه  
الا و قد قلت الذى على معرفه منى باخذله التى خامرتكم و الغدره التى استشعرتها قلوبكم .
و لكنها فيضه النفس و نفثه الغيظ و خور القناه و ضعف اليقين و بثه الصدر و معذره الحجه .
فدونكموها فاحتقبوها مدبره الظهر، مهيضه العظم ، خوراء القناه ، ناقبه الخف ، باقيه العار، موسومه بغضب الجبار و شنار الابد، موصوله بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده ، انها عليهم موصده فى عمد ممدده . فبعين الله ما تفعلون و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون .
17 : عار و عذاب بر كسى كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله را خوار كند
من گفتم آنچه گفتم در حالى كه مى دانم يارى نكردن وجودتان را فرا گرفته و بى وفايى همچون لباسى بر قلبهاى شما پوشيده شده است . ولى اين سخنان به خاطر بر لب رسيدن جانم بود، و آه هايى بود كه براى خاموش ‍ نمودن آتش غضبم كشيدم ، و سستى تكيه گاهى بود، و ضعف يقين شماست ، و اظهار غصه سينه ام است كه ديگر نتوانستم آن را مخفى كنم ، و براى اتمام حجت بود.
پس شتر خلافت را بگيريد و با طناب ، باربندش را محكم به شكم آن ببنديد، در حالى كه كمر آن شتر مجروح شده و استخوانهايش شكسته و پاهايش ضغيف شده و كف پاهايش نازك گرديده و عيب آن هميشه باقى است ، كه به غضب خداى جبار و ننگ ابدى علامت گذارى شده ، و پيوسته به آتش الهى روشن است . آتشى كه بر قلبها اثر مى گذارد و در عمودهاى كشيده بر آنان ملازم شده است . آنچه انجام مى دهيد نزد خداوند محفوظ است و به زودى كسانى كه ستم كردند مى فهمد به كجا مى روند.18 : انا ابنه بيكم  
و انا ابنه نذير لكم بين يدى عذاب شديد، فكيدونى جميعا ثم لا تنظرون ، فاعملوا انا عاملون و انتظروا انا منتظرون .
ربنا احكم بيننا و بين قومنا و انت خير الحاكمين و سيعلم الكفار ليمن عقبى الدار.
و قل اعملوا فسيرى الله عملكم و رسوله و المومنون ، و كل انسان الزمناه طائره فى عنقه ، فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره و من يعمل مثقال ذره شرا يره ، و كان الامر قد قصر.
18 : من دختر پيامبرتان هستم  
من دختر كسى هستم كه شما را از عذاب شديدى كه در پيش داريد ترسانيد.
پس همگى درباره من حيله بكار بنديد و به تاءخير نيندازيد! شما كار خود را بكنيد كه ما هم در كار خود هستيم و منتظر باشيد كه ما هم منتظريم .
پروردگارا! بين ما و قوممان به حق حكم كن و تو بهترين حكم كننده هستى و به زودى كفار خواهند دانست كه عاقبت كار به نفع كيست .
و بگو عمل كنيد كه به زودى خدا و رسول و مومنين عمل شما را مى بينند و نامه اعمال هر انسانى را بر گردن او آويخته ايم . بنابر اين هر كس به اندازه ذره اى عمل خير انجام دهد نتيجه اش را مى بيند و هر كس ذره اى عمل شر انجام دهد نتيجه اش را خواهد ديد، و گويا كار چنين مقدر شده است .19 : جواب ابى بكرلها سلام الله عليها  
فاجابها ابوبكر عبد الله بن عثمان و قال :
صدقت يا بنت رسول الله ، كان ابوك بالمومنين عطوفا كريما رورفا رحيما، و على الكافرين عذابا اليما و عقابا عظيما.
و اذا عزوناه و جدناه اباك دون النساء، و اخا ابن عمك دون الاخلاء، آثره على كل حميم و ساعده على الامر العظيم .
لا يحبكم الا سعيد، و لا يبغضكم الا شقى بعيد!! و انتم عتره رسول الله الطيبون ، و خيرته المنتجبون ، على الخير ادلتنا، و الى الجنه مسالكنا.
19 : جواب ابوبكر  
آنگاه ابوبكر در جواب حضرت گفت : راست مى گويى اى دختر پيامبر، پدر تو نسبت به مومنين با عطوفت و كريم بود و رحمت و رافت داشت ، و نسبت به كافرين عذاب اليم و عقاب عظيم بود.
اگر بخواهيم نسب او را بنگريم در تمام زنان او را تنها پدر تو مى يابيم ، و و در بين دوستان صميميش تنها برادر عمويت (على عليه السلام ) مى بينيم ، كه او را بر 