ت فرمود:

«انى كنت اول من آمن بربى، و اول من اجاب، حيث اخذ الله ميثاق النبيين (و اشهدهم على انفسهم الست بربكم) [اعراف: 172.] فكنت انا اول نبي قال: (بلى) [اعراف: 172.] فسبقتهم بالإقرار بالله- عز و جل-» [بحار الانوار، ج 16، ص 353، روايت 36.]

- من اولين كسى بودم كه به پروردگارم ايمان آوردم، و نيز هنگامى كه (در ازل) خداوند از انبيا ميثاق و پيمان گرفت و آنان را بر نفسشان شاهد قرار داد و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟»، من اولين پيغمبرى بودم كه گفتم: «آرى». پس در اقرار به خداوند- عزوجل- از ايشان پيشى گرفتم.

بيان:

البته اين اوليت (اوليت رتبى، نه زمانى) در خلقت نورى حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم و به حساب تقدم منزلتى ايشان مى باشد، چنانكه اخذ ميثاق و پاسخ ايشان و ساير انبيا و اوليا و ساير مخلوقات نيز، در عوالم نورى و در خلقت نورى بوده است، وگرنه وى در خلقت مادى، از ساير انبيا، متأخر است.

حديث دوم:

حسين بن عبدالله مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: آيا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سرور فرزندان حضرت آدم بود؟ فرمود:

«كان والله سيد من خلق الله. و ما برء الله بريه خيرا من محمد صلى الله عليه و آله و سلم.» [بحار الانوار، ج 16، ص 368، روايت 76.]

- به خدا قسم، او سرور تمام مخلوقات الهى بود. و خداوند مخلوقى بهتر از محمد صلى الله عليه و آله و سلم نيافريده است.

بيان:

از عموم جواب امام صادق استفاده مى شود كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سيد و سرور همه كائنات، اعم از جن و انس و ملائكه مقربين و غير مقربين، و بهترين خلائق الهى است، چنانكه از ساير روايات [بحار الانوار، ج 16، ص 299، باب 11.] نيز استفاده مى شود.

حديث سوم:

موسى بن بكر مى گويد: حضرت موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

«ان الله اختار من النساء اربعا: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه» [بحار الانوار، ج 16، ص 2، روايت 5.]

- خداوند از ميان زنان، چهار نفر را برگزيد: مريم، آسيه، خديجه و فاطمه.

حديث چهارم:

محمد بن مسلم نقل مى كند كه امام باقر عليه السلام فرمود: ابوسعيد خدرى به من گفت كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: شب معراج هنگام بازگشت از جبرئيل عليه السلام پرسيدم كه آيا خواسته اى از من دارى؟ گفت:

«حاجتى ان تقرا على خديجه من الله و منى السلام...» [بحار الانوار، ج 16، ص 7، روايت 11.]

- حاجت من اين است كه سلام خداوند و مرا به خديجه عليهاالسلام برسانى.

حديث پنجم:

در حديث كناره گيرى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از خديجه عليهاالسلام آمده است كه: حضرتش در اواخر كناره گيرى چهل روزه از او، عمار بن ياسر را به سوى خديجه فرستاد و پيام داد كه: «اى خديجه، گمان مكن كناره گيرى و ترك تو از روى ناراحتى ام از توست، بلكه پروردگارم- عزوجل- چنين دستور داد تا امرش واقع شود. اى خديجه، جز گمان خير بر من مبر ، «فان الله- عز و جل- ليباهى بك كرام ملائكته كل يوم مراراً...» [بحار الانوار، ج 16، ص 78.]

- خداوند- عزوجل- هر روز مكرر به وجود تو بر ملائكه بزرگوارش مباهات مى كند.

حديث ششم:

در كتاب «مولد فاطمه» ابن بابويه آمده است: روايت شده كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«اشتفات الجنه الى اربع من النساء: مريم بنت عمران، و آسيه بنت مزاحم، زوجه فرعون، و هى زوجه النبى صلى الله عليه و آله و سلم فى الجنه و خديجه بنت خويلد، زوجه النبى صلى الله عليه و آله و سلم فى الدنيا و الاخره، و فاطمه بنت محمد صلى الله عليه و آله و سلم.» [بحار الانوار، ج 43، ص 53.]

- بهشت مشتاق ديدار چهار زن است: مريم دختر عمران، و آسيه دختر مزاحم و همسر فرعون كه در بهشت همسر پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم خواهد بود، و خديجه دختر خويلد، همسر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم در دنيا و آخرت، و فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله و سلم.

بيان:

روايات در عظمت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و فضائل خديجه كبرى عليهاالسلام بسيار است. مقصود ما از ذكر اين چند حديث اين نيست كه بخواهيم به فضيلت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بپردازيم، و يا كلامى در اطراف مقام خديجه كبرى عليهاالسلام گفته باشيم، بلكه غرض يادى از اين دو بزرگوار است تا به تناسب بحث كتاب، عظمت و فضيلت فاطمه ى اطهر عليهاالسلام روشن تر گردد. خصوصيات انعقاد نطفه فاطمه ى زهرا

حديث اول:

هروى از امام رضا عليه السلام نقل مى كند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«لما عرج بى الى السماء، اخذ بيدى جبرئيل عليه السلام فادخلنى الجنه، فناولنى من رطبها، فاكلته، فتحول ذلك نطفه فى صلبى فلما هبطت الى الارض، واقعت خديجه، فحملت بفاطمه عليهاالسلام، ففاطمه حوراء انسيه...» [بحار الانوار، ج 43، ص 4، روايت 2.]

- در شب معراج كه به آسمان برده شدم، جبرئيل عليه السلام دست مرا گرفت و داخل بهشت نمود و از خرماى بهشت به من داد، آن را خوردم و در صلب من به نطفه تبديل شد. پس هنگامى كه به زمين بازگشتم با خديجه هم بستر شدم و ايشان به فاطمه عليهاالسلام باردار شد، بنابراين فاطمه حوريه ى بشر گونه است...

حديث دوم:

سدير صيرفى نقل مى كند كه امام صادق، به نقل از پدران بزرگوارش عليهم السلام فرمود كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:... «هنگامى كه خداوند- عزوجل- حضرت آدم را آفريد و مرا از صلب وى خارج كرد، و اراده اش تعلق گرفت كه فاطمه را از صلب من خارج كند ، «جعلها تفاحه في الجنه، و اتانى بها جبرئيل عليه السلام»

- خداوند، او را سيبى در بهشت قرار داد، و جبرئيل عليه السلام آن را براى من آورد. در ادامه همين روايت، پس از اينكه جبرئيل، سلام حق تعالى را به حضرت رسانده و او جواب مى دهد، عرض مى كند:

«يا محمد، ان هذه تفاحه اهداها الله- عزوجل- اليك من الجنه. فاخذتها و ضممتها الى صدرى.

- اى محمد، اين سيبى است كه خداوند- عزوجل- به رسم هديه از بهشت براى تو فرستاده است. (حضرت مى فرمايد:) آن را گرفتم و به سينه چسباندم.

آنگاه جبرئيل به من گفت: «اى محمد، خداوند- عزوجل- مى فرمايد: سيب را بخور، آن را شكافتم و نور درخشنده اى را ديدم و هراسيدم. جبرئيل گفت: چرا نمى خورى، بخور و مترس، آن نور «منصوره» [نام حضرت زهرا عليهاالسلام در آسمان.] در آسمان است، و او در زمين «فاطمه» نام دارد... [بحار الانوار، ج 43، ص 4، روايت 3.]

حديث سوم:

سلمان مى گويد: عمار به من گفت... فاطمه عليهاالسلام به على عليه السلام عرض كرد:

«اعلم يا اباالحسن، ان الله تعالى خلق نورى و كان يسبح الله- جل جلاله- ثم اودعه شجره من شجر الجنه فاضاءت، فلما دخل ابى الجنه، اوحى الله تعالى اليه الهاما: ان اقتطف الثمرة من تلك الشجرة، و ادرها فى لهواتك، ففعل، فاودعنى الله سبحانه صلب ابى صلى الله عليه و آله و سلم، ثم اودعنى خديجه بنت خويلد،فوضعتني. و انا من ذلك النور...» [بحار الانوار، ج 43، ص 8، روايت 11.]

- اى اباالحسن، بدان كه خداوند متعال نور مرا خلق نمود و پيوسته مشغول تس