 تزهر لامير المومنين عليه السلام فى النهار ثلاث مرات بالنور...» [بحارالانوار، ج 43، ص 11، روايت 2- ادامه ى حديث و بيان آن در فصل دوازدهم (حديث ششم) خواهم آمد.]

- زيرا وى روزى سه بار براى اميرالمومنين عليه السلام نور افشانى مى كرد...

حديث پنجم:

امام رضا به نقل از پدران بزرگوارش عليهم السلام فرمود كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

«انى سميت ابنتى فاطمه، لان الله- عزوجل- فطمها و فطم من احبها من النار.» [بحارالانوار، ج 43، ص 12، روايت 4.]

- من بدين سبب دخترم را فاطمه ناميدم كه خداوند- عزوجل- او و دوستانش را از آتش جهنم جدا نموده است.

حديث ششم:

ابوهاشم عسكرى مى گويد: از امام حسن عسكرى عليه السلام پرسيدم: چرا فاطمه عليهاالسلام، زهرا ناميده شد؟ فرمود:

«كان وجهها يزهو لأميرالمومنين عليه السلام من اول النهار كالشمس الضاحيه، و عند الزوال كالقمر المنير، و عند غروب الشمس كالكوكب الدرى.» [بحارالانوار، ج 43، ص 16.]

- از اين جهت كه همواره جمالش اول روز مثل خورشيد وقت چاشت، و هنگام ظهر مثل ماه تابان، و هنگام غروب آفتاب مثل ستاره درخشان براى اميرالمومنين عليه السلام مى درخشيد.

حديث هفتم:

در كتاب مصباح الأنوار آمده كه: امام باقر به نقل از پدران بزرگوارش عليهم السلام فرمود:

«انما سميت فاطمه بنت محمد «الطاهره»، لطهارتها من كل دنس...» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، روايت 20.]

- فاطمه، دختر محمد صلى الله عليه و آله و سلم بدين جهت «طاهره» ناميده شد كه از هر پليدى پاكيزه بود...

حديث هشتم:

اسحاق بن جعفر مى گويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: فاطمه از آن جهت «محدثه» ناميده شد، كه ملائكه از آسمان فرود مى آمدند و مانند حضرت مريم دختر عمران به وى مى گفتند:

«يا فاطمه، (ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين.) [آل عمران: 42.] يا فاطمه، (اقنتى لربك و اسجدى، و اركعى مع الراكعين.) [آل عمران: 43.]، فتحدثهم و يحدثونها.»

- اى فاطمه، خداوند تو را برگزيد و پاكيزه گردانيد و بر زنان عالم برگزيد. اى فاطمه، در پيشگاه پروردگارت فروتنى نما و سجده كن و با ركوع كنندگان ركوع نما. و بدين ترتيب وى با ملائكه و ملائكه نيز با وى سخن مى گفتند.

در ادامه روايت مى فرمايد:

«شبى فاطمه به ملائكه فرمود: مگر مريم، دختر عمران برگزيده و برتر از تمام زنان عالم نيست؟» آنها عرض كردند: مريم تنها سيده و سرور زنان عالم در زمان خود بود، ولى خداوند- عزوجل- تو را سيده و سرور زنان عالم در زمان خود و زمان مريم، و سيده زنان اولين و آخرين قرار داده است.» [بحارالانوار، ج 43، ص 78، روايت 65.]

بيان:

اين بود بياناتى كه از زبان اهل عصمت درباره بعضى از اسامى فاطمه زهرا عليهاالسلام نقل شده است.

البته در حديث اول از فصل اول علت اينكه چرا وى نام «حوراء» گرفته بيان گرديده، چنانكه در فصل هفتم نيز به سر بعضى از اسامى او اشاره مى شود، و در حديثى ديگر [بحارالانوار، ج 43، ص 13، روايت 7.] نيز پيرامون علت نام گرفتن او به «فاطمه» بيان شيوايى است كه خوب است ملاحظه شود. و بالأخره بيانات ديگرى نيز شايد در رابطه با اسامى او باشد، ليكن به همين مقدار اكتفا مى كنيم.

در هر حال، با اين بيانات نيز به فضيلت آن بانوى با عظمت بيشتر مى توان پى برد. طهارت فاطمه زهرا

حديث اول:

يزيد بن عبدالملك مى گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به دنيا آمد، خداوند- عزوجل- به ملكى وحى نمود كه زبان مبارك حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به اين مولود باز كن، و حضرتش او را «فاطمه» ناميد و سپس فرمود:

«إني فطمتك بالعلم، و فطمتك عن الطمث.»

- من، تو را به علم (از جهل و نادانى) جدا نمودم، و نيز از ابتلائات زنانگى باز گرفتم.

سپس امام باقر عليه السلام فرمود: به خدا قسم، خداوند تبارك و تعالى در ميثاق ازلى فاطمه را به علم جدا كرد و از ابتلائات زنانگى باز گرفت. [بحارالانوار، ج 43، ص 13، روايت 9.]

حديث دوم:

دو كتاب معانى الاخبار و علل الشرايع به سند علوى از على عليه السلام نقل مى كنند، كه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم پرسيده شد: معناى بتول چيست؟ زيرا از شما شنيده ايم كه مى فرماييد: مريم و فاطمه بتول هستند.

حضرت فرمود:

«البتول، التي لم ترحمره قء اى لم تحض، فان اليحض مكروه فى بنات الانبياء.»[بحارالانوار، ج 43، ص 15، روايت 13.]

- بتول، يعنى زنى كه به هيچ وجه سرخى نبيند، و حيض نشود، زيرا حيض ديدن براى دختران پيامبران ناپسند است.

حديث سوم:

در كتاب مصباح الانوار آمده است كه امام باقر به نقل از پدران بزرگوارش عليهم السلام فرمود: فاطمه، دختر محمد صلى الله عليه و آله و سلم «طاهره» ناميده شد، چون از هر قذراتى پاكيزه و از هر گونه ابتلاى [جمله حديث به اين صورت است: «و طهارتها من كل رفث»، كه به قرينه ما قبل روايت، «رفث»- كه به معناى مطلق تصريح به امورى است كه ذكر آن قبيح بوده و از آن كنايه آورده مى شود در اين جا به معناى فحش و يا... نيست، لذا به مناسبت كلامى، به معناى ابتلاى زنانگى ترجمه شد.] زنانگى طاهر بود ، «و ما رات قط يوما حمرة و لا نفاسا.» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، روايت 20.]

- و به هيچ وجه حتى يك روز هم سرخى (حيض) و نفاس نديد.

حديث چهارم:

ابن بابويه در كتاب مولد فاطمه عليهاالسلام از اسماء بنت عميس نقل مى كند كه مى گويد: بعد از آنكه خود، هنگام ولادت بعضى از فرزندان فاطمه عليهاالسلام ديده بودم كه هيچ گونه آثار زنانگى از ايشان ظاهر نگشته بود- رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«ان فاطمه خلقت حوريه فى صوره انسيه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 7.]

- فاطمه، حوريه اى است كه به صورت بشر آفريده شده است.

حديث پنجم:

ابى بصير مى گويد كه امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند- عزوجل- تا زمانى كه فاطمه عليهاالسلام زنده بود، زنها را بر على عليه السلام حرام نمود. (وى مى گويد:) پرسيدم: چگونه؟ فرمود:

«لانها طاهره لا تحيض.» [بحارالانوار، ج 43، ص 153، روايت 12.]

- زيرا ايشان طاهره بود و هرگز حيض نمى شد.

بيان:

احاديث اين فصل نيز دلالت بر فضيلت و عظمت آن بانوى بزرگ عالم بشريت در طهارت از قذارات عالم طبيعت و پاكيزگى از ابتلائات زنانگى دارد.

اما درباره ى علت پاكيزه بودن آن حضرت از ابتلائات زنانگى بايد متذكر شويم:

اولا: بايد توجه داشت- چنانكه در فصل سوم و پنجم توضيح داده شد- از آنجا كه فاطمه ى زهرا عليهاالسلام همچون انبيا و رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه اطهار علهيم السلام، اصل و طينت و قلوب و حتى بدنهايشان از عليين،و بهشتى است، لذا مقام و منزلت آن بزرگوار بسى والاتر از آن است كه به قذارات عالم طبيعت آلوده شود. چنانكه ذيل روايت چهارم نيز با اشاره به اين معنا، در دليل حيض و نفاس نديدن وى مى فرمايد:

«ان فاطمه خلقت حوريه فى صوره إنسيه.»

- فاطمه، حوريه اى است كه به صورت بشر آفريده شده است.

آرى، كسى كه نطفه اش بهشتى است بايد طاهره و مطهره و بدون آلودگيهايى كه ساير كودكان دارند، پا ب