ه عرصه دنيا بگذارد، و در طول حيات نيز طاهره و مطهره بوده و از ساير همنوعان خود ممتاز باشد.

ثانيا: از آنجاكه حيض و نفاس، متسلزم برداشته شدن تكاليفى از قبيل نماز و روزه و حرمت مكث در مسجد و غيره است، خداوند نخواسته است معصومى همچون فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، كه در مرتبه تام اتصال به حق است- چنانكه روايات فصول قبل و بعد اين رساله بر آن دلالت دارد- از عبادتى مثل نماز كه بالاترين حالات توجه بنده به پروردگار است، و نيز از ساير عبادات، ولو براى مدت كوتاهى، محروم بماند.

لذا طهارت آن بزرگ بانوى عالم بشريت از ابتلائات زنانگى نه تنها نقص نيست، بلكه به جهت كرامتى كه در آن وجود دارد، امرى خارق العاده است، و گويا روايت دوم به اين معنا اشاره دارد كه مى فرمايد:

«فان الحيض مكروه فى بنات الانبياء.»

- حيض ديدن براى دختران پيامبران ناپسند است. و گويا اساساً قرآن شريف نيز حيض را نوعى اذيت و نقصان براى زنان مى داند كه مى فرمايد:

(و يسئلونك عن المحيض، قل: هو اذى، فاعتزلوا النساء فى المحيض...) [بقره: 222- در رابطه با اينكه معناى «أذى»! در آيه ى شريفه، نقصان در كمال و امر غير ملائم با طبيعت شي ء است، به بيان استاد بزرگوار علامه طباطبائى- رضوان الله عليه- در تفسير شريف الميزان ذيل آيه مورد بحث، ج 2، ص 207 مراجعه شود.]

- اى پيامبر، از تو درباره ى حيض مى پرسند، بگو: آن اذيتى است براى زنان، پس در آن هنگام از آنان دورى كنيد... كه اين اذى و اذيت براى دختران پيامبران درست نيست، و اين اعتزال براى مثل على عليه السلام و فاطمه ى زهرا عليهاالسلام شايسته نيست، چنانكه روايت پنجم نيز به اين معنا اشاره دارد كه در علت حرمت زنان در طول حيات فاطمه ى زهرا عليهاالسلام بر على عليه السلام مى فرمايد:

«لانها طاهره لا تحيض.»

- زيرا وى طاهره بود و هرگز حيض نمى ديد. و چه بسا ذيل آيه شريفه نيز اشاره به اين مطلب دارد كه مى فرمايد:

(ان الله يحب التوابين، و يحب المتطهرين.») [بقره: 222.]

- خداوند، توبه كنندگان و كسانى كه خود را از آلودگيها پاك مى كنند، دوست دارد. و فاطمه عليهاالسلام كسى است كه همواره بايد مورد لطف خاص الهى باشد و خداوند روا نمى دارد كه او، ولو لحظه اى از رحمت خاص الهى بى بهره باشد. و حديث ابن جميله از امام باقر عليه السلام نيز مويد اين معناست، كه مى فرمايد:

«ان بنات الانبياء- صلوات الله عليهم- لا يطمثن، انما الطمث عقوبه، و اول من طمثت ساره.» [بحارالانوار، ج 43، ص 25، روايت 21.]

- دختران پيامبران- صلوات الله عليهم- از عادت زنانگى مبرا هستند، زيرا آن عقوبتى است، و اولين كسى كه به اين امر مبتلا شد، ساره بود. و بالاخره، به اين معنا اشاره دارد كلام اميرالمومنين عليه السلام درباره ى علت نقص ايمان زنان كه مى فرمايد:

«فأما نقصان ايمانهن، فقعودهن عن الصلاة والصيام فى ايام حيضهن.» [نهج البلاغه، خطبه 80، ص 105.]

- و اما علت نقصان ايمان زنان، ترك نماز و روزه در ايام عادت است. كه خداوند نخواسته است فاطمه عليهاالسلام چنين نقصى را داشته باشد.

در خاتمه بايد متذكر شويم: چنانكه از مجموع بيانات قرآن شريف و احاديث مذكور معلوم شد، نه تنها عدم ابتلاى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام به حالت طبيعى ساير بانوان، نقصى براى وى و امتيازى براى ديگر بانوان نيست (زيرا او نتيجه طبيعى اين حالت و غايت كمالى آن را، كه فرزنددار شدن است، داشته است) ، بلكه اساساً ابتلا به اين گوه قذارات خود، نقص در معنويت و ايمان است كه بايد ساحت حوريه بشر گونه و سيده نساء عالمين، فاطمه زهرا عليهاالسلام از آن به دور باشد. والله أعلم بحقيقة الأمر. علاقه ى متقابل رسول اكرم و فاطمه ى زهرا

حديث اول:

ابوثعلبه خشنى مى گويد: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هماره وقتى از سفر بر مى گشت، اول به خانه فاطمه عليهاالسلام وارد مى شد.

(روزى) حضرتش وارد خانه ى فاطمه شد و او به احترام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم برخاست ، «و اعتنقته و قبلت بين عينيه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 40.]

- و آن حضرت را در آغوش گرفته و ميان چشمان مباركش را بوسيد.

حديث دوم:

عائشه و عكرمه مى گويند: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هماره وقتى از غزوات باز مى گشت ، «قبل فاطمه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 40.]

- فاطمه را مى بوسيد.

حديث سوم:

عبدالله بن حسن مى گويد: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم وارد خانه فاطمه شد، و او تكه نان خشكى از جو خدمتش آورد و حضرتش با آن افطار كرد، سپس فرمود: دختر عزيزم. اين اولين نانى است كه پدرت پس از سه روز مى خورد. فاطمه شروع به گريستن كرد ، «و رسول الله يمسح وجهها بيده.» [بحارالانوار، ج 43، ص 40.]

- و رسول خدا دست مباركش را بر صورت فاطمه كشيد و اشكهايش را پاك كرد.

حديث چهارم:

از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده است: رويه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم (پيش از ازدواجش) اين بود كه تا صورت فاطمه را نمى بوسيد، نمى خوابيد. همچنين صورت مباركش را روى سينه فاطمه مى گذاشت و براى وى دعا مى كرد. [بحارالانوار، ج 43، ص 42.]

بنابر نقل ديگر: تا دو گونه ى فاطمه يا سينه اش را نمى بوسيد، نمى خوابيد. [بحارالانوار، ج 43، ص 42.]

حديث پنجم:

زراره مى گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم هماره هنگام مسافرت، پس از خداحافظى با خانواده اش، آخرين كسى كه با وى خداحافظى مى كرد فاطمه عليهاالسلام بود. و لذا همواره آغاز سفرش از خانه فاطمه بود، و در وقت مراجعت نيز ابتدا با او ملاقات مى نمود... [بحارالانوار، ج 43، ص 83، روايت 6.]

حديث ششم:

در روايتى [بحارالانوار، ج 43، ص 34.] آمده است: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نگران ده چيز بود كه خداوند ايشان را از همه آنها (هر يك را با آيه اى از قرآن كريم) تسلى داده و به آنها بشارت داد. تا اينكه مى فرمايد: هنگام هجرت از مكه درباره ى دخترش (فاطمه عليهاالسلام) ناراحت بود كه در اين رابطه اين آيه نازل شد:

(الذين يذكرون الله قياما و قعودا...) [آل عمران: 191.]

- آنان كه ايستاده و نشسته و... به ياد خدا هستند.

بيان:

نزول آيه شريفه ى فوق اشاره به مقام والاى حضرت زهرا عليهاالسلام دارد كه: اى رسول خدا، تو غم كسى را كه در همه حال، ايستاده و نشسته و خوابيده به ياد خداست، مخور كه او خود تكفل وى را مى نمايد.

حديث هفتم:

جابر بن عبدالله مى گويد: چند روزى براى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم غذايى فراهم نشد، به حدى كه گرسنگى بر ايشان فشار آورد، لذا به خانه هاى هسمرانش سر زد و نزد هيچكدام چيزى نيافت، سرانجام به نزد فاطمه رفت و فرمود:دختر عزيزم، من گرسنه ام، آيا چيزى نزد تو هست كه ميل كنم؟ ايشان عرض كرد: نه والله، جان خود و برادرم به فدايت!

پس از آن كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم از منزل دختر گرامى خود خارج شد، كنيز فاطمه دو گرده نان و مقدارى گوشت خدمت حضرت عليهاالسلام فرستاد و ايشان آن را گرفته و رويش را پوشاند و فرمود:

«والله، لا وثرن بها رسول الله صلى الل