 يابن رسول الله، آنها را با اسامى شان بشماريد كه اين چهارده نور، چه كسانى بودند؟

فرمود:

«محمد و على و فاطمه والحسن والحسين و تسعه من ذريه الحسين و تاسعهم قائمهم،ثم عدهم باسمائهم...» [بحارالانوار، ج 25، ص 4، روايت 7- توضيح مختصر ديگر درباره ى اين حديث، در ذيل مطلب هفدهم از خاتمه آمده است.]

محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و نه نفر از فرزندان حسين كه نهمين آنها قائم آنهاست، سپس حضرتش آنها را با اسامى شان شمرد...

به بيان ديگر: عموم جمله ى اول «لولاك، لما خلقت الافلاك» شامل همه موجودات (ذى شعور و غير ذى شعور، جن و انس، و برجستگان و غير آنها) حتى انبيا و اوليا، از جمله على و فاطمه زهرا عليهاالسلام مى شود: و جمله ى دوم «لولا على،لما خلقتك» نيز شامل همه موجودات حتى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مى گردد، و جمله سوم «لولا فاطمه، لما خلقتكما» نيز شامل همه موجودات، حتى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام مى شود، و در واقع مجموعا گويا مى خواهد بفرمايد: شما سه نفر غرض از خلقت همه موجودات، و هر كدام غرض براى خلقت ديگرى هستيد، چنان كه ظاهرا حديث نورانيت (حديث الف) شاهد بر اين بيان است، و اگر حديث (ب) و (ج) را ملاحظه كنيم، توسعه بيشترى استفاده كرده و پى مى بريم كه در واقع خداوند متعال، عالم را براى انوار مقدسه چهارده معصوم عليهم السلام آفريده است.

اما اينكه چرا اگر ايشان نبودند، هيچ موجودى خلق نمى شد؟ زيرا هيچ موجود مخلوقى نيست كه به ظهور كمال خود نظر نداشته باشد و تمام سعيش را براى مقصد غايى خود به كار نبندد (متوجه باشد يا نه، بيان كند يا نه)، حال چگونه مى شود خدايى كه خالق همه افلاك است، غايتى از خلقت نداشته و نخواهد كمال خود را ظهور دهد و تنها به خلقت نظر داشته و بخواهد قدرت نمايى كند؟! و ممكن است نظر به اين منزلت بزرگواران داشته باشد احاديثى كه روح ششمى براى اين خانواده مى شمارد، كه حتى انبياى گذشته آن را نداشته اند، [بصائر الدرجات، جزء 9، باب 16، ص 455 و باب 17، ص 458، و باب 18، ص 460.] فاطمه عليهاالسلام هم كه مادر يازده امام است، و از انبياى گذشته افضل و در تمام مراحل (از خلقت نورى ايشان گرفته تا خلقت مادى) در رديف معصومين ديگر (غير از منصب نبوت و وصايت) بوده، بايد قاعدة اين منزلت را داشته باشد، چنانكه در بعضى از آن احاديث آمده است:

«و هو معنا اهل البيت.» [بصائر الدرجات، جزء 9، باب 18، حديث 5 و 6، ص 461- و فاطمه ى زهرا عليهاالسلام مسلم يكى از اهل بيت عليهم السلام مى باشد.]

- و آن روح با ما اهل البيت هست.

حديث هفتم:

در قسمتى از حديث عمر بن هارون، از امام صادق، از پدران بزرگوارش، از على عليهم السلام در جريان ازدواج على با فاطمه عليهماالسلام منقول است كه حضرت حق فرمود: هان، اى ملائكه من، و اى ساكنين بهشت من، به على بن ابى طالب، محبوب محمد، و فاطمه، دختر محمد، مبارك باد بگوييد كه من بر آنان مبارك گردانيدم ، «ألا، إني قد زوجت أحب النساء الى من احب الرجال الى بعد النبيين و المرسلين.» [بحارالانوار، ج 43، ص 102، از روايت 12.]

- آگا باشيد، كه من بهترين زنان نزد خود را به ازدواج بهترين مردان نزد خود بعد از پيامبران و مرسلين، درآوردم.

حديث هشتم:

سلمان فارسى- رضوان الله تعالى عليه- مى گويد: رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«يا سلمان، من احب فاطمه ابنتى، فهو فى الجنه معى، و من أبغضها، فهو فى النار. يا سلمان، حب فاطمه ينفع فى ماه موطن، أيسر تلك المواطن، الموت و القبر والميزان والمحشر والصراط والمحاسبه، فمن رضيت عنه ابنتى فاطمه رضيت عنه و من رضيت عنه رضى الله عنه، و من غضبت عليه فاطمة غضبت عليه، و من غضبت عليه غضب الله عليه. يا سلمان، ويل لمن يظلمها و يظلم ذريتها و شيعتها.» [بحارالانوار، ج 27، ص 116، روايت 94.]

- اى سلمان، هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد، در بهشت در كنار من خواهد بود، و هر كس او را دشمن بدارد در آتش جهنم خواهد بود. اى سلمان، دوستى فاطمه در صد جايگاه به حال انسان سودمند است كه راحت ترين اين جايگاه ها عبارت است از مرگ و قبر و ميزان و سنجش (اعمال) و محشر و (پل) صراط و حساب كشى، پس از هر كس دخترم فاطمه راضى باشد، من از او خشنود مى گردم، و هر كس كه من از او خشنود باشم خدا از او خرسند خواهد بود، و هر كس فاطمه از او خشمگين باشد، من بر او خشم مى كنم، و هر كس من بر او خشم كنم، خداوند بر او غضب مى كند. اى سلمان، واى بر كسى كه به فاطمه و به فرزندان و شيعيانش ظلم و ستم كند!

بيان:

در اين حديث نكاتى است كه همه دلالت بر فضيلت و عظمت معنوى و ولايى آن بانوى دو جهان دارد:

الف- دوستى حضرتش عليهاالسلام براى مرد و زن مسلمان فائده دارد: «من احب فاطمه ابنتى...»

ب- دوستى اش سبب هم جوار شدن با رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در بهشت مى گردد: «فهو فى الجنة معى».

ج- دشمنى با او سبب قرار گرفتن در آتش است: «من ابغضها فهو فى النار».

د- دوستى اش در صد جا بعد از گذشت از اين جهان، فريادرس دوستانش مى باشد كه آسان ترين آنها شش جا مى باشد: «حب فاطمه ينفع...»

ه- رضايت داشتن او از هر كس، مساوى با رضايت خداوند متعال و رسولش صلى الله عليه و آله و سلم مى باشد: «فمن رضيت عنه ابنتى...» و - غضبناك بودن حضرتش بر كسى، مساوى با غضبناك گرديدن خداوند متعال و رسولش صلى الله عليه و آله و سلم مى باشد: «و من غضبت عليه فاطمه...»

ز- ظلم به او و ذريه و شيعيانش سبب خسران دو جهان مى گردد: «ويل لمن يظلمها...»

در نتيجه برگشت تمام فضائل فوق و ديگر فضائل آن بانوى بزرگ، برترى داشتن او به لحاظ معنوى (نه انتصابى) از انبياء و اوصياء گذشته عليهم السلام مى باشد.

از مجموع رواياتى كه در اين فصل ذكر شد، به خوبى منزلت حضرت فاطمه عليهاالسلام نزد پروردگار معلوم مى شود، و نيز روشن مى گردد كه اين همه مقام و منزلت نه به لحاظ دختر پيغمبر بودن است، بلكه به لحاظ عظمت معنوى و علو مراتب كمالات شخصى خود آن بزرگوار است.

البته در صدر همه اين روايات، آيات «تطهير» [احزاب: 33.] و «ذوى القربى» [اسراء: 26.] و «مباهله» [آل عمران: 61.] را بايد در نظر گرفت كه همه، به ضميمه تفسير اهل بيت [به كتاب بحارالانوار، ج 25، ص 220، روايت 20 رجوع شود.] دليل بر عظمت معنوى آن بزرگوار است.

خلاصه آن كه: فاطمه ى زهرا عليهاالسلام در هيچ مقام و منزلتى غير از منزلت رسالت و و صايت كه منصبى الهى است، از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه ى هدى جدا نبوده و نخواهد بود. مجموع احاديثى كه در اين رساله آمده، و نيز احاديث فراوانى كه به جهت اختصار ذكر نشد، به خوبى بر اين مطلب دلالت دارد. كلمات رسول اكرم درباره ى فاطمه ى زهرا

در اين فصل برخلاف فصلهاى ديگر تنها قسمت مورد نظر از روايات را برگزيده و براى جلوگيرى از اطاله كلام از ذكر ساير قسمتهاى آن خود دارى مى كنيم.

قسمت اول

كلماتى كه از طريق اهل بيت عليهم السلام از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نسبت به آن بزرگوار نقل شده است:

حديث اول:

«يا