 خديجه، هذا جبرئيل يخبرنى (يبشرنى) انها انثى، و انها النسلة الطاهره الميمونه، و ان الله- تبارك و تعالى- سيجعل نسلى منها، و سيجعل من نسلها ائمه، و يجعلهم خلفائه فى ارضه بعد انقضاء وحيه» [بحارالانوار، ج 43، ص 2، روايت 1.]

- اى خديجه، اين جبرئيل است كه به من خبر مى دهد (يا بشارت مى دهد) كه كودكى كه در رحم دارى دختر است. و اينكه نسل پاكيزه و با ميمنتى است، و بزودى خداوند- تبارك و تعالى- نسل مرا از او قرار مى دهد، و بزودى از نسل او امامانى قرار خواهد داد كه بعد از انقطاع و حيش آنان را جانشينان روى زمين مى گرداند.

حديث دوم:

«ففاطمه حوراء انسيه: فلكما اشتقت الى رائحه الجنه، شممت رائحة ابتني فاطمة .» [بحارالانوار، ج 43، ص 4، روايت 2.]

- پس فاطمه حوريه ى بشر گونه است، لذا هر زمان مشتاق بوى بهشت مى شوم، دخترم فاطمه را مى بويم.

حديث سوم:

«فما قبلتها قط الا، وجدت رائحه شجره طوبى منها.» [بحار الانوار، ج 43، ص 6، روايت 6.]

- هرگز فاطمه را نمى بوسم، مگر اينكه بوى درخت طوبى را از او استشمام مى كنم.

حديث چهارم:

اميرالمومنين على عليه السلام به رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عرض كرد:

«نور فاطمه من نورنا؟»

- آيا نور فاطمه از نور ما است؟

حضرت فرمود:

«اولا تعلم؟!»

- مگر نمى دانى؟!

آنگاه على عليه السلام به جهت شكر اين نعمت، به درگاه الهى سجده كرد. [بحارالانوار، ج 43، ص 8، روايت 11.] 
بيان:

بيان حديث دوم از فصل اول و نيز حديث ششم از فصل نهم، معناى اين حديث را روشن مى كند.

حديث پنجم:

«ان الله ليغضب لغضب فاطمة، و يرضى لرضاها.» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، روايت 2.]

- خداوند به غضب فاطمه، غضب مى كند و به خشنودى او خشنود مى شود.

بيان:

در واقع حديث مى خواهد بفرمايد: غضب او، عين غضب خدا و خشنودى او، عين خشنودى خدا است.

حديث ششم:

«ان الله تعالى اختار من النساء أربع: مريم و آسيه و خديجه و فاطمة...» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، روايت 3.]

- خداوند متعال از ميان زنان، چهار زن را برگزيد، مريم، آسيه، خديجه و فاطمه...

حديث هفتم:

«الحسن والحسين خير اهل الارض بعدي و بعد ابيهما، و امهما افضل نساء اهل الارض.» [بحارالانوار، ج 43، ص 19، روايت 5.]

- حسن و حسين، بهترين اهل زمين بعد از من و پدرشان هستند، و مادرشان افضل زنان روى زمين است.

حديث هشتم:

«فاطمة سيده نساء اهل الجنة من الاولين و الاخرين.» [بحارالانوار،ج 43، ص 21، روايت 10.]

- فاطمه، سيده و سرور زنان اهل بهشت از اولين و آخرين است.

حديث نهم:

«فاطمه سيده نساء العالمين من الاولين و الاخرين.» [بحارالانوار، ج 43، ص 26، روايت 25.]

- فاطمه، سيده و سرور زنان عالمين از اولين تا آخرين آنهاست.

حديث دهم:

«انت منى و انا منك.» [بحارالانوار، ج 43، ص 33.]

- تو از منى، و من از توام.

حديث يازدهم:

«ان فاطمه شجنه منى، يسخطنى ما أسخطها و يرضينى ما ارضاها.» [بحارالانوار، ج 43، ص 54.]

- فاطمه، شاخه و پاره اى از من است، آنچه او را به غضب آورد مرا به غضب آورده است و آنچه او را خشنود كند مرا خشنود خواهد كرد.

حديث دوازدهم:

«يا فاطمه، من صلى عليك، غفر الله اله، والحقه بى حيث كنت من الجنه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 55.]

- اى فاطمه، هر كس بر تو صلوات فرستد، خداوند او را آمرزيده و در بهشت، هر كجا باشم، به من ملحق خواهد كرد.

حديث سيزدهم:

«و لولا على ما كان لفاطمة كفو ابداً.» [بحارالانوار، ج 43، ص 58، از حديث 50- در قسمتى از حديث يونس بن ظبيان از امام صادق (عليه السلام) نيز آمده است: «لولا ان اميرالمومنين عليه السلام تزوجها، لما كان لها كفوا الى يوم القيامة على وجه الارض، آدم فمن دونه.»: (اگر اميرالمؤمنين عليه السلام با فاطمه ازدواج نمى كرد، هرگز تا روز قيامت روى زمين، از آدم گرفته تا به آخر، همتايى براى وى يافت نمى شد.) بحارالانوار، ج 43، ص 10، روايت 1. توضيح اين حديث و موارد مشابه آن در ذيل فصل چهاردهم خواهد آمد.]

حديث چهاردهم:

«اللهم، انهما احب خلقك الى فأحبهما، و بارك فى ذريتهما، و اجعل عليهما منك حافظا. و انى اعيذهما بك و ذريتهما من الشيطان الرجيم.» [بحارالانوار، ج 43، ص 93، روايت 4.]

- بارالها، اين دو (على و فاطمه عليهماالسلام) محبوبترين و مخلوقات تو نزد من مى باشند، تو نيز ايشان را محبوب خود قرار ده، و نسلشان را مبارك گردان و در حفظ و حراست خود قرار ده. من اين دو، و فرزندان آنها را از شر شيطان رجيم در حفظ و حراست تو پناه مى دهم.

حديث پانزدهم:

«اللهم، هذه ابنتي و أحب الخلق الي. أللهم، و هذا اخي و احب الخلق الى.» [بحارالانوار، ج 43، ص 96، از روايت 5.]

- خداوندا، اين دخترم و محبوبترين مخلوقات نزد من است، بار الها، و اين برادرم و محبوبترين مخلوقات نزد من است.

حديث شانزدهم:

«يا على، هذه بنتي، فمن اكرمها فقد اكرمني، و من اهانها فقد اهانني.» [بحارالانوار، ج 43، ص 141، از روايت 36.]

- اى على، اين دختر من است، هر كس به او احترام بگذارد مرا گرامى داشته است،و هر كه به او اهانت كند به من اهانت كرده است.

حديث هفدهم:

«يا علي، اما علمت ان فاطمه بضعه منى و انا منها؟ فمن آذاها فقد آذاني، (و من آذاني فقد آذى الله)، و من آذاها بعد موتى كان كمن آذاها فى حياتى، و من آذاها فى حياتي كان كمن آذاها بعد موتى.» [بحارالانوار، ج 43، ص 202، از روايت 31.]

- اى على، مگر نمى دانى كه فاطمه پاره ى تن من است و من نيز از اويم؟ پس هر كس او را اذيت كند مرا اذيت كرده است، (و هر كه مرا اذيت كند خدا را اذيت نموده است)، و هر كس بعد از مرگ من او را آزار دهد، مثل كسى است كه در حال حياتم او را اذيت كرده باشد، هر كس او را در حياتم اذيت كند، مثل كسى است كه بعد از وفاتم او را آزار دهد.

حديث هجدهم:

«على (منى) و ابناى منه، والطيبون منى و انا منهم، و هم الطيبون بعد اُمهم، و هم سفينة من ركبها نجى، و من تخلف عنها هوى: الناجي فى الجنه، و الهاوى فى لظى.» [بحارالانوار، ج 77،ص 278، از حديث 1.]

- على (از من است) و دو پسرم (حسن و حسين) از اويند، و پاكيزگان از من هستند و من از ايشان هستم، و ايشان پاكيزگانند بعد از مادرشان. آنان كشتى نجاتند، هر كس بر آن سوار شد نجات يافت، و هر كس از آن باز ماند ساقط شده و هلاك گرديد. نجات يابنده در بهشت، و سقط كننده در آتش جاى دارد.

بيان:

گويا عبارت «على منى و ابناى منه، والطيبون مني و انا منهم» اشاره به مقام نورانيت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام و طيبين يعنى أئمه اطهار عليهم السلام باشد.

اما تناسب روايت با فضيلت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام، جمله «هم الطيبون بعد امهم» مى باشد كه شاهد بر فضيلت آن بزرگوار است. و اگر ضمير «هم سفينه...» علاوه بر على و أئمه عليهم السلام، شامل فاطمه ى زهرا عليهاالسلام نيز بشود، فضيلت ديگرى در رديف آن بزرگواران براى حضرتش بيان شده است.

قسمت دوم

در اين قسمت رواياتى را كه از غير طريق اهل بيت، نظير سلمان و ابوذر و ساير دوستان، و يا حتى از طريق بعضى از معاندان [زيرا آنچه از زبان معاندين در فضيلت شخصى وارد شود به صحت نزديكتر است.] ايشان 