ا شاهدى ديگر بر عظمت معنوى فاطمه عليهاالسلام باشد، كه بايد همسر چنين شخصيتى باشد.

حديث اول:

در كتاب الفردوس آمده است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«لولا على، لم يكن لفاطمة كفو.» [بحارالانوار، ج 43، ص 145، روايت 49.]

- اگر على نبود، براى فاطمه كفو و همتايى نبود.

حديث دوم:

رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليهاالسلام فرمود:

«ان الله اطلع الى الارض اطلاعه، فاختار منها رجلين: احدهما ابوك، و الاخر بعلك.» [بحارالانوار، ج 43، ص 139، از روايت 35.]

- خداوند، عنايت خاص و اشرافى به زمين نمود و دو مرد را برگزيد: يكى

پدرت، و ديگرى شوهرت.

حديث سوم:

ابن عباس مى گويد رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خداوند- تبارك و تعالى- از بالاى آسمانهاى هفتگانه اش ميان من و على بن ابى طالب عقد اخوت بست،و دخترم را به ازدواج او درآورد. تا اينكه مى فرمايد:

«و جعله لى وصيا و خليفه، فعلى مني و انا منه، محبه محبي و مبغضه مبغضى، و ان الملائكه للتقرب الى الله بمحبته.» [بحارالانوار، ج 43، ص 98، روايت 9.]

- و او را وصى و جانشين من قرار داد، لذا على از من و من از اويم، دوستدار او دوستدار من، و دشمن او دشمن من است، و ملائكه به وسيله محبت او به خدا نزديكى مى جويند.

بيان:

جمله «على منى و انا منه» اشاره به منزلت نورانيت و ولايت اين دو بزرگوار است.

حديث چهارم:

در حديثى از امام صادق عليه السلام منقول است كه: خداوند متعال به رسولش وحى فرمود:

«قل لفاطمه: لا تعصى عليا، فانه ان غضب، غضبت لغضبه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 106.]

- به فاطمه بگو: از على نافرمانى مكن، زيرا اگر على غضب كند، من به خاطر خشم و غضب او، خشمگين مى شوم.

حديث پنجم:

در روايتى آمده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به فاطمه عليهاالسلام فرمود:

«يا فاطمه، ان الله اعطانى فى على سبع خصال، هو اول من ينشق عنه القبر معى، و هو اول من يقف معى على الصراء فيقول للنار: خذى ذا و ذرى ذا، و اول من يكسى اذا كسيت، و اول من يقف معي على يمين العرش، و اول من يقرع معي باب الجنة، و اول من يسكن معى عليين، و اول من يشرب معى من الرحيق المختوم (ختامه مشك، و فى ذلك فليتنافس المتنافسون.) [بحارالانوار، ج 43، ص 100، از حديث 11 و دو آيه ى 25 و 26 سوره ى مطففين مى باشد.]

- اى فاطمه، خداوند على را با من در هفت خصلت همانند قرار داد:

1- او اولين كسى است كه با من قبر او شكافته شده و از قبر خارج مى گردد.

2- او اولين كسى است كه با من بر صراط مى ايستد و به آتش جهنم مى گويد: اين را بگير و آن را رها كن.

3- او اولين كسى است كه بعد از من (لباس كرامت) پوشانده مى شود.

4- او اولين كسى است كه با من در طرف راست عرش الهى مى ايستد.

5- او اولين كسى است كه با من در بهشت را مى كوبد.

6- او اولين كسى است كه با من ساكن عليين (و بالاترين جايگاه بهشت) مى شود.

7- او اولين كسى است كه با من از شراب مهمور مى نوشد، كه «مهر آن مشك است، و رغبت كنندگان بايد براى تحصيل آن از همديگر سبقت گيرند.»

بيان:

بيانات هفتگانه اين حديث، جز قسمت چهارم «و اول من يقف معي على يمين العرش» نياز به توضيح ندارد و تنها اين جمله احتياج به بيان مختصرى دارد و آن اينكه:

اولا: عرش الهى- همان گونه كه قبلا نيز اشاره شد- به تعبير حديث كافى [اصول كافى، ج 1، ص 131، روايت 2.]، «علم» و «قدرت» پروردگار، و يا چنانكه از قرآن شريف استفاده مى شود، مظاهر پروردگارند كه پياده شده و تجلى علم و قدرت الهى هستند. و قيامت نيز ظهور علم و قدرت و مظهرى از مظاهر پروردگار است.

ثانيا: ظهور علم و قدرت و مظاهر الهى دو جهت دارند: جلالى و جمالى. كه جهت جلالى، همان ظهور غضب الهى است به صور مختلف، و جهت جمالى، همان صفت عفو و رحمت و بخشايش پروردگار است، كه از جهت جمالى به «يمين»، و از جهت جلالى به «يسار» تعبير مى شود.

بنابراين گويا معناى فرمايش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در اين روايت اين است كه: من و على در يمين عرش قرار داريم و صفت عفو و رحمت پروردگار را پياده نموده و از گناهكاران شفاعت مى كنيم.

اين بود پاره اى از رواياتى كه بر فضيلت على عليه السلام دلالت داشت چنانكه روايت اول و دوم از فصل سيزدهم نيز به فضيلت ديگر آن حضرت اشاره داشت.

تعبير «لو لم اخلق عليا، لما كان لفاطمة ابنتك كفو على وجه الارض، آدم فمن دونه.» از روايت اول از همان فصل، اشاره به عظمت شخصيت معنوى آن دو بزرگوار-حتى بر انبياى گذشته- دارد، و نيز بيانگر آن است كه معنويت فاطمه عليهاالسلام در حدى است كه كسى جز شخصيت معنوى حضرت على عليه السلام لياقت همسرى با وى را ندارد.

توضيح آن كه: اميرالمومنين عليه السلام هر چند نبى نيست، ولى به حساب وصايت و وراثت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم، مقام ولايت و تمام جهات معنوى آن بزرگوار صلى الله عليه و آله و سلم را داراست و لذا از تمام انبياى گذشته عليهم السلام حتى از حضرت ابراهيم عليه السلام برتر مى باشد. و فاطمه ى زهرا عليهاالسلام نيز غير از جهات انتصابى (نبوت و وصايت) تمام كمالات معنوى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام را دارا مى باشد (چنانكه مجموع روايات اين رساله از آن جمله تعبير «خلقها من نور عظمته...» در روايت چهارم فصل دوازدهم بيانگر آن است).

به لحاظ جهات فوق، فاطمه ى زهرا عليهاالسلام از انبياى گذشته «آدم فمن دونه» بالاتر، و كفو و در رديف اميرالمومنين عليه السلام به حساب مى آيد. چگونگى ازدواج فاطمه ى زهرا و على

حديث اول:

جابر بن سمره مى گويد: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: جبرئيل به من گفت:

«يا محمد، العلى الاعلى، يقرء عليك السلام... و زوج فاطمه عليا و امرنى، فكنت الخاطب، والله تعالى الولى...» [بحارالانوار، ج 43، ص 139.]

- اى محمد، پروردگار بزرگ به تو سلام مى رساند... و فاطمه را به ازدواج على درآورد، و مرا امر نمود كه اين كار را بكنم، لذا من خطبه عقد را خواندم و خداوند متعال ولى و سرپرست بود...

حديث دوم:

در قسمتى از حديث طولانى ام ايمن از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرموده «و عقد جبرئيل و ميكائيل فى السماء نكاح على و فاطمه، فكان جبرئيل المتكلم عن على، و ميكائيل الراد عنى.» [بحارالانوار، ج 43، ص 109.]

- عقد ازدواج على و فاطمه را جبرئيل و ميكائيل در آسمان بستند، جبرئيل از جانب على سخن مى گفت و ميكائيل از جانب من پاسخ مى داد.

حديث سوم:

ابن شهرآشوب مى گويد: در بعضى از كتابها آمده كه «راحيل» در بيت المعمور در ميان جمعى ار اهل آسمانهاى هفتگانه خطبه ى (ازدواج فاطمه با على عليهماالسلام) را چنين خوانده:

«الحمد لله الاول قبل اوليه الاولين، الباقى بعد فناء العالمين، نحمده اذ جعلنا ملائكة روحانيين، و بربوبيته مذعنين و له على ما انعم علينا شاكرين. حجبنا من الذنوب، و سترنا من العيوب، اسكننا فى السماوات، و قربنا الى السرادقات، و حجب عنا النهم للشهوات، و جعل نهمتنا و شهوتنا فى تقديسه و تسبيحه. الباسط ر