مته، الواهب نعمته. جل عن الحاد اهل الارض من المشركين، و تعالى بعظمته عن افك المحلدين.»

- حمد براى خدايى كه اول است قبل از اوليت اولين، و باقى است بعد از فناى عالميان، او را حمد مى كنيم چون ما را ملائكه روحانى قرار داد، و به ربوبيتش اقرار داريم، و او را به واسطه نعمتهايى كه به ما عطا نمود شاكريم، ما را از گناهان محجوب نمود، و از عيوب پوشيده و محفوظ داشت، و مكانمان را در آسمانها قرار داد، و به پرده سرا نزديكمان نمود، و ميل به شهوات را از ما محجوب داشت، و ميل ما را در تقديس و تسبيح خود قرار داد، خدايى كه رحمتش را گسترده و نعمتش را ارزانى است، منزه است از كفر مشركين اهل زمين، و بلند مرتبه است به واسطه عظمتش از دروغ بستن بى دينان.

سپس بعد از گفتن كلامى چنين ادامه داد:

«اختار الملك الجبار، صفوه كرمه، و عبد عظمته، لامته سيده النساء، بنت خير النبيين، و سيد المرسلين، و امام المتقين، فوصل حبله بحبل رجل من اهله و صاحبه، المصدق دعوته، المبادر الى كلمته، على الوصول بفاطمة البتول، ابنة الرسول.» [بحارالانوار، ج 43، ص 110.] 
- خداوند جبار اختيار نمود برگزيده ى كرم و بنده ى عظمتش را، براى بنده خود و سيده زنان، دختر بهترين انبياء، و سيد مرسلين و امام متقين، پس خداوند ريسمان آن نبى را به ريسمان مردى از خانواده آن پيامبر و ياور او وصل نمود، كسى كه دعوت او را تصديق كرد، و براى اجراى سخنان او اقدام كرده، و او على عليه السلام است، كه به فاطمه بتول عليهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيوند خورده است. و نيز در روايت آمده كه: جبرئيل از جانب خداوند متعال بعد از آن خطبه، اين كلام خداى- عزوجل- را نقل كرده:

«الحمد ردائى، و العظمه كبريائي، والخلق كلهم عبيدى و امائى زوجت فاطمة امتى، من على صفوتي، اشهدوا ملائكتى.» [بحارالانوار، ج 43، ص 110.]

- حمد رداى مخصوص من است، و عظمت، بزرگى و سيطره ى من است، و مخلوقات همگى بندگان و كنيزان من اند. به تزويج درآوردم فاطمه عليهاالسلام بنده ام را، براى برگزيده ام على عليه السلام، اى ملائكه من شاهد باشيد.

حديث چهارم:

مناقب از ابن مردويه نقل مى كند كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام فرمود:

«تكلم خطيبا لنفسك.»

- خود، صيغه عقد را براى خود اجرا كن.

حضرت فرمود:

«الحمدلله الذى قرب من حامديه، و دنا من سائليه، و وعد الجنه من يتقيه، و انذر بالنار من يعصيه، نحمده على قديم احسانه و اياديه، حمد من يعلم انه خالقه و باريه، و مميته و محييه، و مسائله عن مساويه، و نستعينه و نستهديه، و نومن به و نستكفيه، و نشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، شهاده تبلغه و ترضيه، و ان محمدا عبده و رسوله، صلى الله عليه و آله، صلاه تزلفه و تخطيه، و ترفعه و تصطفيه.»

- حمد براى خدايى است كه به ستايشگران و درخواست كنندگان نزديك است، و بهشت را به كسانى كه تقواى او را پيشه كنند وعده داد، و گناهكارانش را با آتش جهنم بيم داد. او را بر احسانها و نعمتهاى گذشته اش ستايش مى كنيم، همانند كسى كه مى داند او خالق و آفريننده، و ميراننده و زنده كننده ى اوست، و از بديها و گناهانش بازخواست خواهد نمود، و از او يارى مى طلبيم و از او هدايت مى جوييم، و به او ايمان آورده، و از او مى خواهيم كه ما را كفايت كند، و گواهى مى دهيم كه معبودى جز خداوند نيست، كه يگانه است و شريكى ندارد، آنچنان شهادتى كه سزاوار او بوده و او را راضى نمايد، و نيز شهادت مى دهيم كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و رسول اوست، و صلوات و درود خداوند بر او و آلش باد، چنان صلواتى كه او را به حق نزديك و بهره مند نمايد،و مقام او را بالا برده و برگزيده نمايد. و در ادامه اش فرمود:

«و النكاح مما امر الله به و يرضاه، و اجتماعنا مما قدره الله و اذن فيه، و هذا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم زوجنى ابنته فاطمه على خمس مائة درهم، و قد رضيت. فاسالوه و اشهدوا.»

- و ازدواج از امورى است كه خداوند بدان امر نموده و مورد رضاى اوست، و پيوند ما از مقدرات الهى و از امورى است كه خود اجازه داده است. و اين رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه دخترش، فاطمه را با مهريه پانصد درهم به ازدواج من درآورد، و من راضى هستم، از او بپرسيد و شاهد باشيد. و در حديثى آمده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«و قد زوجتك ابنتى فاطمه على ما زوجك الرحمان، و قد رضيت بما رضي الله لها، فدونك اهلك، فانك احق بها مني.»

- دخترم فاطمه را با همان مهريه اى كه خداوند رحمان به ازدواج تو درآورد، به همسرى تو درآوردم، و راضى هستم به آنچه خداوند براى دخترم راضى است، اينك همسرت در اختيار تو است. و تو از من به او سزاوارتر هستى. و در روايتى منقول است كه فرمود:

«فنعم الاخ انت، و نعم الختن انت، و نعم الصاحب انت، و كفاك برضى الله رضى.»

- تو خوب برادرى هستى، تو خوب دامادى هستى، تو خوب همسرى هستى، و براى رضايت و خوشنودى تو همين بس كه خداوند راضى است.

سپس على عليه السلام به جهت شكر خداى تعالى به سجده افتاد و عرض مى كرد:

(رب، اوزعني ان اشكر نعمتك التى انعمت على) [نمل: 19.]

- پروردگارا، شكر نعمتى را كه به من عطا نمودى، به من الهام كن... و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: آمين. و چون سر از سجده برداشت، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«بارك الله عليكما، و بارك فيكما، و اسعد جدكما، و جمع بينكما، و اخرج منكما الكثير الطيب...» [بحارالانوار، ج 43، ص 112.]

خداوند بر شما (على و فاطمه عليهماالسلام) مبارك گرداند، و در شما خير و بركت قرار دهد، و شما را سعادتمند و خوشبخت كند، و ميان شما انس و الفت قرار داده، و از شما (فرزندان و نسل) فراوان و پاكيزه خارج گرداند.

حديث پنجم:

در حديثى آمده است كه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«اللهم، انهما احب خلقك الي فاحبهما، و بارك فى ذريتهما، و اجعل عليهما منك حافظا، و انى اعيذهما بك و ذريتهما من الشيطان الرجيم.» [بحار الانوار، ج 43، ص 117.]

- بارالها، اين دو (على و فاطمه عليهماالسلام) محبوبترين مخلوقات تو نزد من مى باشند، پس تو نيز ايشان را مورد محبت قرار ده، و ذريه و نسل اين دو را مبارك گردان، و آنها را در حفظ و حراست خود قرار ده. من اين دو و فرزندان آنها را از شر شيطان رانده شده به پناه تو درمى آورم.

حديث ششم:

در حديثى است كه حضرتش از خانه خارج شد و فرمود:

«طهركما و طهر نسلكما، انا سلم لمن سالمكما، و حرب لمن حاربكما. استودعكما الله، و استخلفه عليكما.» [بحارالانوار، ج 43، ص 117.]

- خداوند شما و نسلتان را پاكيزه گرداند. من با هر كس با شما سر سازش و دوستى داشته باشد دوست، و با هر كه با شما سر ستيز داشته باشد درستيزم. شما را به خدا مى سپارم و او را بر شما جانشين قرار مى دهم.

حديث هفتم:

در حديثى منقول است: صبح روز بعد از ازدواج، حضرتش به خانه ايشان رفته و پس از سلام و اجازه ورود، داخل شد. سپس در ادامه ى روايت