كه بيانگر آن است كه اين دو بزرگوار چگونه به معنويت و مقام ولايت يكديگر آشنا بودند كه حضرت على عليه السلام در مورد حضرت فاطمه عليهاالسلام تعبير «خير نسآء الامة»و يا «بابى انت و امي» و يا «انت اعلم و ابر...» و يا «نعم العون على طاعه الله» را بكار مى برد. و حضرت زهرا عليهاالسلام از ايشان به «خير بعل» تعبير مى نمايد.

كلمات [قسمتهايى از بيانات ايشان با زنان مهاجر و انصار، در فصل بيست و سوم و تمام آن در بخش ضمائم كتاب ذكر خواهد شد.] ديگر آن بانو درباره على عليه السلام در ضمن خطبه و وصاياى وى، و نيز كلمات على عليه السلام بعد از وفات حضرتش خواهد آمد. ان شاءالله. علاقه و نحوه ى رفتار اميرالمومنين و فاطمه ى زهرا با يكديگر

حديث اول:

حديث چهارم از فصل هجدهم اين رساله بيانگر شدت علاقه ى آن دو بزرگوار است، مراجعه شود.

حديث دوم:

در كتاب فضائل و روضه كافى است: (روزى) رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به خانه على عليه السلام وارد شد و ديد كه على و فاطمه عليهاالسلام مشغول آسياب كردن هستند، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كدام يك خسته تر هستيد؟ على عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله، فاطمه.

حضرت به فاطمه فرمود: برخيز دختر عزيزم، وى برخاست و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جاى او نشستند.

«فواساه فى طحن الحب.» [بحارالانوار، ج 43، ص 50، روايت 47.]

- على عليه السلام را در آسياب نمودن دانه (گندم يا جو يا غيره) يارى نمود. 
حديث سوم:

ابى سعيد خدرى مى گويد: على بن ابى طالب عليه السلام كه يك روز را با گرسنگى به سر برده بود، (نزد فاطمه عليهاالسلام آمد) و پرسيد: اى فاطمه، آيا نزد تو خوردنى هست تا رفع گرسنگى كنم؟ عرض كرد: خير، قسم به آنكه پدرم را به نبوت و تو را به وصايت گرامى داشت، نزد من چيزى نيست، دو روز بود از غذايى كه نزد ما بود، تو را بر خود و بر دو پسرم حسن و حسين مقدم مى داشتم. حضرت فرمود: اى فاطمه: چرا به من نگفتى تا چيزى براى شما فراهم كنم. عرض كرد:

«يا اباالحسن، انى لاستحيى من الهى ان اكلف نفسك ما لاتقدر عليه.» [بحارالانوار، ج 43، ص 59، روايت 51.]

- اى اباالحسن، من از خداى خود شرم دارم كه تو را در چيزى كه توانش را ندارى، به زحمت بيندازم...

حديث چهارم:

در حديثى آمده است كه على عليه السلام فرمود:

«فوالله، ما اغضبتها و لا اكرهتها على امر، حتى قبضها الله- عزوجل-، و لا اغضبتنى و لا عصت لى امرا، و لقد كنت انظر اليها، فتنكشف عنى الهموم و الاحزان.» [بحارالانوار، ج 43، ص 134.]

- به خدا قسم، تا گرفته شدن روح او به وسيله خداوند- عزوجل- هرگز فاطمه را به غضب در نياوردم، و او را بر كارى مجبور نكردم. و او نيز هرگز مرا به غضب در نياورد و در هيچ امرى از من نافرمانى نكرد. هرگاه به او نظر مى كردم، غصه ها و ناراحتيهايم برطرف مى شد.

حديث پنجم:

هشام بن سالم مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود:

«كان اميرالمومنين عليه السلام يحتطب و يستقى و يكنس، و كانت فاطمه عليهاالسلام تطحن و تعجن و تخبز.» [بحارالانوار، ج 43، ص 151، روايت 7.]

- اميرالمومنين عليه السلام هيزم مى آورد و آب (از چاه) مى كشيد (و يا آب مى آورد و جاروب مى كرد، و فاطمه عليهاالسلام آسياب مى نمود و خمير درست مى كرد و نان مى پخت.

حديث ششم:

در حديث منقول از روضه الواعظين آمده است كه: على به فاطمه عليهاالسلام فرمود:

«قد عز على مفارقتك و تفقدك، الا انه امر لابد منه، والله جددت على مصيبه رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و قد عظمت وفاتك و فقدك، فانا لله و انا اليه راجعون من مصيبة ما افجعها و المها و أمضها و احزنها، هذه والله مصيبه لا عزاء لها، و رزيه لا خلف لها.» [بحارالانوار، ج 43، ص 191، روايت 20- موارد بسيار ديگرى نيز درباره شدت علاقه ى اين دو بزرگوار در احاديث آمده است كه به جهت اختصار ذكر نشد. از جمله بيهوش شدن على عليه السلام (با آنكه مصيبتهاى بسيار ديگرى را تحمل كرده بود) به مجرد شنيدن خبر رحلت همسرش فاطمه زهرا است. چنانكه در روايت آمده است: چون حسن و حسين خبر درگذشت فاطمه را در مسجد به على دادند، «فغشى عليه حتى رش عليه الماء ثم افاق...»: (وى بيهوش شد، تا اينكه آب بر او پاشيدند، سپس به هوش آمد...) بحارالانوار، ج 43، ص 214. و نيز كلمات زيبا و حزن انگيزى كه هنگام دفن حضرتش به عنوان درددل با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد و مفصلا در فصل بيست و ششم خواهد آمد، شاهد بر همين مطلب است، ولى نكته اى كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه آن همه اظهار ناراحتى كه حتى در قسمتى از آن مى فرمايد: «و اما حزنى فسرمد، و اما ليلى فمسهد. و هم لا يبرح من قلبى او يختار الله لى دارك التى انت فيها مقيم، كمد مقيح و هم مهيج. سرعان ما فرق بيننا...» (حزن و اندوه من ديگر هميشگى است و شبهايم بى تو با بيدارى بسر مى رود. اندوه و فراق تو اندوهى نيست كه از دلم بيرون رود، بلكه همواره در اين غصه بسر مى برم تا خداوند خانه اى را كه تو (اى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم) در آن اقامت دارى، برايم برگزيند. زخم دل من زخمى است چركين، و اندوه من برانگيخته شده است. (اى رسول خدا) چقدر بين من و فاطمه زود جدايى افتاد!...)

اين سخنان از كسى صادر مى شود كه سختيهاى سه ساله شعب ابى طالب و نيز مصائب جنگهاى بدر و احد و خندق و خبير و حنين و بسيارى مشكلات قبل و بعد از رحلت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را همچون صدمه به همسرش و سقط فرزندش را ديده و تحمل نموده است. آيا اين جز به خاطر شدت علاقه ى به آن بانو است؟!

در مورد علاقه ى فاطمه ى زهرا عليهاالسلام نسبت به حضرت على عليه السلام نيز مطالبى در فصل هجدهم، در ضمن كلمات آن حضرت با زنان مهاجر و انصار گذشت.]

- جدايى و فقدان تو بر من بسيار سخت و ناگوار است، ولى چه مى شود كرد كه از مرگ چاره اى نيست. به خدا سوگند، مصيبت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم را بر من تازه كردى، وفات و از دست دادن تو بر من سخت است، انا لله و انا اليه راجعون از مصيبتى كه چه دردناك و ناراحت كننده و مولم و محزون كننده است! به خدا قسم، اين مصيبتى است كه صبرى در آن نيست و نظير ندارد.

بيان:

با توجه به علم و مقام و معنويتى كه هر يك از اين دو بزرگوار دارند، نمى توان تصور كرد كه علاقه ى آنها به يكديگر به خاطر محض ثواب اخروى و يا علاقه زن و شوهرى و امور مادى و دنيوى باشد، بلكه با توجه به روايات اين فصل، به خصوص روايت اول و چهارم و ششم و نيز روايات فصول قبلى، به خوبى روشن مى گردد كه علاقه ى ايشان نسبت به يكديگر، به خاطر جهات معنوى بوده و به تعبير حضرت على عليه السلام، فاطمه عليهاالسلام «نعم العون على طاعه الله» بوده است. عبادت، بعضى دعاها، تسبيح و نقش انگشترى فاطمه ى زهرا

حديث اول:

در قسمتى از حديث ابن عباس از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آمده است كه فرمود:

«و اما ابنتي فاطمه، فانها سيده نساء العالمين، من الاولين و الاخرين... متى قامت فى محرابها بين يدى ربها-جل جلاله-، زهر نورها لملائكة 