 محتوى راجع به قرآن و عترت و غيره كه در اين خطبه بيان شده، تنها عبارت پردازى است و گوينده آن معانيش را نيافته است؟ حاشا از ساحت مقدس حضرتش كه بيانات نايافته را باز گويد، و حال آنكه در قسمتى از همين خطبه مى فرمايد:

«اقول عودا و بدءا، و لا اقول ما اقول غلطا، و لا افعل ما افعل شططا.» [بحارالانوار، چاپ قديم، ج 8، ص 110.]

- آنچه اول گفته ام، آخر هم همان را مى گويم، و آنچه مى گويم به اشتباه نمى گويم، و آنچه بجا مى آورم، بيهوده بجا نمى آورم.

خليفه ى اول هم در دو مورد، در جواب كلمات حضرت فاطمه عليهاالسلام اقرار به عظمت و بزرگى آن بانو مى كند، در يكجا مى گويد:

«و انت يا خيرة النساء و ابنة خير الانبياء، صادقه فى قولك و...» [بحارالانوار، چاپ قديم، ج 8، ص 111.]

- و تو اى بهترين زنان و دختر بهترين پيامبران، در گفته خود صادقى و... در جايى ديگر مى گويد:

«انت معدن الحكمه، و موطن الهدى والرحمه، و ركن الدين، و عين الحجه...» [بحارالانوار، چاپ قديم ج 8، ص 111.]

- تو معدن حكمت و جايگاه هدايت و رحمت، و پايه دين و سرچشمه حجت و برهان هستى...

ز) سپس حضرت فاطمه عليهاالسلام هفده امر از اوامر الهى، از قبيل نماز، روزه، حج و غيره را مى شمرد و علت تشريع آنها را بيان مى نمايد. و در ضمن خطبه ى خود، بطور اشاره به قسمت ديگر حديث ثقلين، يعنى عترت پرداخته و مى فرمايد:

«فجعل الله... طاعتنا نظاما للملة، و امامتنا امانا من الفرقه و...» [بحارالانوار، چاپ قديم ج 8، ص 110.]

- پس خداوند... طاعت و پيروى از ما را عامل برپايى و قوام دين و جامعه قرار داد، و نيز امامت و رهبرى ما را ايمنى از تفرقه قرار داد و...

بيان:

اين بود قسمتهايى از خطبه حضرت فاطمه عليهاالسلام كه در مسجد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم ايراد نموده اند، ولى- چنانكه در فصل 21 اشاره شد- نمى توان گفت: اين همه مطالب بلند و خطبه اى چنين غراء و زيبا تنها به خاطر غصب فدك ايراد شده باشد، بلكه غرض اصلى از ايراد آن، هشدار به پامال شدن احكام الهى و زحمات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوده، البته موضوع فدك نيز يكى از آنها به شمار مى رود، علاوه بر آن كه گفتيم: «انظلام» نيز چون «ظلم» مذموم است، چنانكه آن حضرت خود نيز در قسمتى از اين خطبه به آن اشاره نموده، و مى فرمايد:

«فلما اختار الله لنبيه دار انبيائه و ماوى اصفيائه، ظهر فيكم حسيكه النفاق و سمل جلباب الدين...» [بحارالانوار، چاپ قديم ج 8، ص 110.]

- و چون خداوند، خانه پيامبران و جايگاه برگزيدگانش را براى پيامبرش اختيار نمود، كينه ى نفاق در بين شما ظاهر گشت، و پيراهن و لباس دين كهنه شد... و در جاى ديگر با اشاره به كنار گذاردن على عليه السلام از خلافت مى فرمايد:

«الا قد ارى ان اخلدتم الى الخفض، و ابعدتم من هو احق بالبسط والقبض...» [بحارالانوار، ج 8، ص 111.]

- آگاه باشيد! مى بينم كه به پستى روى آورده ايد و كسى را كه به بسط و قبض امر (خلافت) شايسته است، دور كرده ايد.

از همه گذشته، مگر مى شود بانويى چون فاطمه عليهاالسلام كه سخنانى نظير احاديث 3 و 4 و 5 اين فصل را بيان نموده، تنها به خاطر گرفتن ارثش، خود را در ميان مردان حاضر سازد و خطبه ايراد فرمايد، و آيا توجيهى جز پيش آمدن مسئله مهمتر و احساس خطر براى اصل اسلام و از بين رفتن زحمات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دارد؟

به اين ترتيب، به خوبى مى توان بين اين حركت سياسى و دينى حضرت و كلمات سابق وى كه سفارش به خانه نشينى زنان داشت جمع نمود.

اين بود قسمتى از كلمات ايشان، خوب است ساير بيانات آن بزرگوار خصوصا كلمات آن حضرت با زنان مهاجر و انصار نيز ملاحظه شود [چنانكه گذشت به لحاظ پر مغزى دو خطبه غراء فاطمه زهرا عليهاالسلام (1- خطبه حضرتش در مسجد النبى صلى الله عليه و آله و سلم، 2- خطبه آن حضرت خطاب به زنان مهاجر و انصار در بستر شهادت) متن هر دو خطبه همراه با ترجمه در بخش ضمائم كتاب ذكر مى گردد.]

تذييل

در آخر اين فصل، تعدادى از دعاها و تسبيحات آن حضرت را كه در تعقيبات نمازها و غير آن وارد شده و بياناتى لطيف توحيدى و غيره را دارد، ذكر مى كنيم:

1- در كتاب دعوات راوندى در ضمن تسبيحهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام آمده است: تسبيح فاطمه عليهاالسلام در روز سوم (هر ماه) بدين قرار است:

«سبحان من استنار بالحول والقوه، سبحان من احتجب فى سبع سماوات فلا عين تراه، سبحان من اذل الخلائق بالموت و اعز نفسه بالحياة، سبحان من يبقى و يفنى كل شى ء سواه، سبحان من استخلص الحمد لنفسه و ارتضاه، سبحان الحي العليم، سبحان الحليم الكريم، سبحان الملك القدوس، سبحان العلي العظيم، سبحان

الله و بحمده» [بحارالانوار، ج 94، ص 205، روايت 3.]

- منزه است خدايى كه با تحول و نيرو بخشى (خود و افعالش) نور خود را آشكار ساخت، پاكيزه است خداوندى كه در آسمانهاى هفتگانه محجوب گشته است لذا هيچ چشمى او را نمى بيند، منزه است خدايى كه خلايق را با مرگ ذليل ساخته، و خويش را با حيات (جاودانى) سرافراز نموده، پاك است خداوندى كه پايدار مى ماند و هر چيز جز او نابود مى گردد، منزه است خدايى كه ستايش را براى خويش برگزيده و پسنديده است. منزه است خداوند زنده و آگاه، پاك است خداوند بردبار كريم، پاكيزه است پادشاه بسيار بى آلايش، منزه است خداوند بلند پايه و باعظمت، و من با ستايش او، او را به پاكيزگى مى ستايم.

2- در كتاب اختيار ابن الباقى دعايى از آن حضرت به اين صورت آمده است:

«اللهم، بعلمك الغيب و قدرتك على الخلق، احينى ما علمت الحياه خيرا لى، و توفنى اذا كانت الوفاه خيرا لى. اللهم، انى اسالك كلمه الاخلاص، و خشيتك فى الرضا والغضب، والقصد فى الغنى والفقر. و اسالك نعيما لا ينفد، و اسالك قره عين لا تنقطع، و اسالك الرضا بالقضاء، و اسالك برد العيش بعد الموت، و اسالك النظر الى وجهك، والشوق الى لقائك من غير ضراء مضرة و لا فتنه مظلمه. اللهم، زينا بزينه الايمان و اجعلنا هداه مهديين. يا رب العالمين» [بحارالانوار، ج 94، ص 225، روايت 1.]

- خداوندا، با علم غيب و قدرتى كه بر مخلوقات دارى، تا زمانى كه زندگانى را به خير من مى دانى، زنده ام بدار، و هر گاه كه مرگ را به خير من دانستى جانم را بستان. خدايا، من از تو (اعتقاد راسخ و يقين به) كلمه ى اخلاص و توحيد (لا اله الا الله) و بيم از عظمت را در حال خشنودى و خشم، و ميانه روى در حال غنى و نادارى را خواستارم، و از تو نعمت معنوى (ولايت را) كه پايان ناپذير است مى خواهم، و نيز از تو آن نور چشمى ناگسستنى را آرزو دارم، و همچنين خشنودى به قضا و اراده ى حتمى ات را مى خواهم، و از تو خنكى زندگانى بعد از مرگ را مسألت دارم، و نگريستن به روى و جمالت و اشتياق به ملاقاتت را بدون سختى آسيب رسان و يا گرفتارى تاريك درخواست مى كنم. خداوندا، مرا به آرايش ايمان زينت ده، و ما را از هدايت شدگان راه يافته قرار ده، اى پروردگار عالميان.

3- تسبيحات و دعاهاى مبسوط آن حضرت در تعقيب نمازهاى پنجگانه واجب مشتمل بر حقايق توحيدى در تسبيح