اب هم خالدون .
لا جرم و الله لقد قلدتهم ربقتها و حملتهم اوقتها و شننت عليهم عارها. فجدعا و عقرا و بعدا للقوم الظالمين .
32: عيادت زنان مهاجر و انصار  
هنگامى كه حضرت زهرا سلام الله عليها به خانه بازگشت و مريض شد - كه شهادت حضرت هم در اثر آن بيمارى بود - زنان مهاجر و انصار به عيادت حضرت آمدند و گفتند: اى دختر پيامبر، حالتان چگونه است ؟
حضرت حمد الهى به جاى آورد و بر پدر بزرگوارش درود فرستاد و سپس ‍ فرمود:
صبح كرده ام در حاليكه به خدا سوگند از دنياى شما متنفرم و آن را رها كرده ام ، و نسبت به مردان شما عضبناكم . با امتحان اول آنان را به دور افكندم و با آزمايش عمق ايمانشان آنان را مورد غضب و ملامت قرار دادم .
پس ننگ بر كند شدن شمشير و بى استقامتى نيزه و اضطراب فكر و تزلزل روح جديت و ترس از فتنه و جنگ ! و چه بد است آنچه براى آينده خود مهيا كرده اند كه خداوند بر آنان غضب كرده و دائما در عذاب خواهند بود.
بنابر اين چاره جز اين نبود كه قلاده آن را بر گردنشان افكندم و سنگينى آن را بر دوششان قرار دادم و ننگ آن را بر سرشان افكندم .
پس خير از ظالمين دور باد و به بلا دچار شوند و از آثار نيك محروم باشند و از رحمت خدا دور گردند.33 : ما الذى نقموا من ابى احسن عليه السلام  
و يحهم ! انى زحزحوها عن رواسى الرساله و قواعد النبوه و مهبط الروح الامين بالوحى المبين و الطبين بامر الدنيا و الدين ؟! الا ذلك هم الخسران المبين .
و ما الذى نقموا من ابى الحسن ؟ نقموا و الله نكير سيفه و قله مبالاته لحتفه و شده و طاته و نكال وقعته و تبحره فى كتاب الله و تنمره فى ذات الله عز و جل .
33: از على عليه السلام چه چيزى را نپسنديدند؟  
واى بر آنان ! خلافت را از كوههاى بلند رسالت و پايه هاى نبوت و محل نزول روح الامين با وحى مبين و از عالمان آگاه و حاذق در امر دنيا و دين به كجا كشاندند. بدانيد كه اين زيان آشكار است .
از ابوالحسن (على عليه السلام ) چه چيزى را نپسنديدند؟ به خدا قسم ، ناراضى بودند از صلابت شمشيرش و بى پروايى او از مرگش و شدت حمله هايش و بر خوردهاى عبرت آموز او در جنگ ، و از تبحر او در كتاب خدا و غضب او در امر الهى .34 : خساره الامه بغصب حق على عليه السلام  
و تالله لو تكافوا عن زمام نبذه اليه رسول الله صلى الله عليه و آله لا عتلقه ، و لسار بهم سيرا سجحا لا يكلم خشاشه و لا يكل سائره و لا يتعتع راكبه ؛ و لا وردهم منهلا نميرا رويا صافيا فصفاضا تطفح ضفتاه و لايترنق جانباه ؛ و لا صدرهم بطانا قد تخير لهم الرى ، غير متحمل منه بطائل الا بغمر الناهل و ردعه سوره الساغب ؛ و لفتحت عليهم بركات من السماء و الارض .
و لكنهم نغوا فسيا خذهم الله بما كانوا يكسبون ، و الذين ظلموا من هوالا سيصيبهم سيئات ما كسبوا و ما هم بمعجزين .
34 : چه كسى را به جاى على عليه السلام انتخاب كردند؟!  
به خدا سوگند، اگر از گرفتن مهارى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به او (على عليه السلام ) سپرده بود خوددارى مى كردند با او انس مى گرفت و آنان را چنان به آرامى سير مى داد كه محل بستن مهار زخمى نكند و حركت دهنده آن خسته نشود و سواره آن به اضطراب نيفتد. و آنان را بر سر آبى فراوان و گوارا و زلال و وسيع مى برد كه آب آن از دو طرف نهر لبريز باشد و دو سوى آن گل آلود نشود، و آنان را از آنجا سيراب بيرون مى آورد. در حالى كه براى آنان سيرابى را پسنديده ، خود از آن استفاده نمى كرد مگر بقدر رفع عطش سيراب و دفع شدت گرسنگى .
و اگر خلافت را به او مى سپردند بركات آسمان و زمين بر آنان گشوده مى شد، ولى آنان از حق روى گردانيدند، پس به زودى خداوند آنان را به آنچه براى خود كسب كرده اند مواخذه مى نمايد و به زودى مى رسد به كسانى كه ظلم نمودند سزاى آنچه كسب كرده اند و نمى توانند مانع چنين عاقبتى شوند.35 : من الذى استبدلوه بعلى عليه السلام  
الا هلم فاسمع و ما عشت اراك الدهر عجبا، و ان تعجب فقد اعجبك الحادث !
الى اى نحو اتجهوا؟ و الى اى سناد استندوا؟ و على اى عماد عتمدوا؟ و بايه عروه تمسكوا؟ و على ايه ذريه اقدموا و احتنكوا؟ و لمن اختاروا و لمن تركوا؟ لبئس المولى و لبئس العشير بئس للظالمين بدلا.
استبدلوا و الله الذنابى باقوادم ، و الحرون باقاحم ، و العجز بالكاهل .
فرغما لمعاطس قوم يحسبون انهم يحسنون صنعا! الا انهم هم المفسدون و لكن لايشعرون .
و يحهم ! و افمن يهدى الى الحق احق ان يتبع ، امن لا يهدى الا ان يهدى ؟ فما لكم ، كيف تحكمون ؟
35 : پيش بينى عاقبت غصب خلافت  
هان ، بيا و بشنو، و تا زنده اى روزگار امر عجيبى را به تو نشان خواهد داد! و اگر تعجب كنى بدان كه همين حادثه تو را به تعجب وا داشته است !
به كدام سو روى آورده اند؟! و به كدام تكيه گاهى اتكا نمودند؟!. به كدام پايه اى اعتماد نمودند؟! و به كدام دستاويزى چنگ زدند؟! و بر ضد كدامين ذريه اى اقدام كردند و بر آنان چيره شدند؟! و براى چه كسى انتخاب كرند و براى چه كسى رها نمودند؟! چه بد سرپرستى و چه بد دوستانى ! و براى ظالمين چه بد جايگزينى است .
به خدا سوگند پس ماندگان را به جاى پيشتازان ، و ترسوى نادان را به جاى دلير آگاه ، و فرومايگان را به جاى معتمدان خود قرار دادند. بينى شان بر خاك ماليده باد و پشيمان شوند قومى كه گمان مى كنند كار درستى انجام مى دهند. بدانيد كه آنان مفسدند ولى خود نمى دانند.
واى بر آنان ! آيا كسى كه به حق هدايت مى كند سزاوارتر به پيروى است يا كسى كه خود هدايت نيافته مگر آنكه هدايت شود؟ شما را چه شده است ؟! چگونه حكم مى كنيد؟!عليمه

  عَلِمَ، عِلْماً، الرّجل: حصلت له حقيقة العِلم،

العِلْم: إدراك الشى‏ء بحقيقته،

العَليم: المتصف بالعلم.

زنى را كه دانش فراوان داشته باشد، «عليمه» گويند. صديقه كبرى عليهاالسلام بر همه‏ى علوم، آگاه بود، تا آنجا كه ائمه‏ى اطهار عليهاالسلام براى روشن شدن حوادث آينده، به «صحيفه فاطميه» مراجعه مى‏كردند.

فاطمه عليهاالسلام بانوى دانشمند مدينه.

«السلام عليك أيّتها المحدثة «العليمة».

سلام و درود بر تو! اى خانمى كه حديث‏گوى و دانشمند بودى!» (1) 
  1- بحارالانوار، ج 100، ص 199، ر 20. 36 : انذر هم بعاقبه الاغتصاب  
اما لعمر الله لقد لقحت نن فنظره ريثما تنتج ، ثم احتلبوا طلاع القعب دما عبيطا و ذعافا ممقرا. هنالك يخسر المبطلون ، و يعرف التالون غب ما اسس الاولون .
ثم طيبوا بعد ذلك عن انفسكم نفسا، و اطمانوا للفتنه جاشا، و ابشروا بسيف صارم و سطوه معتد غاشم و هرج شامل و استبداد من الظالمين ، يدع فيئكم زهيدا و جمعكم حصيدا.
فيا حسره لكم ! و انى بكم و قد عميت عليكم ، انلز مكموها و انتم لها كارهون ؟!
36 : خسارت امت با غصب حق على عليه السلام  
بدانيد قسم به لايزالى خداوند، هم اكنون فتنه بار دار شده است ! پس زمان كوتاهى منتظر بمانيد تا ثمره اش ظاهر گردد. آنگاه از آن كاسه اى لبريز از خون تازه و سم تلخ كشنده بدوشيد. آنگاه است كه اهل باطل زيان مى كنند، و آيندگان از نتيجه آنچه پيشينيان پايه گذارده اند آگاه مى شوند.
سپس خيال خود را راحت كني