سن العزاء. صلى الله عليك، و عليهاالسلام و الرضوان.» [بحارالانوار، ج 43، ص 194، از روايت 21.]

بيان:

در اين قسمت رو به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم نموده و مى فرمايد: اى رسول خدا، در پيشگاه و منظر حق تعالى، دخترت در پنهانى به خاك سپرده مى شود، و حق او غصب مى گردد، و از ارثش محروم مى شود، و حال آنكه هنوز زمان زيادى از سفارشات شما درباره ى وى (و يا زمان زيادى از رحلت شما) نگذشته، و هنوز ياد شما در ميان امت فراموش نشده. اى رسول گرامى، شكايت به خدا مى برم و بهترين تسليت را به شما مى گويم. و يا: عزاى تو نيكوترين تسلى در اين مصيبت براى من است. رحمت الهى بر تو باد و سلام و تحيت بر فاطمه.

در واقع حضرتش با اين جملات مى خواهد بفرمايد: با وجود تمامى اين مصائب، چون خداوند مى داند و مى بيند، شكوه اين مصيبت را تنها به او مى برم، كه (انما شكو بثى و حزنى الى الله.) [يوسف: 86.]

- شكوه ى غم و اندوه خود را تنها به خدا مى برم.

حديث دوم:

على بن احمد عاصمى، از موسى بن جعفر، از پدران بزرگوارش عليهم السلام نقل مى كند:... هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام وفات نمود، على بن ابى طالب عليه السلام در رثاى او چنين سرود:
لكل اجتماع من خليلين فرقه 	  	و كل الذى دون الممات قليل
و ان افتقادى واحدا بعد واحد 	  	دليل على ان لا يدوم خليل
ستعرض عن ذكرى و تنسى مودتى 	  	و يحدث بعدى للخليل خليل

[بحارالانوار، ج 43، ص 213، و 207، روايت 35.]

- سرانجام هر دوستى بين دوستان جدايى است، ولى اين جداييها در مقابل مرگ، ناچيز است.

- از اينكه من هر روز يارى را از دست مى دهم، مى توان فهميد كه هيچ دوستى پايدار نخواهد بود.

- بزودى از ياد من روى گردان مى شوى و دوستى ام را فراموش مى كنى، و دوست ديگرى جايگزين من مى شود.

بيان:

اين بود قسمتى از بيانات منقول از على عليه السلام در سوگ فاطمه عليهاالسلام . كلمات ديگرى نيز از ايشان به نظم و نثر نقل شده كه اكثرا شبيه حديث اول است. با توجه به منزلت والاى اين دو بزرگوار آيا مى توانيم بگوييم اين اظهارات، اظهارات عادى و به اقتضاى بشرى است؟ هرگز، بلكه هر يك، به نحوى بيانگر مقامات بلند فاطمه عليهاالسلام مى باشد. فضيلت مزار و زيارت فاطمه ى زهرا

حديث اول:

حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد: رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

«ما بين قبرى و منبرى روضه من رياض الجنه، و منبرى على ترعه من ترع الجنة.»

- ميان مزار و منبرم، باغى از باغهاى بهشت است، و منبرم بر درى از درهاى بهشت واقع است.

سپس امام صادق عليه السلام فرمود:

«لان قبر فاطمه عليهاالسلام بين قبره و منبره، قبرها روضة من رياض الجنه، و اليه ترعه من ترع الجنه.»

- زيرا مزار فاطمه عليهاالسلام ميان قبر و منبر واقع است، مزار وى باغى از باغهاى بهشت، و به سوى آن باغ درى از درهاى بهشت گشوده شده است.

بيان:

معناى ظاهرى «روضه» و «ترعه» را امام صادق عليه السلام در روايت بيان نموده است، ولى معناى حقيقى آن چيست؟

ممكن است مراد از اين تعبير، عظمت آن مكان به لحاظ عظمت معنوى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و فاطمه عليهاالسلام باشد. و ممكن است به جهت عظمت معنوى و باطنى فاطمه عليهاالسلام باشد، زيرا آن 
حضرت و اولادش موجب بهشت رفتن امت مى شوند. در واقع به وسيله رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم باغهاى بهشت بدست مى آيد، و فاطمه و اولادش طريق رسيدن به اين باغها هستند و به وسيله شوهرش (على عليه السلام) هم در آنها گشوده مى شود.

به لحاظ ظاهرى و در خارج هم، چنين است كه اگر على عليه السلام نبود، فاطمه عليهاالسلام كفو و همتايى نداشت و اگر اين دو نبودند، ائمه معصومين عليهم السلام نبودند. و اگر آنها نبودند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آثارى نمى ماند تا كسى بتواند به بهشت راه يابد.

احتمال ديگر در معناى روايت اينكه ممكن است مراد، مقام شفاعت فاطمه عليهاالسلام باشد، كه در فصل بيست و نهم مورد بحث واقع خواهد شد.

حديث دوم:

يونس بن يعقوب مى گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: نماز گزاردن در خانه فاطمه عليهاالسلام افضل است يا در روضه؟ فرمود:

«فى بيت فاطمه عليهاالسلام.» [بحارالانوار، ج 100، ص 193، روايت 5.]

- در خانه ى فاطمة عليهاالسلام.

در روايت ديگرى: از امام رضا عليه السلام درباره ى مزار فاطمه عليهاالسلام سوال مى شود و حضرت مى فرمايد: در خانه اش مدفون گشت، و چون بنى اميه مسجد را توسعه دادند، خانه فاطمه در مسجد قرار گرفت. [بحارالانوار، ج 100،ص 191، باب 5، روايت 1.]

حديث سوم:

امام صادق به نقل از پدر بزرگوارش عليهماالسلام از جابر بن عبدالله انصارى مى فرمايد:... رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم در فضيلت زيارت فاطمه عليهاالسلام فرمود:

«فمن زارنى بعد وفاتى، فانكما زارنى فى حياتى، و من زار فاطمه فكانما زارنى، و من زار على بن ابى طالب، فكانما زار فاطمه...» [بحارالانوار، ج 43، ص 58، از روايت 50.]

- هر كس بعد از وفاتم مرا زيارت كند، گويا در حال حياتم زيارت نموده، و هر كه فاطمه را زيارت كند، مثل اين است كه مرا زيارت نموده، و هر كس على بن ابى طالب را زيارت كند، مثل آن است كه فاطمه را زيارت كرده است...

حديث چهارم:

عريضى مى گويد: روزى امام باقر عليه السلام به ما فرمود: اگر نزد مزار جده ات فاطمه عليهاالسلام رفتى، بگو:

«يا ممتحنه امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك، فوجدك لما امتحنك صابره، و زعمنا انا لك اولياء و مصدقون، و صابرون لكل ما اتانا به ابوك، و اتانا به وصيه، فانا نسالك ان كنا صدقناك الا الحقتنا بتصديقنا لهما، لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك!» [بحارالانوار، ج 100، ص 194، روايت 11.]

- اى خانم امتحان شده اى كه خداوند تو را پيش از خلقت (مادى)ات امتحان نمود، و تو را در آن شكيبا يافت، ما گمان مى كنيم كه دوستداران توايم و (مقام و عظمت تو در نزد خدا را) باور داريم، و بر تمام آن چه پدر بزرگوارت و وصى و جانشين او آورده استقامت مى ورزيم، لذا از تو درخواست مى كنيم كه اگر ما واقعاً تو را تصديق نموده ايم، ما را به خاطر اين تصديق به پدر بزرگوارت و جانشينش ملحق نمايى، تا ما به خود مژده دهيم كه حقيقتا به ولايت تو پاكيزه گشتيم!

بيان:

زيارات براى آن حضرت بيش از اين ذكر شده و اكثر مضامين آنها منطبق با رواياتى است كه در فضائل وى آمده، و يا در مورد ظلمهايى است كه بر او رفته ، در اينجا به اين زيارت كه مطلب قابل توجهى در فضيلت آن بانوى بزرگ دارد، اكتفا مى كنيم و خوانندگان محترم را به برخى از نگات آن توجه مى دهيم:

1- جمله ى «يا ممتحنه امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك» به هر كدام از احتمالات ذيل معنا شود، خلقتى غير از خلقت مادى را اثبات مى كند كه بحث آن در فصل اول اين رساله گذشت.

احتمال اول: اينكه: ظرف «قبل» در جمله، متعلق به «خلقك» باشد، كه به اين ترتيب معناى اين قسمت از زيارت اين گونه مى شود: اى كسى كه مورد امتحان الهى واقع شدى و خداوند تو را امتحان كرد و در آن صابر يافت، خداوندى كه تو را پيش از خلقت ما