

اسماعيل بن عبدالخالق مى گويد: حضرت صادق عليه السلام به احول فرمود: آيا بصره رفته اى؟ گفت: بله. فرمود: اقبال مردم و پذيرش آنان نسبت به امر (ولايت)را چگونه ديدى؟ عرض كرد: به خدا قسم آنها كم هستند. گروهى از آنها وارد اين امر شده اند، ولى تعداد آنان اندك است. حضرت فرمود:

«عليك بالاحداث، فانهم اسرع الى كل خير.»

- بر تو باد بر نوجوانان، زيرا آنان سرعت و اقبال بيشترى به سوى خوبى ها دارند.

سپس فرمود: اهل بصره درباره اين آيه ى شريفه چه مى گويند:

(قل: لا اسئلكم عليه اجرا، الا الموده فى القربى) [شورى: 23.]

- بگو (اى رسول ما): من از شما پاداش جز مودت و محبت به خويشاوندانم نمى خواهم. و ى عرض كرد: فدايت گردم مى گويند: اين آيه درباره نزديكان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت اوست، حضرت فرمود:

«انما نزلت فينا اهل البيت، فى الحسن والحسين و على و فاطمه، اصحاب الكساء.»[بحارالانوار، ج 43، ص 236، روايت 2.]

- اين آيه درباره ى ما اهل بيت نازل شده، درباره ى حسن و حسين و على و فاطمه عليهم السلام كه اصحاب كساء بودند.

بيان:

بايد توجه داشت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز جزو اصحاب كساء بود، و علت عدم ذكر نام وى به دليل شدت وضوح آن براى شنونده است، هر چند بطور ضمنى با ذكر آيه شريفه ى (قل لا اسئلكم...) نام او نيز برده شده است.

در هر صورت، آنچه مورد نظر است ذكر «ذى القربى» در آيه شريفه و تفسير آن به اهل بيت است، كه نام فاطمه عليهاالسلام نيز در بين آنان برده شده. البته اين به دليل قرابت نسبى و ظاهرى نيست، كه امثال ابوجهل نيز چنين نسبتى را داشتند و در عين حال مورد لعن و نفرين حق قرار گرفتند، بلكه به لحاظ فضيلت و علو درجات معنوى است كه جزو «ذى القربى» قرار دارند و حضرت زهرا عليهاالسلام نيز در اين رتبه در رديف ائمه عليهم السلام مى باشد.

فاطمه شاخه ى خاندان نبوت و امامت

زياد بن منذر مى گويد: از حضرت باقر عليه السلام شنيدم كه مى فرمود:

«نحن شجره اصلها رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و فرعها على بن ابى طالب عليه السلام، و اغصانها فاطمه بنت النبى صلى الله عليه و آله و سلم، و ثمرتها الحسن والحسين عليهماالسلام والتحيه والاكرام.» [بحارالانوار، ج 23، ص 244، روايت 16.]

- ما درختى هستيم كه ريشه اش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم، و تنه ى آن على عليه السلام، و شاخه هايش فاطمه دختر رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم،و ميوه اش حسن و حسين عليهماالسلام والتحيه والاكرام است.

فاطمه مشكات نور الهى

صالح بن سهل همدانى مى گويد: امام صادق عليه السلام درباره ى آيه ى شريفه ى

(الله نور السموات والارض، مثل نوره كمشكاه...) [نور: 35.]: (خداوند، نور آسمانها و زمين است، مثل نور او به مانند چراغدانى است...) فرمود:

(المشكاه) فاطمه عليهاالسلام، (فيها مصباح) الحسن (المصباح) الحسين، (فى زجاجه، كانها كوكب درى) كان فاطمه كوكب دري بين نساء اهل الدنيا، و نساء اهل الجنه.» [بحارالانوار، ج 23، ص 304، باب 18، روايت 1.]

- منظور از «قنديل و چراغدان» فاطمه است، و مراد «در آن چراغى است» امام حسن و مقصود از «چراغ» امام حسين است و معناى (فى زجاجه كانها كوكب درى): (در شيشه اى است كه گويى ستاره ى درخشان است.) اين است گويى فاطمه ستاره درخشانى در ميان زنان دنيا و زنان اهل بهشت مى باشد.

بيان:

شاهد ما در اين حديث بخشى از كلام امام صادق عليه السلام است در تأويل قسمتى از آيه ى شريفه به فاطمه عليهاالسلام.

فاطمه مصداق بارز ابرار و برجستگان

محمد بن حنفسيه مى فرمايد: امام مجتبى عليه السلام فرمود: به خدا سوگند، از تمام آياتى كه در كتاب خداوند- عزوجل- عبارت «ان الابرار» [ر، ك: سوره ى انسان: 5، انفطار: 13 و المطففين: 22.] را دارد، جز على بن ابى طالب و فاطمه و من و حسين اراده نشده ايم ، «لانا نحن ابرار بابائنا و امهاتنا، و قلوبنا علت بالطاعات والبر، و تبرات من الدنيا و حبها، و أطعنا الله فى جميع فرائضه، و امنا بوحدانيته، و صدقنا برسوله.» [بحارالانوار، ج 24، ص 3، روايت 9.]

- زيرا ما به واسطه پدرها و مادرهايمان ابراريم، و قلبهايمان به جهت انجام طاعت و عبادت پروردگار و نيكى اوج گرفته و از دنيا و دنيا دوستى بيزارى جسته، و خدا را در همه واجبات اطاعت نموده ايم و به يگانگى خدا ايمان آورده ايم، و رسولش را تصديق نموده ايم.

بيان:

شاهد ما در اين حديث، ذكر نام حضرت فاطمه عليهاالسلام مى باشد در ميان آنان كه قرآن شريف «ابرار» خوانده است.

البته همه ائمه عليهم السلام چه آنان كه نامشان در روايت آمده و يا نيامده، مصداق اتمّ آياتى هستند كه در آنها كلمه «ابرار» ذكر شده. و علت اينكه تنها نام چند نفر از ائمه معصومين ذكر شده، شايد به دليل وجودشان در زمان نزول آيه بوده است.

در مراحل بعد از ائمه بر حسب درجه ايمانى، دوستانى برجسته اين خانواده، از مصاديق آيه ى مذكور هستند. دليل اين عموميت در همين حديث آمده است علت ابرار بودن خود را «قلوبنا علت بالطاعات» تا آخر حديث، ذكر مى كنند كه شامل مومنين نيز مى شود، چه رسد به ساير ائمه عليهم السلام.

فاطمه مصداق بارز مقربين درگاه الهى

مناقب از امام باقر عليه السلام روايت مى كند: حضرت در مورد آيه ى شريفه (كلا ان كتاب الابرار) تا (المقربون.) [مطففين: 18- 21.] فرمود:

«هو رسول الله و على و فاطمه والحسن والحسين عليهم السلام» [بحارالانوار، ج 24، ص 3، روايت 10.]

- مقربون، رسول الله و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند.

بيان:

در اين حديث نيز، حضرت باقر عليه السلام، فاطمه زهرا عليهاالسلام را يكى از مقربين و در رديف رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه ى معصومين عليهم السلام مى شمرد.

فاطمه مصداق بارز صالحين

انس مى گويد: روزى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم نماز صبح را با ما خواند، سپس روى مباركش را به سوى ما برگرداند. عرض كردم: ممكن است آيه شريفه ى (اولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين والصديقين والشهداء والصالحين،و حسن اولئك رفيقا.) [نساء: 69.]: (آنان با كسانى هستند كه خداوند نعمت (ولايت) خويش را بر آنها ارزانى داشته است، يعنى پيامبران و صديقان و گواهان (اعمال) و صالحان. و چه رفيقان خوبى!) را تفسير بفرماييد؟ فرمود:

«اما «النبيون» فانا، و اما «الصديقون» فاخى على عليه السلام، و اما «الشهداء» فعمى حمزه، و اما «الصالحون» فابنتى فاطمه و اولادها الحسن والحسين عليهم السلام...» [بحارالانوار، ج 24، ص 31، روايت 2.]

- مقصود از «پيامبران» من، و از «صديقان» برادرم على عليه السلام، و از «شهداء» عمويم حمزه، و از «صالحان» دخترم فاطمه و فرزندان او حسن و حسين عليهم السلام هستند...

بيان:

كدام عظمت و فضيلت براى فاطمه عليهاالسلام بهتر از اين كه در رديف انبياء و صديقين و شهداء و صالحين قرار گيرد، بلكه خود از صالحين باشد و اهل اطاعت از خدا و رسول به ايشان ملحق شوند كه: «و من يطع الله والرسول فاولئك مع الذين...»

فاطمه قرين لا ينفك قرآن

محمد بن صدقه به 