 عليه و آله و سلم شما را نجات داد.

بعد اللتيا والتى و بعد ان منى ببهم الرجال، و ذوبان العرب، و مرده اهل الكتاب، (كلما اوقدوا نارا للحرب، اطفاها الله) [سوره ى مائده (5)، آيه ى 64.]، او نجم قرن الشيطان (للشيطان)، او فغرت فاغره من المشركين، قذف اخاه فى لهواتها، فلا ينكفى حتى يطا صماخها (جناحها) باخمصه، و يخمد لهبها بسيفه، مكدودا فى ذات الله، مجتهدا فى امر الله، قريبا من رسول الله، سيدا فى اولياء الله، مشمرا ناصحا، مجدا كادحا، لا تاخذه فى الله لومه لائم!و انتم فى رفاهيه من العيش، و ادعون فاكهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر، و تتوكفون الاخبار، و تنكصون عند النزال، و تفرون من القتال.

بعد از اين همه حوادث ناگوار، و بعد از آنكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به افراد شجاع ولى نادان و بى منطق، و گرگهاى عرب، و متمردين از اهل كتاب گرفتار بود. به گونه اى كه «هرگاه آتش جنگ را روشن مى كردند، خدا آن را خاموش مى كرد» يا هر زمان كه شاخ شيطان ظاهر مى شد، يا مشركى درنده وار دهان بازمى كرد، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم (برادرش على عليه السلام) را در ته حلقومش مى انداخت، و او نيز تا گوش (بال) او را زير پاى خود له نمى كرد، و شعله ى آتش آنان را با شمشير خود خاموش نمى نمود، باز نمى گشت، و اين در حالى بود كه على عليه السلام در (راه خشنودى) خدا در فشار و سختى، و در انجام دستورات خدا سختكوش و تلاشگر، و مقرب در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم، و سيد و سالار اولياى خدا، و مهيا و خيرخواه مردم، و با جديث و زحمت مشغول فعاليت بود، و در (راه خشنودى) خدا سرزنش سرزنش كنندگان در او تاثيرى نداشت. آن هنگام كه شما در رفاه و خوشگذرانى و آسايش و نعمت و امنيت به سر مى بريد، و انتظار مى كشيديد كه براى ما (اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم) حوادث ناگوار پيش آيد، و چشم به راه شنيدن اخبار بوديد، و هنگام جنگ عقب نشينى مى كرديد، و از جنگيدن مى گريختيد.

فلما اختار الله لنبيه دار انبيائه، و ماوى اصفيائه، ظهر فيكم حسكه (حسيكه) النفاق، و سمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين، و نبغ خامل الاقلين، و هدر فنيق المبطلين، فخطر فى عرصاتكم، و اطلع الشيطان راسه من مغرزه، هاتفا بكم، فالفاكم لدعوته مستجيبين، و للعزه (للغزه، يا للعثرة) فيه ملاحظين، ثم استنهضكم فوجدكم خفافا، و احمشكم فالفاكم غضابا، فوسمتم غير ابلكم، و وردتم غير مشربكم.

پس زمانى كه خداوند منزلگاه پيامبران و محل برگزيدگان خود را براى پيامبرش برگزيد (و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به ملكوت اعلى پيوست)، خارها و كينه هاى نفاق در ميان شما ظاهر، و لباس دين كهنه شد، و گمراهان خشم فرود برده به سخن درآمدند، و فرومايگان گمنام به صحنه آمده و ظاهر شدند، و نازپرورده هاى گروه باطل (كفار و مشركين) به صدا درآمدند، و در ميان جمعيت شما دم جنباندند، و شيطان سر خود را از مخفى گاهش بيرون كشيد و شما را صدا زد، و دريافت كه شما دعوت او را استجابت خواهيد كرد، و براى نيل به عزت (يا براى فريب خوردن، يا: لغزش)، همه به او نظاره مى كنيد (و از او فرمانبردارى خواهيد نمود)، آن گاه از شما خواست كه برخيزيد، و ديد كه شما آدمهاى سبكى هستيد، و شما را تحريك كرد (و غضبناكتان نمود)، و ديد غضبناك هستيد، و در نتيجه به جاى شترهاى خود شترهاى ديگران را داغ نموديد، و در عوض آبگاه خود، به آبگاه ديگران وارد شديد.

هذا والعهد قريب، والكلم رحيب، و الجرح لما يندمل، والرسول لما يقبر، ابتدارا زعمتم خوف الفتنه، (الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطه بالكافرين) [سوره ى توبه (9)، آيه ى 49.]، فهيهات منكم، و كيف بكم؟و انى توفكون؟ و كتاب الله بين اظهركم، اموره ظاهره، و احكامه زاهره، و اعلامه باهره، و زواجره لائحه، و اوامره واضحه، (و) قد خلفتموه وراء ظهوركم،ارغبه عنه تدبرون (تريدون)، ام بغيره تحكمون؟ (بئس للظالمين بدلا!) [سوره ى كهف (18)، آيه ى 50.] (و من يبتغ غير الاسلام دينا، فلن يقبل منه، و هو فى الاخره من الخاسرين.) [سوره ى آل عمران (3)، آيه ى 85.] و اين همه در حالى بود كه عهد شما (نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم) نزديك بود، و جراحت(ى كه به واسطه رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وارد شده بود) هنوز وسيع، و زخم هنوز التيام پيدا نكرده، و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هنوز دفن نشده بود، و دليل اينكه خيلى با عجله به اين كار اقدام نموديد آن بود كه گمان كرديد (كه اگر اين كار را نكنيد) فتنه و آشوب مى شود. و حال آنكه «آگاه باشيد و بدانيد كه در فتنه سقوط كردند،و همانا جهنم بر كافران احاطه دارد»، از شما بعيد بود، و چه شده است شما را؟و به كدام سوى منحرف شده ايد؟ در حالى كه كتاب خدا در ميان شما است، كتابى كه امور و معارف آن روشن، و احكام آن درخشنده، و نشانه هاى آن بلند و غالب، و نهى هاى آن واضح، و امرهاى آن روشن است. ولى شما قرآن را پشت سرتان نهاده ايد. آيا از قرآن رو گردانيده ايد، يا غير قرآن را ملاك حكم و قضاوت خود قرار داده ايد، «و ستمكاران چه بد جانشينى را به جاى قرآن اختيار نموده اند!» «و هر كس دين ديگر غير از اسلام را اختيار كند، هرگز از او پذيرفته نخواهد شد، و در آخرت از زيانكاران خواهد بود.»

ثم لم تلبثوا الا ريث ان تسكن نفرتها (نغزتها)، و يسلس قيادها، ثم اخذتم تورون و قدتها (وقودها)، و تهيجون جمرتها، و تستجيبون لهتاف الشيطان الغوى، و اطفاء انوار الدين الجلى، و اهماد (اهمال) سنن النبى الصفى، تشربون حسوا فى ارتغاء، و تمشون لاهله و ولده فى الخمره (الحمراء) و الضراء، و نصبر منكم على مثل حز (جز) المدى، و وخز السنان فى الحشاء، و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا، (افحكم الجاهليه تبغون، و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون؟!) [سوره ى مائده (5)، آيه ى 50.] افلا تعلمون؟ بلى قد تجلى لكم كالشمس الضاحيه انى ابنته.

آنگاه شما درنگ نكرديد، مگر به مقدارى كه چموشى (جوشش) خلافت آرام گيرد، و افسار شتر آن روان گردد (و در اختيار شما قرار گيرد)، سپس شروع كرديد به شعله ور نمودن آتش گيرانه ى خلافت، و سرايت دادن آتش آن به جاهاى ديگر، و پاسخ مثبت دادن به فرياد شيطان گمراه، و خاموش كردن انوار دين روشن اسلام، و خاموش كردن (رها كردن) سنتهاى پيامبر برگزيده ى خدا. و آرام آرام منافع خلافت را مى آشاميد، و در پوشش پستى و بلنديها و درختان (و به صورت مخفى) عليه اهل بيت و فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گام برمى داريد، و ما از ناحيه شما، بر مثل بريدن كاردها، و همانند فرو رفتن سر نيزه در درون انسان صبر مى كنيم. و اينك چنين مى پنداريد كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ارث نمى بريم! «آيا حكم زمان جاهليت را برگزيده ايد؟ و چه كسى بهتر از خدا حكم مى كند، در نظر آنانى كه يقين دارند» آيا شما نمى دانيد؟! آرى، براى شما همچون خورشيد درخشان، روشن است كه من دختر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هستم.

ايها المسلمون! ااغلب على