 عقاب بزرگ بود اگر بخواهيم نسب او را جستجو كنيم در مى يابيم كه او پدر توست نه پدر زنهاى ديگر، و برادر شوهر و مونس تو (على عليه السلام) بود نه برادر ساير دوستان، هم او كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم او را بر تمام خويشاوندان با محبت مقدم داشت، و در هر امر بزرگى با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم همراهى مى نمود. و دوست نمى دارد شما را مگر كسى كه سعادتمند باشد، و دشمن نمى دارد شما را مگر كسى كه شقاوتمند و بدبخت باشد، پس شما عترت پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و برگزيدگان و منتخب خداوند، و را هنمايان ما بر خوبيها و راه هاى ما به سوى بهشت هستيد. و تو- اى برگزيده ى زنان و دختر بهترين پيامبران- در گفتار خود راستگو، و در وفور عقل و درايت پيشگام هستى، و نبايد از حقت منع شوى، و كسى نبايد مانع سخن راست و حق شما گردد. و الله ما عدوت راى رسول الله، و لا عملت الا باذنه، و ان الرائد لا يكذب اهله، و انى اشهد الله، و كفى به شهيدا، انى سمعت رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم يقول: «نحن معاشر الانبياء لا نورث ذهبا و لا فضه و لا دارا و لا عقارا، و انما نورث الكتاب والحكمه والعلم والنبوه. و ما كان لنا من طعمه فلولى (فلاولى، يا: فلو الى) الامر بعدنا ان يحكم فيه بحكمه.» و قد جعلنا ما حاولته فى الكراع والسلاح، يقاتل بها المسلمون، و يجاهدون الكفار، و يجالدون (يجادلون) المرده الفجار، و ذلك باجماع من المسلمين، لم انفرد به وحدى، و لم استبد بما كان الراى عندى، و هذه حالى و مالى، هى لك (و) بين يديك، لا نزوى عنك، و لا ندخر دونك، و انت سيده امه ابيك، والشجره الطيبه لبنيك، لا ندفع ما لك من فضلك، و لا نوضع (لا يوضع) من فرعك و اصلك، حكمك نافد فى ما ملكت يداى، فهل ترين انى اخالف فى ذلك اباك صلى الله عليه و آله و سلم؟

به خدا سوگند، من از نظر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تجاوز نكردم، و جز به اذن و اجازه ى او عمل ننمودم، و جلودار و پيش قراول هيچگاه به اهل خود دروغ نمى گويد، و من خدا را گواه مى گيريم- و شهادت خدا كفايت مى كند- كه شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمود: «ما طائفه پيامبران، براى كسى طلا و نقره و خانه و زمين به ارث نمى گذاريم، بلكه تنها كتاب و حكمت و دانش و نبوت را به ارث مى گذاريم، و هر چيز قابل استفاده از ما بجا ماند، از آن ولى امر بعد از ماست و او به هر شكل كه صلاح ديد مى تواند عمل كند.» و ما در آمد آنچه را كه شما قصد داريد، براى تهيه اسب و جنگ افزار قرار داديم، تا مسلمانان بتوانند به وسيله ى آن جنگ كنند و با كفار به جهاد برخيزند، و با شورشگران و متمردان فاسق، برخورد نمايند. و اين كار به اجماع و اتفاق نظر مسلمين صورت گرفت، و من به تنهايى اين كار را نكردم و مستبدانه به راى خود عمل ننمودم، اين است موجودى و مال من كه پيشكش شما، و در اختيار شما باشد، و آن را از شما دريغ نمى كنيم و بدون اجازه ى شما ذخيره نمى كنيم. تو سرور امت پدرت، و شجره ى طيبه براى فرزندانت مى باشى، منكر فضيلت تو نيستيم، و از اصل و فرع شما كم نمى گذاريم (كم نبايد گذاشت)، حكم شما در اموال متعلق به من نافذ است آيا به نظر شما من در اين مساله (فدك) با پدر بزرگوارت مخالفت مى كنم؟

فقالت عليهاالسلام: سبحان الله! ما كان ابى رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عن كتاب الله صادفا، و لا لاحكامه مخالفا، بل كان يتبع اثره و يقفو (يقتفى) سوره، افتجمعون الى الغدر؟ اعتلالا عليه بالزوز والبهتان؟ و هذا بعد وفاته شبيه بما بغى له من الغوائل فى حياته، هذا كتاب الله حكما عدلا و ناطقا فصلا، يقول: (يرثنى و يرث من آل يعقوب.) [سوره ى مريم (19)، آيه ى 6.] (و يقول): (و ورث سلميان داود.) [سوره ى نمل (27)، آيه ى 16.]

فبين- عزوجل- فيما وزع من الاقساء و شرع من الفرائض و الميراث، و اباح من حظ الذكران و الإناث ما ازاح به عله المبطلين، و ازال التظنى (التظنن) والشبهات فى الغابرين، كلا (بل سولت لكم انفسكم امرا، فصبر جميل، والله المستعان على ما تصفون.) [سوره ى يوسف (12)، آيه ى 18.]

سپس حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود: سبحان الله! هيچ گاه پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از كتاب خدا اعراض نمى كرد و با احكام آن مخالفت نمى نمود، بلكه از آن تبعيت مى نمود و دنبال رو سوره هاى آن بود، آيا همه جمع شده ايد كه خيانت كنيد؟ در حالى كه با حرف باطل و تهمت (به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم) دليل مى آوريد؟ و اين خيانتى كه بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى كنيد، شبيه همان توطئه هايى است كه در زمان حياتش داشتيد، اين كتاب خداست كه داورى است عادل، و سخنگويى است كه حق را از باطل جدا مى كند، كه مى فرمايد:«(خدايا، فرزندى به من بده كه) وارث من و خاندان يعقوب باشد» (و نيز مى فرمايد): «و سليمان از داوود، ارث برد». و خداوند- عزوجل- آنجا كه سهم هاى ارث را توزيع كرده و فرائض و ميراث را تشريع و سه مردان و زنان را بازگو نموده، شبهات و توجيه هاى دروغگويان را برطرف، و گمانها و شبهات را در آينده، زايل و باطل ساخته است، اينچنين نيست كه شما مى گوييد، «بلكه هواهاى نفسانى اينچنين براى شما آراسته است، و بايد صبر نمود، صبرى جميل و پسنديده، و خداوند در مورد آنچه شما توصيف مى كنيد، ياور ماست.»

فقال (لها) ابوبكر: صدق الله وصدق رسوله، وصدقت ابنته، انت معدن الحكمه، و موطن الهدى والرحمه، و ركن الدين، و عين الحجه، و لا ابعد صوابك، و لا انكر خطابك، هولاء المسلمون بينى و بينك، قلدونى ما تقلدت، و باتفاق منهم اخذت ما اخذت، غير مكابر و لا مستاثر و هم بذلك شهود.

پس ابوبكر به آن حضرت خطاب كرد و گفت: خدا و رسول خدا و دخترش راست مى گويند.تو معدن حكمت، و جايگاه هدايت و رحمت، و ركن دين، و سرچشمه ى حجت خدا هستى. سخن درست تو را نادرست نمى دانم، و خطابه ات را منكر نيستم. اين مسلمانها شاهد و قاضى بين من و تو باشند، هم اينها بودند كه قلاده ى خلافت را به گردن من انداختند، و من نيز با اتفاق نظر همين مسلمانها آن را گرفتم، بدون اينكه بزرگمنشى و تكبر نموده و بخواهم خود را بر ديگران مقدم بدارم. و اين مسلمانان، همه بر اين مطلب شاهد هستند.

فالتفتت فاطمه عليهاالسلام الى الناس و قالت: معاشر المسلمين، المسرعه الى قيل (قبول) الباطل، المغضيه (المفضيه) على الفعل (القبيح) الخاسر، (افلا يتدبرون القرآن، ام على قلوب اقفالها؟) [سوره ى محمد صلى الله عليه و آله و سلم (47)، آيه ى 24، در برخى از نسخه ها به جاى «افلا يتدبرون» لفظ «افلا تتدبرون» آمده است.] كلا، بل ران على قلوبكم ما اساتم من اعمالكم، فاخذ بسمعكم و ابصاركم، و لبئس ما تاولتم، و ساء ما به اشرتم، و شر ما منه اغتصبتم (اعتضتم)، لتجدن والله محمله ثقيلا، و غبه وبيلا، اذا كشف لكم الغطاء، و بان ما ورائه (من الباساء و) الضراء، و بدا لكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون، (و خسر هنالك المبطلون.) [سوره ى غافر (40)، آيه ى 78.]

آنگاه حضرت فاطمه عليهاالسلام رو به مردم نمود و فرمود: 