يث 35 :
قالت : يا رسول الله ، قد قطعت قلبى و احرقت كبدى لبكائك يا سيد النبيين من الاولين و الاخرين
يا امين ربه و رسوله يا حبيبه و نبيه
من لولدى بعدك ؟ و لذل ينزل بى بعدك ؟
من لعلى اخيك و ناصرالدين ؟
من لوحى الله و امره ؟(65)
(اى رسول خدا! همانا قلب مرا از جا كندى ، و جگرم را سوزاندى ، آنگاه كه گريه تو را مشاهده كردم ، اى بزرگ پيامبران از حضرت آدم تا آخرين آنان ، اى امين پروردگار، اى فرستاده و محبوب خداوند اى پيامبر خدا!
پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد؟
پس از تو چه مصيبتها و ذلت و خواريها كه بر من باريدن خواهد گرفت ؟
پس از تو چه بر سر على (عليه السلام ) خواهد آمد؟
او كه برادر توست و (تنها) ياور دين اسلام خواهد بود.
پس از تو چه بر سر وحى الهى و (دستورات خداوند خواهد آمد؟(66))
آنگاه خود را در آغوش پدر افكند، پدر را بوسيد و با اشك فراوان ، گونه هاى پدر را شست .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين هنگام دست فاطمه عليها السلام را در دست على (عليه السلام ) گذاشت و فرمود:
على جان ! فاطمه امانت الهى و امانت من در دست تو است ، از او محافظت فرما.
6- غم و اندوه وفات پيامبر صلى الله عليه و آله
ش - اشعار حضرت زهرا عليها السلام
پس از وفات رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، فاطمه (عليها السلام ) در اجتماع زنان مدينه با بيان غم آلودى فرمود:
حديث 36 :
قالت : انا لله و انا اليه راجعون ، انقطع عنا خبر السماء
(همه از خدائيم و بسوى او باز مى گرديم ، (آه كه با وفات پيامبر صلى الله عليه و آله ) رشته وحى و اخبار آسمانى قطع گرديد(67))
7- غم از دست دادن پيامبر صلى الله عليه و آله
الف - روايت معاذ
از معاذبن جبل نقل شده است كه فاطمه عليها السلام پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله فراوان مى گريست و مى فرمود:
حديث 37 :
قالت : يا ابتاه الى جبريل ننعاه ، اءنقطعت عنا اخبار السماء يا لا ينزل الوحى اءلينا من عند الله ابدا(68)
(آه اى پدر! پس از تو بايد شكوه هاى دل را به حضرت جبرئيل گفت . آه كه (با وفات تو) خبرهاى آسمانى قطع شد و آه اى پدر! ديگر براى هميشه از طرف خدا وحى فرو فرستاده نمى شود(69))
ب - روايت انس بن مالك
از انس بن مالك روايت شده كه حضرت زهرا عليها السلام پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله با غم و اندوه مى گريست و مى فرمود:
حديث 38 :
قالت يا ابتاه اجاب ربا دعاه
يا ابتاه من جنه الفردوس ماواه
يا ابتاه الى جبرئيل ننعاه
(آه اى پدرى كه دعوت پروردگار را لبيك گفتى !
آه اى پدرى كه فردوس برين جايگاه توست
پدر (پس از تو) با جبرئيل (بايد) درد دل نماييم (70))
و پس از مراسم تدفين پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به انس ‍ فرمود:
حديث 39 :
قالت : يا انس ! اطابت انفسكم ان تحثوا على رسول الله صلى الله عليه و آله التراب ؟(71)
(اى انس ! آيا دلتان آمد كه خاك بر روى رسول خدا بريزيد؟(72))
8- سوگ پدر و تنهايى و مصيبت شوهر!!
حادثه عظيم و غمبار رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ، امت اسلامى را غرق در ماتم كرده بود و فاطمه عليها السلام هم در فراق پدر مى سوخت ، و شاهد غربت و انزواى اسلام بود.
از يك سو قدرت طلبيها و زنده شدن دوباره ارزشهاى جاهلى را مشاهده مى كرد، و از سويى ديگر تهاجم و تجاوز به حريم حرمت ولايت را نظاره گر بود
كوهى از غمها و دردها، بر جان نورانيش سنگينى مى كرد. كه درد آلود و سوزناك لب به فرياد گشود، و خطاب به پدر چنين فرمود:
حديث 40 :
قالت : يا ابتاه ما اعظم ظلمة مجالسك
فوااسفاه عليك الى ان اقدم عاجلا عليك
و اثكل ابوالحسن المؤ تمن ابو ولديك الحسن و الحسين و اخوك و وليك و حبيبك و من ربيته صغيرا و آخيته كبيرا و اجلى احبائك و اصحابك اليك ، من كان منهم سابقا و مهاجرا و ناصرا، و اولهم سابقا الى الاسلام ، و مهاجرة اليك
يا خير الانام فها هو يساق فى الاسر كما يساق البعير
والثكل شاملنا والبكاء قاتلنا والاسى لازمنا
وامحمداه وااباه ، واحبيباه ، وا اباالقاسماه ، وااحمداه ، واقله ناصراه واغوثاه ، واطول كربتاه ، و احزناه ، وامصيبتاه :
(پدر جان ! دريغ و آه از فراق تو، اى پدر چه بسيار بزرگ است تاريكى و ظلمتى كه در مجالس پس از تو مشاهده مى گردد، و من دور مانده از جناب تو دريغ و افسوس مى خورم كه هر چه زودتر نزد تو آيم .
(در عزاى تو) اباالحسن امين سوگوار است ، پدر دو فرزندت حسن و حسين ، برادر و امام برگزيده و دوست بى مانند تو، همو كه در كودكى او را بزرگ و تربيت كردى و سپس برادرت خواندى
او كه از بزرگترين دوستان و محبوبترين اصحاب در پيشگاه تو بود
او كه در پذيرش اسلام از همه پيشى گرفت و ياور دين گشت و هجرت كرد.
اى (پدر بزرگوار) اى بهترين انسانها! اكنون (بيا و بنگر كه ) او را اسير گونه (به طرف بيعت تحميلى ) مى كشند و مى برند.
(پدر جان !) غم سوگوارى (تو) ما را فرا گرفته (و در هم كوبيده ) است و گريه هاى مداوم ، قصد جان ما را دارد، و بدى روزگار دامنگيرمان شده است .
فرياد اى محمد: فرياد اى دوست ، فرياد اى پدر، فرياد اى اباالقاسم ، فرياد اى احمد فرياد از كمى ياران و ياوران ، فرياد از ناله بسيار، فرياد از مشكلات فراوان ، فرياد از مصيبت و اندوه زياد، فرياد از مصيبت جانكاه !(73)
پس از آن سخنان دردآلود و غمبار، صيحه اى زد و بيهوش بر زمين افتاد.
9- شكوه از دردها و خيانتها
پس از فراوانى غمها، و تهاجم قدرت طلبان بى پروا، و سختى تحمل دورى پيامبر صلى الله عليه و آله خطاب به پدر فرمود:
حديث 41 :
قالت : انقطعت بك الدنيا بانوارها، و زوت زهرتها، و كانت ببهجتك زاهره فقد اسود نهارها فصار يحكى حنادسها، رطبها و يابسها
يا ابتاه لا زلت آسفه عليك الى التلاق
يا ابتاه زال غمضى منذ حق الفراق
من للارامل و المساكين ؟ و من للامه الى يوم الدين ؟
يا ابتاه امسينا بعدك من المستضعفين
يا ابتاه اصبحت الناس عنامعرضين ، و لقد كنا بك معظمين فى الناس غير مستضعفين
فاى دمعه لفراقك لا تنهمل ؟ واى حزن بعدك عليك لا يتصل ؟ واى جفن بعدك بانوم يكتحل ؟
و انت ربيع الدين و نورالنبيين
فكيف للجبال لا تمور؟ و للبحار بعدك لا تغور؟ والارض كيف لم تزلزل ؟
رميت يا ابتاه بالخطب الجليل ، و لم تكن الرزيه بالقليل
و طرقت يا ابتاه بالمصاب العظيم ، و بالفادح المهول
بكتك يا ابتاه الاملاك ، و وقفت الافلاك
فمنبرك بعدك مستوحش ، و محرابك خال من مناجاتك ، و قبرك فرح بمواراتك والجنه مشتاقه و الى دعائك و صلاتك
(دنيا به ديدار تو با رونق و بها بود، و امروز در سوگوارى تو انوار او بريده و گلهاى او پژمرده است ، و خشك و تر آن حكايت از شبهاى تاريك مى كند، اى پدر! همواره بر تو دريغ و افسوس مى خورم تا روز ملاقات
اى پدر! از آن لحظه كه جدايى پيش آمد، خواب از چشمم گريخت
اى پدر! كيست از اين پس كه بيوگان و مسكينان را رعايت نمايد، و امت را تا قيامت هدايت فرمايد
اى پدر! ما در حضور تو عظيم و عزيز بوديم ، و بعد از تو ذليل و زبون آمديم ، كدام سرشك است كه در فراق تو روان نمى شود، و كدام حزن و اندوه است كه بعد از تو پيوسته نمى گردد، و كدام چشم است كه پس از تو سرمه خواب مى كشد؟ تو 