فاطمه (عليها السلام )! چه درخواست و حاجتى دارى ؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از طرف خدا پيام آورده است ! تا هر چه بخواهى تحقق پذيرد.
فاطمه عليها السلام پاسخ داد:
حديث 56 :
قالت شغلنى عن مسئلته لذه خدمته ، لا حاجة لى غير النظر الى وجهه الكريم
(لذتى كه از خدمت حضرت حق مى بريم ، مرا از هر خواهشى باز داشته است . حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر زيبا و والاى خداوند باشم (97 )
خ : دوم : خطبه ها
خطبه اول ((سخنرانى فاطمه عليها السلام در مسجد مدينه ))
حضرت زهرا عليها السلام چادر به سر كرده و با جمعى از بانوان وارد مسجد شد، در حالى كه ابابكر و جمعى از مهاجرين و انصار حضور داشتند
به احترام آن بزرگ بانوى اسلام پرده سفيدى آويختند كه سخنرانى را در پشت پرده آغاز كند.
حضرت زهرا عليها السلام قبل از آغاز سخن ، ناله جانسوزى كشيد كه بسيارى از حاضران گريستند و پس از آن كه مردم آرام گرفتند، فرمود:
حديث 57 :
1- ضرورة الحمد و الثناء على الله
قالت : الحمد لله على ما انعم ، و له الشكر على ما الهم ، واثناء بما قدم من عموم نعم ابتداها، و سبوغ آلاء اسداها، و تمام منن والاها، جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن الجزاء مدها، و تفاوت عن الادراك ابدها، و ندبهم لا ستزادتها بالشكر لاتصالها، واستحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها. و اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له ، كلمة جعل الاخلاص تاءويلها، و ضمن القلوب موصولها، و انار فى التفكر معقولها
2- معرفة الله تعالى
الممتنع من الابصار رؤ يته ، و من الالسن صفته و من الاوهام كيفيته .
ابتدع الاشياء لا من شى ء كان قبلها، و انشاءها بلا احتذاء امثلة امتثلها، كونها بقدرته و ذرءها بمشيته من غير حاجه منه الى تكوينها و لا فائدة له فى تصويرها الا تثبيتا لحكمته و تنبيها على طاعته و اظهارا لقدرته و تعبدا لبريته و اعزازا لدعوته
ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصيته ذياده لعباده عن نقمته و حياشة لهم الى جنته
ترجمه خطبه اول
1- ضرورت شكر و سپاس الهى
ستايش خداوند را، بر نعمتهايى كه به ما بخشيد، و شكر او را! بر آنچه الهام فرمود، حمد و اثنا بر خداوند، برابر نعمتهائى كه از پيش فرستاد، و همه نعمتهائى كه آفريد، و نعمتهاى فراوانى كه به انسانها عطا فرمود، و تمام منتها و نعمتهايى كه پياپى فرستاد.
نعمتهايى كه شمارش آن از توان انسان فزونتر، و پاداش آن ناممكن ، و درك دامنه و گستردگى آن از درك و هوش بشر فراتر است .
مردم را به شكرگزارى فرا خواند، تا نعمتها را پياپى فرستد، و به حمد و سپاس راهنمايى كرد، تا نعمتها را فزونى بخشد، و با درخواست بندگان ، نعمتها را چند برابر نمايد.
گواهى مى دهم ، بجز الله ، خدايى نبوده و شريكى براى او نيست ، تفسير اين گواهى و شهادت ، اخلاص است ، و پايبند آن ، قلبهاى آگاه كه در پيشگاه تفكر و انديشه ، معناى آن را روشن فرمود.
2- شناخت خدا
خداوندى كه چشمها او را نمى توانند بنگرند، و زبانها از وصف او عاجزند، و هم و خيال از درك ذات او فرو مانده اند، اشياى عالم را بدون اين كه چيزى موجود باشد، آفريد، و بدون مثال و نمونه اى ، ايجاد كرد، با قدرت خود پديد آورد، و با اراده خود، ايجاد نمود، نه به آفريدن آنها نيازمند، و نه از خلقت آنها سود مى برد.
جز آن كه خواست حكمتش تحقق يابد، و همه را به اطاعت و بندگى آگاه نمايد، و قدرت خود را آشكار كند، و به همه راه بندگى بياموزد، و دعوت خود را عزت بخشد
آنگاه پاداش را بر اطاعت و بندگى ، و عذاب را در مخالفت و سرپيچى ، قرار داد، تا بندگان را از عقوبت برهاند، و بسوى بهشت سوق دهد.
3- فلسفه البعث المحمديه
و اشهد ان ابى محمدا صلى الله عليه و آله عبده و رسوله ، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله ، و سماه قبل ان اجتباه ، و اصطفاه قبل ان ابتعثه ، اذا الخلائق بالغيب مكنونه و بستر الاهاويل مصونه و بنهايه العدم مقرونه ، علما من الله تعالى بمال الامور و احاطة بحوادث الدهور و معرفة بمواقع الامور. ابتعثه الله اتماما لامره و عزيمه على امضاء حكمه و انفاذا لمقادير حتمه فراى الامم فرقا فى اديانها، عكفا نيرانها، عابدة لاوثانها، منكرة لله مع عرفانها
4-فوائد البعثه المحمديه
فانار الله بابى محمد صلى الله عليه و آله ظلمها و كشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها، و قام فى الناس بالهداية فانقذهم من الغوايه و بصرهم من العمايه ، و هداهم الى الدين القويم و دعاهم الى الطريق المستقيم . ثم قبضه الله اليه قبض رافه و اختيار و رغبه و ايثار، فمحمد صلى الله عليه و آله من تعب هذه الدار فى راحه قد حف بالملائكه الابرار و رضوان الرب الغفار و جاوره الملك الجبار صلى الله على ابى نبيه و امينه و خيرته من الخلق و صفيه والسلام عليه و رحمه الله و بركاته
ثم التفتت الى اهل المجلس و قالت
3- فلسفه بعثت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله
گواهى مى دهم كه پدرم محمد صلى الله عليه و آله بنده فرستاده او است ، خدا او را قبل از آن كه بيافريند، انتخاب كرد، و پيش از آن كه بفرستد، به نام نيكو، نامگذارى فرمود، و پيش از بعثت به پيامبرى برگزيد.
آن هنگام كه هنوز مخلوقات در حجاب غيب پنهان بودند، و در تاريكى نيستى پوشانده و آثارى نداشتند.
انتخاب پيامبر صلى الله عليه و آله بر اساس علم خدا به آينده امور، و احاطه و تسلط او به حوادث روزگاران ، و شناخت خدا به سرنوشت هر چيزى بود
پيامبر را برانگيخت ، تا امر خود را تمام كند، و آنچه را كه مقدر ساخته به انجام رساند پيامبر ديد كه هر فرقه اى دينى دارد، و به روشنايى شعله اى روى آورده و بتهاى خود را پرستش نموده ، و خدا را با آن كه مى شناختند، انكار كردند.
4- ره آورد بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله
پس خداى بزرگ ، تاريكيهاى جاهليت را به وسيله محمد صلى الله عليه و آله روشن ساخت ، و مشكلات و تيرگى كفر را از قلب ها زدود، و پرده ها از جلوى ديدگان برداشت .
پيامبر صلى الله عليه و آله براى هدايت در ميان مردم بپا خواست ، و آنان را از گمراهى نجات داد، و از كورى و كوردلى رهانيد، و به سوى دين استوار الهى رهنمون شد، و همه را به راه راست فرا خواند، تا روزى كه خدا بر اساس رافت و رحمت خويش او را بنزد خود برد، كه به ديدار او راغب و سزاوار بود.
پس رسول خدا، هم اكنون از رنج اين دنيا راحت است ، و گرداگرد او را فرشتگان گرفته اند، و در رضوان و خشنودى خدا غرق است ، كه در جوار رحمت ملك جبار آرميده است .
درود خدا بر پدرم كه نبى و امين خدا بر وحى ، و برگزيده او بود، سلام بر او و رحمت و بركات خدا بر او باد. سپس به مردم حاضر در مسجد نگريست و فرمود:
5- فضائل القرآن و العتره النبويه
انتم عبادالله نصب امره و نهيه و حملة دينه و وحيه ، و امناء الله على انفسكم و بلغائه الى الامم ، زعيم حق له فيكم و عهد قدمه اليكم و بقيه استخلفها عليكم :
و معنا كتاب الله الناطق ، والقرآن الصادق والنور الساطع ، والضياء اللامع ، بينه بصائره ، منكشفه سرائره ، متجليه ظواهره ، مغتبطه به اشياعه ، قائد 