لى الرضوان اتباعه ، مود الى النجاه استماعه ، به تنال حجج الله المنوره و عزائمه المفسره و محارمه المحذره و بيناته الجاليه و براهينه الكافيه و فضائله المندوبه ، و رخصه الموهوبه و شرائعه المكتوبه .
6- فلسفه الاحكام والامامه
فجعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك ، والصلوه تنزيها لكم عن الكبر، والزكاه تزكيه للنفس و نماء فى الرزق ، والصيام تثبيتا للاخلاص ، والحج تشييد للدين ، والعدل تنسيقا للقلوب ، وطاعتنا نظاما للمله و امامتنا امانا للفرقه ، والجهاد عزا للاسلام ، والصبر معونه على استيجاب الاجر، والامر بالمعروف مصلحه للعامه ، و بر الوالدين وقايه من السخط، و صله الارحام منساه فى العمر و منماه للعدد، والقصاص حقنا للدماء والوفاء بانذر تعريضا للمغفره ، و توفيه المكائيل و الموازين تغيير للبخس ، والنهى عن شرب الخمر تنزيها عن
5- ويژگى هاى قرآن و عترت
شما اى بندگان خدا! كه پرچمداران امر و نهى خداييد، و حاملان دين وحى مى باشيد، امانت داران حق ، و رسانندگان آن به خلق هستيد، بدانيد كه امام بحق ، خود در ميان شماست ، و اطاعت او پيمانى است كه از پيش با شما گرفته اند، و پس از پيامبر صلى الله عليه و آله جانشينى است كه براى شما باقى مانده است
كتاب ناطق خدا با ما اهل بيت است ، قرآن راستگو، نور فروزان و شعاع درخشان ، كه بيان و استدلالهاى آن روشن ، و اسرار و باطن آن آشكار است ، ظاهر آن جلوه گر، و پيروان آن زبانزد جهانيانند
پيروى قرآن انسان را به بهشت مى كشاند، سخن شنوى از آن به نجات مى انجامد، به وسيله قرآن به حجتهاى نورانى خدا، و به واجبات تفسير شده ، و به محرمات نهى شده ، و به استدلالهاى جلوه گر، و به براهين كامل هدايتگر، و به فضائل پسنديده ، و به مستحبات بخشوده ، و به قوانين و آيين واجب شده پروردگار، مى توان راه يافت .
6- فلسفه فروع دين و امامت
سپس ايمان را براى پاك كردن شما از شرك قرار داد، و نماز را براى دورى شما از تكبر، و زكات را براى پاك كردن جان و فراوانى روزى ، و روزه را براى تحقق اخلاص ، و حج را براى تقويت دين ، و عدل را براى استوارى دلها، و اطاعت از اهل بيت را براى نظم يافتن ملت اسلام ، و امامت ما را براى ايمن ماندن از تفرقه ، و جهاد را براى عزت اسلام ، و صبر را براى به دست آوردن پاداش ، و امر به معروف را براى مصالح اجتماعى عموم مردم ، و نيكى به پدر و مادر را براى دورى از عذاب الهى ، وصله ارحام را براى فزونى خويشاوند، و قصاص را براى حفظ خون انسانها، و وفاى به نذر را براى آمرزش الهى ، و رعايت كيل و وزن در معاملات را براى درمان كم فروشى ، و نهى از شرابخوارى را
الرجس ، واجتناب القذف حجابا عن اللعنه ، و ترك السرقه ايجابا للعفه ، و حرم الله الشرك اخلاصا له لالربوبيه
فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون (98)
واطيعوا الله فيما امركم به و نهاكم عنه فانه
(انما يخشى الله من عباده العلماء)(99)
7- جحود النبى فى سبيل الدعوة
ثم قالت : ايها الناس اعلموا انى فاطمه و ابى محمد صلى الله عليه و آله اقول عودا و بدوا و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا
(لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤ منين رؤ ف رحيم (100)
فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابى دون نسائكم و اخا ابن عمى دون رجالكم و لنعم المعزى اليه صلى الله عليه و آله
فبلغ الرساله ، صادعا بالنذاره ، مائلا عن مدرجة المشركين ، ضاربا ثبجهم ، اءخذا باكظامهم ، داعيا الى سبيل ربه بالحكمه والموعظه الحسنه ، يكسر الاصنام و ينكث الهام حتى انهزم الجمع و ولوا الدبر، حتى تفرى الليل عن صبحه و اسفر الحق عن محضه و نطق زعيم الدين
براى پاكيزه ماندن از پليديها، و دورى از تهمت ناموسى را براى محفوظ ماندن از لعنت الهى ، و ترك دزدى ، براى تحقق و پاكدامنى ، و حرمت شرك را براى اخلاص در توحيد و بندگى ، قرار داد.
(پس از خدا آن گونه كه شايسته است بترسيد، و از دنيا نرويد مگر آن كه مسلمان باشيد)
خدا را در آنچه امر يا نهى كرده اطاعت نمائيد، كه همانا فقط دانشمندان از خدا مى ترسند.
7- ره آورد بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله
سپس فرمود:
اى مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم ، و پدرم محمد است ، آغاز و پايان سخن من بر حق است آنچه مى گويم ناروا نيست ، و آنچه انجام دهم بر ظلم و ناروا تكيه ندارد
(پيامبرى از خود شما مردم براى هدايت شما آمد، كه رنجهاى شما بر او گران ، و او بر شما اميدوار، و بر مؤ منان مهربان و رحمت آور بود)
اگر او را بشناسيد، مى دانيد كه پدر من است نه پدر زنان شما، و برادر پسر عموى من (على بن ابى طالب ) است ، نه مردان شما، چه نيكو بزرگوارى است كه اين نسبت را به او دادم ، پيامبر صلى الله عليه و آله رسالت خود را به گوش مردم رساند، و آنان را از عذاب الهى ترساند، راه خود را از پرتگاه سقوط مشركان گردانيد، شمشير بر فرق آنان نواخت ، و گلوگاه آنان را فشرد، و با زبان حكمت و موعظه حسنه ، مردم را به راه خدا دعوت كرد.
بتها را در هم شكست ، سر شجاعان شرك را بر سنگ كوبيد، تا اجتماع مشركان پراكنده و از ميدان گريختند تا صبح صادق از دل شب تاريك بيرون زد، و چهره حق از نقاب درآمد و حق خالص جلوه گر شد، و زمامدار
و خرست شقاشق الشياطين وطاح و شيظ النفاق وانحلت عقد الكفر والشقاق ، و فهتم بكلمه الاخلاص فى نفر من البيض ‍ الخماص
8- الناس فى الجاهليه
و كنتم على شفا حفره من النار، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى ء الاقدام .
تشربون الطرق ، و تقتاتون الورق ، اذله خاسئين ، تخافون ان يتخطفكم الناس ‍ من حولكم فانقذكم الله تبارك و تعالى بمحمد صلى الله عليه و آله بعد اللتيا والتى و بعد ان منى ببهم الرجال و ذؤ بان العرب و مردة اهل الكتاب
9- فضائل اميرالمومنين على بن ابيطالب (عليه السلام )
كلما اوقدوا نارا للحرب اطفاها الله او نجم قرن الشيطان او فغرت فاغره من المشركين قذف اخاه فى لهواتها فلا ينكفى حتى يطا صماخما باخمصه و يخمد لهبها بسيفه ، مكدودا فى ذات الله مجتهدا فى امر الله ، قريبا من رسول الله ، سيدا فى اولياء الله مشمرا، ناصحا، مجدا، كادحا، لا تاخذه فى الله لومه لائم
10- معارضو الامس و طلاب السلطه اليوم
و انتم فى رفاهيه من العيش وادعون فاكهون آمنون ، تتربصون بنا الدوائر وتتوكفون الاخبار و تنكصون عند النزال و تفرون من القتال
دين به سخن حق گويا شد، و عربده هاى شيطان خاموش ، و طرفدارانشان لال شدند، و خار نفاق از سر راه برداشته شد، و گره هاى كفر و تفرقه ، از هم گشوده شد، و دهانهاى شما به كلمه اخلاص باز شد، به بركت گروهى از مجاهدان سپيدروى نورانى كه شكمهايشان از گرسنگى به پشت چسبيده بود.
8- مردم در عصر جاهليت
در هنگام بعثت ، شما در عصر جاهليت ، بر كناره پرتگاهى از آتش بوديد، چون جرعه اى آب خوراك هر كس بوديد و لقمه هر طمع كننده ، آتش زنه اى بوديد، كه فورا خاموش مى شديد، لگدكوب هر رونده اى بوديد، نوشيدنى شما، آب گنديده ، و خوردنى شما، پوست جانور و مردار 