ود، خوار و ذليل بوديد، و رانده شده و مى ترسيديد كه مهاجران اطرافتان شما را بربايند، تا آن كه خداى بزرگ با دست محمد صلى الله عليه و آله نجاتتان بخشيد، پس ‍ از حوادث فراوانى كه پديد آمد، و رنجها و بلاهاى زيادى كه از دست شجاعان شما، از گرگهاى عرب ، از سركشان اهل كتاب ، كشيد.
9- ويژگيها و نقش امام على (عليه السلام ) در مبارزات رهايى بخش
هرگاه آتش جنگ برافروختند، خدا خاموش كرد، يا هر هنگام كه شاخ شيطان سر بر آورد، يا اژدهايى از مشركين ، دهان باز كرد، رسول خدا صلى الله عليه و آله برادرش على بن ابى طالب (عليه السلام ) را در كام اژدها و شعله هاى فتنه ها افكند، و على هم باز نمى گشت ، مگر آن كه سر سركشان را، پايمال شجاعت خود مى گردانيد، و آتش آنها را با آب شمشيرش ‍ خاموش مى كرد.
على ! فرسوده از تلاش فراوان در راه خدا، كوششگر خستگى ناپذير در امر خدا، نزديك و خويشاوند رسول خدا صلى الله عليه و آله سيد و بزرگى از اولياى خدا، همواره دامن به كمر زده ، نصيحت كننده ، و تلاش كننده در راه خداست ، كه در راه خدا از سرزنش كنندگان پروايى نداشت .
10- نكوهش بى تفاوت هاى ديروز و تشنگان قدرت امروز
در حالى كه شما! در خوشى زندگى مى كرديد، در امنيت و رفاه ، خوش ‍ بوديد، و منتظر فرصت بوديد تا مگر روزگار بر ضد ما دگرگون شود، به زنگ اخبار بوديد، به هنگام كارزار فرار مى كرديد و عقب نشينى داشتيد.
فلما اختار الله لنبيه دار انبيائه و ماوى اصفيائه ظهر فيكم حسيكه النفاق و سمل جلباب الدين و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الاقلين و هدر فنيق المبطلين فخطر فى عرصاتكم و اطلع الشيطان راسه من مغرزه هاتفا بكم ، فالفاكم لدعوته مستجبين و للغره فيه ملاحظين ثم استنهضكم فوجدكم خفافا و احمشكم فالفاكم غضابا، فوسمتم غير ابلكم و اوردتم غير مشربكم
هذا! والعهد قريب والكلم رحيب ولجرح لما يندمل والرسول لما يقبر ابتدارا زعمتم خوف الفتنه
(الا فى الفتنه سقطوا و ان جهنم لمحيطة بالكافرين (101)
11- علل انقلاب الرجعى على لاعقاب
فهيهات منكم ؟ و كيف بكم ؟
و انى توفكون ؟ و كتاب الله بين اظهركم اموره ظاهره و احكامه زاهره و اعلامه باهره و زواجره و اوامره واضحه
و قد خلفتموه وراء ظهوركم ، ارغبه عنه تريدون ام بغيره تحكمون ؟ بئس ‍ للظالمين بدلا
(و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرين (102)
ثم لم تلبثوا الاريث ان تسكن نفرتها و يسلس قيادها ثم اخذتم تورون و قدتها و تهيجون جمرتها و تستجيبون
و آنگاه كه خدا، براى پيامبرش خانه پيامبران ، و آرامگاه اولياء را برگزيد، خار و خاشاك نفاق در شما ظاهر شد، و جامه دين كهنه گرديد، ساكت گمراهان ، به سخن در آمد، و آدمهاى پست و بى ارزش با قدر و منزلت شدند و شتر نازپرورده اهل باطل ، به صدا درآمد، و وارد خانه هاى شما شد.
و شيطان سر خويش از مخفيگاه بدر آورد، شما را فراخواند، كه پاسخگوى دعوت باطل او هستيد، و براى فريب خوردن آمادگى داريد، خواست كه بر ضد حق برخيزيد، شما را آماده اين كار يافت ، و شما را گرم و آماده نمود، و ديد كه غضبناك شديد، پس بر غير شتر خود، داغ و نشان زديد، و بر آبى كه حق شما نبود فرود آمديد.
در حالى هنوز از عهد و قرار شما (بيعت در خم غدير دو ماه قبل ) چيزى نگذشته بود، و شكاف زخم عميق بود، و دهانه زخم هنوز بهم نيامده ، بهبود نيافته بود، و پيامبر صلى الله عليه و آله هنوز دفن نشده بود كه هر چه خواستيد كرديد. و بهانه آوريد كه از فتنه مى ترسيم
(اما در آتش فتنه سقوط كرديد، و راستى كه جهنم بر كافران احاطه دارد)
شما كجا؟ و فتنه خواباندن كجا؟ دروغ مى گوييد!
11. علل انحراف مردم پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله )
چرا بيراهه مى رويد؟ در حالى كتاب خدا در ميان شماست ، مطالبش روشن است ، و احكام آن درخشان ، و نشانه هاى هدايت آن آشكار، و نهى و هشدارهاى آن روشن ، و اوامرش واضح است ، اما شما به قرآن پشت كرديد، و از آن روى گردان شديد، آيا به قرآن ميل و رغبت داريد؟
يا داورى جز قرآن مى گيريد؟ بد جايگزينى براى ستمگران است !
(و هر كس غير از اسلام دينى برگزيند از او پذيرفته نيست ، و در آخرت از زيانكاران خواهد بود.)
سپس آن قدر درنگ نكرديد كه اين دل رميده آرام گيرد، و مهار كردن آن آسان گردد. پس آتش گيره ها را بر افروختيد، و به آتش فتنه ها دامن زديد، تا آن را شعله ور سازيد و به شيطان گمراه كننده ، پاسخ مثبت داديد،
لهتاف الشيطان الغوى واطفاء انوار الدين الجلى و اهمال سنن النبى الصفى ، تشربون حسوا فى ارتغاء و تمشون لاهله و ولده فى الخمر والضراء و نصبر منكم على مثل حزالمدى و وخز السنان فى الحشاء
12- اثبات الارث بالادله القرآنيه
و انتم الان تزعمون ان لا ارث لنا افحكم الجاهليه تبغون
(و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون (103)
افلا تعلمون ؟
بلى قد تجلى لكم كالشمس الضاحيه انى ابنته !
ايها المسلمون اغلب على ارثى ؟
يابن ابى قحافه افى كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث ابى ؟ لقد جئت شيئا فريا!
افعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم ؟ اذ يقول
(و ورث سليمان داود(104))
و قال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا اذ قال :
(فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب (105))
و قال : و اولوا الاحارم بعضهم اولى ببعض فى كتاب الله (106)
و براى خاموش كردن نور اسلام آشكار، بسيج گشتيد، و به از بين بردن سنتهاى پيامبر برگزيده ، روى آورديد، و حركتهاى منافقانه آغاز كرديد، و براى نابودى اهل بيت او، در پشت تپه ها و درختان كمين كرديد، و ما براى مصيبتهايى كه چونان خنجر بران ، يا فرو رفتن سنان در شكم است ، چاره اى جز صبر نداريم .
12- اثبات ارث با استدلالهاى قرآنى
و شما امروز گمان بريد كه براى ما ارثى نيست !
آيا حكم عصر جاهليت را مى طلبيد؟
(براى اهل يقين چه حكمى بالاتر و بهتر از حكم خداست ؟)
آيا نمى دانيد؟ در حاليكه براى شما مانند آفتاب درخشان ، روشن است كه من دختر پيامبرم
اى مسلمانان ! آيا سزاوار است كه ارث پدرم را از من بگيرند؟
اى پسر ابى قحافه ! آيا در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارث نبرم ؟ عجب بدعت تازه و زشتى آورده اى !
آيا آگاهانه و بعمد، كتاب خدا را ترك كرده به آن پشت كرده ايد؟
زيرا قرآن مى گويد:
(سليمان از داوود پيامبر ارث برد)
و در آيه ديگر، آنجا كه داستان زكريا را بيان مى كند مى گويد:
زكريا عرض كرد:
(پروردگارا! مرا فرزندى عنايت فرما، تا از من و آل يعقوب ارث برد.)
و فرمود:
(خويشاوندان رحمى اولى ، به يكديگرند)
و قال : يوصيكم الله فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين (107)
و قال : ان ترك خيرا الوصية للوالدين والاقربين بالمعروف حقا على المتقين (108)
و زعمتم ان لا حظوه لى و لا ارث من ابى و لا رحم بيننا؟!
افخصكم الله بايه اخرج منها ابى ؟
ام هل تقولون اهل ملتين لا يتوارثان ؟
اولست انا و ابى من اهل ملة واحده ؟
ام انتم اعلم بخصوص القرآن
و عمومه من ابى وابن عمى ؟
فدونكها مخطومه مرحوله تلقاك يوم حشرك ، فنعم الحكم الله والزعيم محمد و الموعد القيامه و ع