رون آمد و در كنار در ورودى منزل ايستاد و خطاب به مردم كوچه و بازار فرمود:
حديث 59 :
قالت : لا عهد لى بقوم حضروا اسوء محضرا منكم ، تركتم رسول الله صلى الله عليه و آله جنازة بين ايدينا و قطعتم امركم فيما بينكم ، لم تستاءمرونا و لم تردوا لنا حقا كانكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم ، والله لقد عقد له على (عليه السلام ) يومئذ الولاء ليقطع منكم بذالك منها الرجاء ولكنكم قطعتم الاسباب بينكم و بين نبيكم ، و الله حسيب بيننا و بينكم فى الدنيا و الاخره (129)
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم كه اينگونه عهد شكن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا را بر روى دست ما گذاشته و رها كرديد، و عهد و پيمانهاى ميانتان را بريديد و فراموش نموديد، و ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) و ما اهلبيت را انكار كرديد و حق مسلم ما را باز نگردانديد، گويا از آن چه رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز غدير خم فرمود، آگاهى نداريد؟
سوگند به خدا كه رسول گرامى اسلام در آن روز ولايت و رهبرى امام على (عليه السلام ) را مطرح كرد و از مردم بيعت گرفت ، تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد، ولى شما رشته هاى پيوند معنوى ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و خودتان را پاره كرديد، اين را بدانيد كه خداوند در دنيا و آخرت بين ما و شما داورى خواهد كرد.(130))
خطبه چهارم : سخنرانى در نكوهش پيمان شكنان
در نكوهش پيمان شكنان و مردم بى تفاوت و ساكت فرمود:
حديث 60 :
قالت : معاشر الناس المسرعه الى القيل الباطل ، المغضيه على الفعل القبيح الخاسر
((افلا تتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها(131))) كلا بل ران على قلوبكم ما اساتم من اعمالكم فاخذ بسمعكم و ابصاركم و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم شر ما منه اعتصبتم
لتجدن و الله محمله ثقيلا و غبه وبيلا اذا كشف لكم الغطاء و بان ماوراءه الضراء و بدالكم من ربكم ما لم تكونوا تحتسبون
((و خسر هنالك المبطلون (132)
(اى مردم ! كه به سوى سخن باطل شتابانيد، و اعمال زشت و زيانكارانه (اينها) را ناديده مى گيريد
آيا در قرآن تدبر و تامل نمى كنيد؟ يا بر دلهاتان مهر و قفل زده شده است ((كه سخن حق را نمى شنويد؟))
نه ! بلكه اعمال سوء و كردار بد شما است كه پرده بر دلهاتان كشيده و گوشها و چشمهاى شما را گرفته است ! و چه بد تاويل و تفسيرى ((از دين و آئين كرديد))!
و چه بد نظريه و رايى داديد ((كه حق را از اهلش گرفتيد و بدست نااهلان داديد)) و چه بد ((گناه و ستمى )) را ((كه كرديد)) گران خواهيد يافت و سرانجامش را سخت و دشوار. در آن روز كه پرده از كار شما برداشته شود، و كيفرى كه در انتظار شماست ، آشكار گردد و عذابى را كه خداى تعالى براى شما آماده كرده كه گمان آنرا نداشته ايد، بر شما نمايان گردد، و در آن روز است كه اهل باطل دچار زيان و خسران مى گردد(133)
خطبه پنجم :د- دفاع و مبارزه حديث 64
خ : سوم : از خودگذشتگى و ايثار فاطمه
1- مهمان نوازى فاطمه
مرد گرسنه اى در مسجد مدينه بپا خاست و گفت ، اى مسلمانان ! از گرسنگى به تنگ آمده ام ، مرا مهمان كنيد. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: چه كسى اين مرد را امشب مهمان مى كند؟
حضرت على (عليه السلام ) فرمود، من يا رسول الله !
كمى بعد وارد منزل شد و از فاطمه زهرا عليها السلام پرسيد: آيا غذايى در منزل داريم ؟ مهمان گرسنه آورده ام .
حضرت زهرا سلام الله عليها ايثارگرانه فرمود:
حديث 61 :
فقالت : ما عندنا الا قوت الصبيه و لكنا نؤ ثر به ضيفنا(134)
(در خانه ما غذايى نيست ، مگر به اندازه خوراك دختر بچه
اما امشب ايثار مى نماييم و گرسنگى را تحمل مى كنيم
و همين مقدار غذا را به مهمان مى بخشيم (135)
2- از خود گذشتگى و ايثار فاطمه عليها السلام
عرب تازه مسلمانى در مسجد مدينه از مردم كمك خواست ، پيامبر صلى الله عليه و آله باصحاب خود نگريست .
سلمان فارسى برخاست
تا نياز آن بيچاره را بر طرف سازد
هر جا رفت با دست خالى برگشت .
با نااميدى به طرف مسجد مى آمد كه چشمش به منزل حضرت زهرا عليها السلام افتاد، با خود گفت :
فاطمه عليها السلام سرچشمه نيكوكارى است
درب خانه را كوبيد، و داستان عرب مستمند را شرح داد.
حديث 62
قالت : يا سلمان والذى بعث محمدا بالحق نبيا ان لنا ثلاثا ما طعمنا و ان الحسن و الحسين قد اضطربا على من شده الجوع ثم رقدا كانهما فرخان منتوفان و لكن لا ارد الخير اذا نزل الخير ببابى
(اى سلمان ! سوگند به خداوندى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى برگزيد، سه روز است كه غذا نخورده ايم ، و فرزندانم حسن و حسين عليهماالسلام از شدت گرسنگى بى قرارى مى كردند و خسته و مانده به خواب رفته اند.
اما من ، نيكى و نيكوكارى را كه در خانه مرا كوبيده است ، رد نمى كنم )
آن گاه پيراهن خود را به مسلمان داد تا در مغازه شمعون يهودى گرو گذاشته ، مقدارى خرما و جو قرض بگيرد.
سلمان فارسى مى گويد: پس از دريافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه عليها السلام آمدم و گفتم : دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ! مقدارى از اين غذاها را براى فرزندان گرسنه ات بردار پاسخ داد:
حديث 63 :
قالت : يا سلمان هذا شى ء امضيناه لله عزوجل لسنا ناخذ منه شيئا(136)
(اى سلمان ! اين كار را فقط براى خداى بزرگ انجام داديم و هرگز از آن چيزى برنمى داريم .(137))
خ : چهارم : خوشروئى : د- روابط اجتماعى ، حديث 84
اول : دعوت مردم به قيام م - مبارزات سياسى و - وصيت هاى سياسى و د-دفاع
دوم : دفاع و مبارزه حضرت فاطمه عليها السلام
1- دفاع در برابر هجوم گستاخانه به منزل اميرالمؤ منين (عليه السلام )
پس از ماجراى سقيفه ، و سرپيچى عده اى از بيعت با ابوبكر، براى آن كه به خيال خودشان مركز تجمع مخالفان را مورد تهديد قرار دهند، به خانه امام يورش آوردند، عمر و قنفذ، و طرفداران آنها تهديد كردند، اگر امام على (عليه السلام ) براى بيعت به مسجد بيرون نيايد، خانه را آتش ‍ مى زنيم !!
حضرت زهرا عليها السلام در دفاع از امام ، در برابر مهاجمان فرمود:
حديث 64 :
قالت : ايها الضالون المكذبون ماذا تقولون ؟ واى شى ء تريدون ؟
يا عمر اما تتقى الله ؟ تدخل على بيتى ؟ ابحزبك الشيطان تخوفنى ؟ و كان حزب الشيطان ضعيفا
ويحك !ما هذه الجراه على الله و على رسوله ؟ تريد ان تقطع نسله من الدنيا و تفنيه و تطفى ء نور الله ؟ ((والله متم نوره (138))) وانتهاره لها
طغيانك يا عمر اخرجنى ، والزمك الحجه و كل ضال غوى
اما و الله يابن الخطاب لولا اءنى اكره ان يصيب البلاء من لا ذنب له لعلمت انى ساقسم على الله ثم اجده سريع الاجابه
يا ابتاه يا رسول الله هكذا كان يفعل بحبيبتك وابنتك ؟
آه يا فضه اليك فخذينى فقد والله قتل ما فى احشائى من حمل (139)
(شما اى گمراهان و دروغگويان ! چه مى گوييد و چه مى خواهيد؟
اى عمر!آيا از خدا پروا ندارى ؟ اين گونه مى خواهى وارد خانه من شوى ؟
آيا با حزبت كه حزب شيطان است ، مرا مى ترسانى در حالى كه حزب شيطان ناتوان است ! واى بر تو! اين چه جراءت و جسارتى است كه بر خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله او دارى ؟ آيا مى خواهى دودمان پيامبر را نابود كنى ؟ و نور خدا را خاموش ؟ آ