ن مكن .
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ داد:
حديث 72 :
فقالت : يا سلمان ! يريدون قتل على و ما على على صبر فدعنى حتى آتى قبر ابى فانشرن شعرى ، و اشق جيبى و اصيح الى ربى (154)
(اى سلمان ! آنها قصد جان على (عليه السلام ) را دارند، و من در شهادت على (عليه السلام ) نمى توانم صبر كنم ، صبرم تمام شده ، مرا به حال خود بگذار تا كنار قبر پدرم بروم ، موهايم را پريشان نمايم گريبان چاك دهم ، و به درگاه خدا ناله سر دهم .(155))
سلمان فارسى كه فاطمه عليها السلام را براى ناله و نفرين مصمم يافت ، گفت : امام على (عليه السلام ) مرا فرستاد و فرمود كه به شما بگويم :
(فاطمه به خانه بازگرديد و از ناله و نفرين خوددارى كنيد)
وقتى حضرت زهرا عليها السلام پيام امام را شنيد فرمود:
حديث 73 :
قلت : اذا ارجع و اصبر و اسمع له و اطيع (156)
(حال كه شوهرم و امام من ، فرمان داده كه به خانه بازگردم ،) مى روم و صبر مى كنم و سخن آن بزرگوار را مى پذيرم و از او اطاعت مى كنم .(157))
6- دفاع تا رهايى و سلامت امام (عليه السلام )
آنگاه كه سلمان فارسى از يگانه دخت پيامبر خواست تا دست از نفرين و ناله بردارد، و به خانه بازگردد، فرمود:
حديث 74
قالت : ويلهم يا سلمان ! يريدون ان يوتموا ولدى الحسنين فوالله يا سلمان ! لا اخلى عن باب المسجد حتى ارى ابن عمى سالما بعينى (158 )
(واى بر آنان اى سلمان ! آنها مى خواهند دو فرزند من حسن و حسين (عليهم السلام ) را يتيم و بى سرپرست نمايند، اى سلمان ! سوگند به خدا از درب مسجد مدينه پا بيرون نمى گذارم تا آن كه پسر عمويى خود را با چشمان خودم ، (رها شده ) و سالم مشاهده نمايم .(159))
و پس از لحظاتى چند كه در ميان سكوت و اندوه و شگفتى حاضران ، مهاجمين دست از امام كشيدند و امام على (عليه السلام ) تنها و مظلوم از مسجد مدينه بيرون آمده راه خانه را در پيش گرفت ، حضرت زهرا عليها السلام به شوهر معصوم خود نگريست و فرمود:
حديث 75 :
قالت : روحى لروحك الفداء و نفسى لنفسك الوقاء يا اباالحسن ! ان كنت فى خير كنت معك و ان كنت فى شر كنت معك
(على جان ، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، يا اباالحسن ! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خير و نيكى بسر مى برى با تو خواهم زيست و يا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى ، باز هم با تو خواهم بود.(160))
7- دفاع از اموال خويش : ف - فدك
سوم : دعاهاى حضرت زهرا (عليها السلام )
براى آگاهى از دعاهاى حضرت فاطمه عليها السلام به كتاب صحيفه فاطميه مراجعه شود، كه در اين فصل تنها به ارزش دعا و هدفدارى دعا از ديدگاه حضرت زهرا عليها السلام اشاره مى گردد.
1- دعا براى گناهكاران امت
اسماء، همسر جعفر طيار نقل مى كند كه :
در لحظه هاى پايانى زندگانى حضرت زهرا عليها السلام متوجه آن بزرگ زنان عالم بودم
ابتدا غسل كرد و لباسها را تغيير داد و در خانه مشغول راز و نياز با خدا شد.
جلو رفتم ، فاطمه عليها السلام را ديدم كه رو به قبله نشسته ، و دستها را به سوى آسمان برآورده ، چنين دعا مى كند:
حديث 76 :
قالت : الهى و سيدى اسئلك بالذين اصطفيتهم و ببكاء ولدى فى مفارقتى ، ان تغفر لعصاه شيعتى و شيعه ذريتى
(پروردگارا! بزرگا! به حق پيامبرانى كه آنها را برگزيدى و به گريه هاى حسن و حسين در فراق من ، از تو مى خواهم از گناهكاران شيعيان من و شيعيان فرزندان من درگذرى (161))
2- دعا براى همسايگان
امام حسن مجتبى (عليه السلام ) مادر را ديد كه همواره براى همسايگان ، برادران اسلامى ، و مردم مسلمان دعا مى كند، گفت :
مادر جان چرا براى خودت دعا نمى كنى ؟
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ داد:
حديث 77 :
قالت : الجار ثم الدار(162)
(پسرم !اول همسايه ، سپس خانه خود(163))
3- توجه به دعا حتى در هنگامه غم از دست دادن پدر
پس از وفات درد آلود رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله ، زنان بنى هاشم در منزل آن حضرت اجتماع كردند و نوحه و زارى مى نمودند.
حضرت زهرا عليها السلام همگان را به دعا سفارش فرمود:
حديث 78 :
قالت : اتركن التعداد و عليكن بالدعا(164)
(دست از شمارش افتخارات برداريد و به دعا و عبادت بپردازيد(165))
4- تقاضاى دعا براى شفاى امام حسن (عليه السلام )
امام حسن (عليه السلام ) مريض شد و درد و بى تابى آن بزرگوار بالا گرفت ، حضرت زهرا (عليها السلام ) فرزند عزيزش را خدمت رسول خدا برده فرمود:
حديث 79 :
قالت : يا رسول الله ادع الله لابنك ان يشفيه
(اى رسول خدا! پروردگارت را بخوان تا فرزندت را شفا دهد(166))
5- ارزش و اهميت دعا
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود، دخترم :
آيا دوست دارى دعايى را به تو بياموزم كه هيچ كس آن را نمى خواند مگر آنكه خواسته هاى او تحقق پذيرد؟
در پاسخ پدر فرمود:
حديث 80 :
قالت : يا ابه لهذا احب الى من الدنيا و ما فيها
(پدر جان ، چنين دعايى از دنيا و آنچه در آن است ، نزد من محبوب تر است (167))
6- دعاى معروف حضرت زهرا (عليها السلام )
سلمان فارسى نقل مى كند:
حضرت زهرا عليها السلام پس از ملاقات با حوريان بهشتى ، از خرماى خوش بويى كه به آن حضرت تقديم داشتند، مقدارى به من عطا فرمود، كه در شهر مدينه با هر يك از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ملاقات كردم . مى گفت :
چه عطر دلنشينى ؟ آيا مشك ناب با خود دارى ؟
اين ماجراى شگفتى آور را براى حضرت فاطمه عليها السلام بازگو نمودم ، در حالى كه متبسم و خوشحال بود فرمود:
اين خرماى معطر بهشتى از درختى است كه براى يكى از دعاهاى من آفريده شد
و من آن را از رسول خدا صلى الله عليه و آله آموختم
و آن دعا اين است :
بسم الله النور
بسم الله الذى يقول للشى ء كن فيكون
بسم الله الذى يعلم خائنة الاعين و ما تخفى الصدور
بسم الله الذى خلق النور من النور
بسم الله الذى هو بالمعروف مذكور
بسم الله الذى انزل النور على الطور بقدر مقدور، فى كتاب مسطور على نبى محبور(168)
(بنام خداى نور
بنام خدايى كه به هر چيز مى گويد: باش ، پس مى باشد
بنام خدايى كه چشمها و نگاههاى پنهان و راز سينه ها را مى داند
بنام خدايى كه نور را از نور آفريد
بنام خدايى كه به نيكى ياد مى شود
بنام آن كه نور را بر كوه طور نازل كرد
به اندازه اى معين
در نوشته اى بر پيامبرى عظيم )
7- دعاى بعدازظهر روز جمعه
حضرت زهرا عليها السلام نسبت به دعاى روز جمعه از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل فرمود كه :
حديث 82 :
قالت : ان فى الجمعه لساعه لا يوافقها رجل مسلم يسال الله عزوجل فيها خيرا الا اعطاه اياه
فقلت يا رسول الله اى ساعه هى ؟
قال اذا تولى نصف عين الشمس للغروب (169)
(در روز جمعه ساعتى است كه هر خواسته خير و نيكوئى در آن ساعت به اجابت مى رسد. پرسيدم يا رسول الله ! كدام ساعت است . فرمود: آنگاه كه نصف قرص خورشيد در افق پنهان شود)
از آن پس حضرت زهرا عليها السلام در اين ساعت از غروب جمعه در دعا و خير خواهى مسلمانان همت مى نمود و فردى را مى گماشت تا غروب خورشيد را به او اطلاع دهد(170)
چهارم : دنيا و دنيازدگى
1- ترك دنياپرستى
حضرت زهرا عليها السلام فرمودند:
حديث 83 :
قالت : انى لا احب الدنيا
(من دنياى ((دنياپرستان )) را دوست ندارم (171))
حديث 58/1
2- والاتر ا