سرت و اندوه ، گريه و نوحه خواهم كرد، بر آن محبوبى كه رفت و راهم را روشن ساخت .
3- الا! اى ديده ! ياريم كن (تا بگريم )، چرا كه اندوهم پيوسته است و بر دوستم مى گريم (217))
هشتم : اشك هاى بى قرار
پس از دفن پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله يگانه دخت رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار قبر پدر از اندوه جانكاه پايدار سخن گفت و فرمود:
حديث 114 :
1-امسى بخدى للدموع رسوم 	  	اسفا عليك و فى الفواد كلوم
2-والصبر يحسن فى المواطن كلها 	  	الا عليك فاءنه معدوم
3-لا عتب فى حزنى عليك لو انه 	  	كان البكاء لمقلتى يدوم (218)
1- (در اندوه سوگ تو، بخاطر اشك فراوان بر چهره ام نشانه و بر قلبم جراحت است . اى واى از مرگ تو!
2- شكيبايى در هر جا شايسته است ، مگر بر تو كه صبرى نيست
3- بر اندوه من در سوگ تو ملامتى نيست ، اگر گريه بر مردمك چشمم تداوم مى يافت (219))
نهم : غم بى پايان !
ورقه بن عبدالله ازدى از حضرت فضه نقل مى كند كه فاطمه زهرا عليها السلام روزى بر سر قبر اندوهگين نشست ، و اينگونه نوحه سر داد:
حديث 115 :
1- ان حزنى عليك حزن جديد 	  	و فوادى الله صب عتيد
2- كل يوم يزيد فيه شجونى 	  	واكتئابى عليك ليس يبيد
3- جل خطبى فبان عنى عزائى 	  	فبكائى فى كل وقت جديد
4- ان قلبا عليك يالف صبرا 	  	او عزاء فاءنه لجليد
1- اندوه من (پيوسته ) بر تو تازه است ، و قلب من به خدا سوگند عاشقى سرسخت است
2- هر روز حزن و اندوه من (بر پدرم ) تازه مى شود و نياز من براى تو هرگز از بين نمى رود
3- فاجعه از دست دادنت بسى بزرگ است و سوگوارى ام آشكار گشته (و تسلى و بردبارى از من دور شده ) پس گريه ام هر دو تازه است
4- دلى كه در عزا و مصيبت تو صبور باشد، يا تسليت پذيرد، همانا بسيار شكيبا و پر طاقت است (220)
سوم : شكوه هاى درد آلود و افشاگرانه
1- شكوه از غصب امامت
از حضرت امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود:
حضرت فاطمه (عليه السلام ) از امت ساكت و بى تفاوت ، و از ابوبكر و عمر، در پيش پروردگار خود، شكوه ها مطرح مى كرد، و در حالى كه اشكهاى او جارى بود، مى فرمود:
حديث 116 :
قالت : اللهم اليك نشكو فقد نبيك و رسولك و صفيك وارتداد امته علينا، و منعهم ايانا حقنا الذى جعلته لنا فى كتابك المنزل على نبيك المرسل (221)
(پروردگارا! بسوى تو شكايت مى كنم ، اندوه از دست دادن پيامبر و فرستاده و برگزيده ات را. و به تو شكايت مى كنم از ارتداد امت پيامبر صلى الله عليه و آله و اين كه حق ما را از ما بازداشتند، همان حق ((ولايت و رهبرى )) را كه در قرآن كريم ، خود بر پيامبر اسلام نازل فرمودى (222))
2- شكوه از خيانت منافقان كينه توز
ام سلمه مى گويد: خدمت حضرت زهرا عليها السلام رسيدم و پرسيدم :
اى دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح كردى ؟ حالت چگونه است ؟
فرمود:
حديث 117 :
قالت : اصبحت بين كمد و كرب ، فقد النبى و ظلم الوصى ، هتك والله حجابه من اصبحت امامته مقتصه على غير ما شرع الله فى التنزيل ، و سنها النبى فى التاويل ، ولكنها احقاد بدريه و ترات احديه كانت عليها قلوب النفاق محتمله لامكان الوشاة
فلما استهدف الامر ارسلت علينا شابيب الاثار من مخيله الشقاق ، فيقطع و ترالايمان من قسى صدورها، و لبئس على ما وعد الله من حفظ الرساله و كفاله المومنين
احرزوا عائدتهم غرور الدنيا بعد انتصار ممن فتك بآبائهم فى مواطن الكروب و منازل الشهادات
(صبح كردم در ميان حزن شديد و اندوه عظيم ، در حالى كه پيامبر از دست رفته ، و وصى او مظلوم واقع شده است . سوگند بخدا، حشمت و عظمت آن كس دريده و نابود شد كه بر خلاف حكم خدا در قرآن ، و سنت و سفارش پيامبر اسلام در تاويل و تفسير قرآن ، حق امام او را غصب كردند و به ديگران سپردند. اين گونه برخوردهاى خصمانه ، از كينه توزيهاى جنگ بدر و خونخواهى كشتگانشان در جنگ احد است كه در درون قلب نفاق آميز و انديشه فتنه انگيزشان پنهان بوده است و تا كنون جرات اظهار آن را نداشتند تا در آن هنگام كه حكومت الهى بازيچه دست قدرت طلبان گرديد و امام به حق ، منزوى شد، آتش كينه هاى ديرينه شان زبانه كشيد و باران مصيبتها و مشكلات را بر ما فرو ريختند، و رشته هاى ايمان را دريدند و نسبت به وعده هاى الهى در حفظ و پاسدارى از رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله و دفاع از پرهيزكاران و مومنان چه زشت ، عمل كردند.
اما افسوس كه در جهت انتقام گرفتن از پدران (مشرك و منافق ) خود كه در جنگ هاى اسلامى (عليه السلام ) جنگيدند، كشته شدند به دنيا روى آوردند، (و فريب دنيا را خوردند(223))
3- شكوه ها و آرزوى مرگ
درباره شكوه ها و غمهاى جانكاه حضرت زهرا عليها السلام پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله به اصحاب خويش خبر داد و فرمود:
دختر آنچنان در امواج بلاها و مصيبتها، غمناك و نگران مى شود كه دست به دعا برداشته ، از خدا آرزوى مرگ و شهادت مى كند و مى گويد:
حديث 118 :
يا رب انى قد سئمت الحياه و تبرمت باهل الدنيا فالحقنى بابى الهى عجل وفاتى سريعا
(پرودگارا! از زندگى خسته و روى گردان شده ام و از بندگان دنيا، بلاها و مصيبتهاى ناگوار ديدم ، خدايا! مرا به پدرم (رسول خدا) متصل گردان و مرگ مرا زود برسان (224)
4- شكوه ها
ف - فدك ، حديث شماره 153 و 159 و 160
م - مبارزات سياسى
ح - حوريان بهشتى ، حديث 54 شكوه از سلمان فارسى
چهارم : شفاعت فاطمه عليها السلام
حضرت زهرا عليها السلام درباره شفاعت از گنهكاران امت فرمود:
حديث 119 :
قالت : اذا حشرت يوم القيامه اشفع عصاة امة النبى صلى الله عليه و آله
(آنگاه كه در روز قيامت برانگيخته شوم ، از گنهكاران امت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شفاعت خواهم كرد(225)
ى - يارى و كمك به شيعيان حديث 211
پنجم : صفات شيعيان و پيروان اهل بيت (عليه السلام )
يكى از پيروان اهل بيت (عليه السلام ) در شهر مدينه همسرش را خدمت حضرت زهرا عليها السلام فرستاد، تا بپرسد، آيا شوهرم از شيعيان شما مى باشد يا نه ؟
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ كلى داد و فرمود:
حديث 120:
قالت : ان كنت تعمل بما امرناك و تنتهى عما زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا
(اگر به آن چه به شما امر مى كنيم ، عمل مى كنى و از آن چه شما را برحذر مى داريم ، دورى مى كنى از شيعيان مايى والا هرگز!!)
آن شخص پس از شنيدن پاسخى كلى ، مضطرب شد و با توجه به ضعفها و سستى هاى خود گفت : واى بر من كه هميشه در آتش جهنم خواهم بود، همسرش نگرانى و زارى او را با سخنان مطرح شده ، خدمت حضرت زهرا عليها السلام بازگو نمود.
حضرت فاطمه عليها السلام پاسخ داد:
حديث 121 :
قالت : قولى له : ليس هكذا
شيعتنا من خيار اهل الجنه ، و كل محبينا و موالى اوليائنا و معادى اعدائنا، والمسلم بقلبه و لسانه لنا
ليسوا من شيعتنا اذا خالفوا اوامرنا و نواهينا فى سائر الموبقات ، و هم مع ذلك فى الجنه
و لكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا و الرزايا
اوفى عرصات القيامه بانواع شدائدها
اوفى الطبق الاعلى من جهنم بعذا بها الى ان نستنقذهم بحبنا و ننقلهم اءلى حضرتنا
(از من ) به همسرت بگو چنين نيست (كه او قضاوت كرده است ) شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دو