ى
قال جابر، فيه اثنا عشر اسماء قلت اسماء من هولاء؟
قالت : هذه اسماء الاوصياء اولهم ابن عمى و احد عشر من ولدى آخرهم القائم (عليه السلام )
قال جابر: فرايت فيها محمدا فى ثلاثه مواضع و عليا فى اربعه مواضع
(اين كتابى است كه خدا آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله اهدا فرمود: در اين كتاب نام پدرم و شوهرم و اسم دو فرزندم و امامانى كه همه از فرزندان من مى باشند وجود دارد، رسول خدا آن را به من عطاء فرمود، تا خوشحالم كند.
جابر گفت : دوازده نامى كه در اين كتاب است چه كسانى مى باشند؟
فرمود:
(اين نام هاى جانشينان پيامبر، اول آنها على (عليه السلام ) و يازده نفر ديگر كه همه از نسل من مى باشد و آخرين آنها حضرت قائم (عليه السلام ) است (236))
راه مصرف صدقات ، حديث 142
صله رحم ، حديث 57
صبر و بردبارى فاطمه عليها السلام ، حديث 162
اول : عبادت فاطمه عليها السلام
ع - عرفان فاطمه عليها السلام از زبان على (عليه السلام )، حديث 130
الف - اخلاص در عبادت ، حديث 6
الف - شب ازدواج ، حديث 12 و 130
دوم : عرفان فاطمه عليها السلام
1- خداشناسى فاطمه عليها السلام خ - خداشناسى
2- ترك دنيا پرستى د- دنيا و دنيازدگى
3- نزول ملائكه و سلام فاطمه م - معجزات و كرامات ، ح 197 و 198 و 196
4- شكر در مشكلات و سختيها ز- ساده زيستى و كار روزانه ، حديث 88
5- خداگرائى قبل از تولد
در آن روزهاى سخت و مصيبت بار آغاز بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه از هر طرف ، فشارهاى اقتصادى و اجتماعى و روانى به خانواده پيامبر صلى الله عليه و آله تحميل مى شد، و دروغگويان بى پروا و بت پرستان بى ايمان ، دعوت الهى رسول خدا را تكذيب مى نمودند، حضرت خديجه نگران آينده و تنهائى پيامبر صلى الله عليه و آله ، و نيز نگران مصيبت ها و چگونگى مقابله با انواع تهاجمات قريش بود.
او، دلتنگ و مضطرب نشسته بود كه صداى دلنوازى او را آرامش بخشيد، فاطمه زهرا عليها السلام در شكم مادر، به دلدارى مادر پرداخت و فرمود:
حديث 129 :
قالت : يا اماه لا تحزنى و لا ترهبى فان الله مع ابى
(مادر جان ! اندوهگين و مضطرب نباش زيرا پروردگار جهانيان يار و ياور پدرم (رسول الله صلى الله عليه و آله مى باشد(237))
6- خداگرائى فاطمه عليها السلام در سنين كودكى
روزى كه حضرت خديجه عليها السلام از دنيا رفت ، حضرت زهرا عليها السلام به دور پدر مى چرخيد و مى پرسيد:
حديث 130 :
قالت : يا ابه اين امى
(پدر جان ، مادرم كجاست ؟)
جبرئيل (عليه السلام ) فرمود: يا رسول الله ! سلام ما را به فاطمه برسان ، و به او اطلاع بده كه مادرش خديجه در خانه هاى بهشتى با آسيه و مريم زندگى مى كند.
قالت : ان الله هو السلام و منه السلام و اليه السلام (238)
(بدرستى كه خدا حقيقت اسلام است و از اوست سلام و سلام به سوى اوست (239)
7- عرفان فاطمه از زبان على (عليه السلام )
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پس از ازدواج حضرت على (عليه السلام ) و فاطمه عليها السلام ، و سپرى شدن مراسم عروسى ، ابتدا از على (عليه السلام ) پرسيد: همسرت فاطمه عليها السلام را چگونه يافتى ؟
امام پاسخ داد:
نعم العون على طاعه الله
(خوب يار و ياورى است در اطاعت كردن از خدا)
سپس از دخترش پرسيدند: شوهرت را چگونه يافتى ؟ فرمود:
حديث 131 :
قالت : خير بعل
(بهترين شوهر است (240))
سوم : ارزش علم و عالم اسلامى
1- ارزش پرسش و پاسخ
امام على (عليه السلام ) نقل كرد كه روزى يكى از زنان مدينه خدمت زهرا عليها السلام رسيد و گفت :
مادر پيرى دارم كه در مسائل نماز سوالاتى دارد، و مرا فرستاده است تا مسائل شرعى نماز را از شما بپرسم
حضرت زهرا عليها السلام فرمود: بپرس .
و آنگاه مسائل فراوانى مطرح كرد و پاسخ شنيد
در ادامه پرسشها، آن زن خجالت كشيد و گفت :
اى دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ! بيش از اين نبايد شما را به زحمت اندازم حضرت فاطمه عليها السلام فرمود:
حديث : 132
قالت : هاتى وسلى عما بدا لك ، ارايت من اكترى يوما يصعد الى سطح بحمل ثقيل و كراه ماءة الف دينار يثقل عليه ؟
قالت : لا
فقالت : اكتريت انا بكل مساله باكثر من مل ء ما بين الثرى الى العرش لؤ لؤ ا فاحرى ان لا يثقل على (241)
(باز هم بيا و آن چه سوال دارى بپرس ، آيا اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را به بام ببرد و در مقابل صد هزار دينار طلا مزد بگيرد، چنين كارى براى او دشوار است ؟
گفت : خير، حضرت ادامه داد:
من هر مساله اى را كه پاسخ مى دهم ، بيش از فاصله بين زمين و عرش گوهر و لؤ لؤ پاداش مى گيرم ، پس سزاوارتر است كه بر من سنگين نيايد(242))
2- ارزشمندى يك حديث
شخصى از مومنين مدينه روايتى را از حضرت زهرا عليها السلام درخواست نمود، حضرت به فضه فرمود، آن روايت را كه بر كاغذى نوشته شده است بياور، پس از جستجوى فراوان اطلاع داد كه روايت مورد نظر گم شده است ، حضرت زهرا عليها السلام ناراحت شده فرمود:
حديث 133 :
ويحك اطلبيها فانها تعدل عندى حسنا و حسينا(243)
(واى بر تو، بگرد و پيدا كن ، زيرا ارزش معنوى اين حديث نزد من برابر با ارزش حسن و حسين عليهماالسلام است (244))
با توجه به اين رهنمود ارزشمند، نكات ظريفى نسبت به ارزش علم و تحقيقات اسلامى براى ما روشن مى شود، مانند:
1- حضرت زهرا عليها السلام تمام روايات و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله را مى نوشت .
2- احاديث نوشته شده را طورى نگهدارى مى فرمود كه زود متوجه مى شد، فلان روايت در جاى خود قرار دارد يا نه ؟ (سيستم بايگانى روايات داشت .)
3- آيا در جهان علم مى توان كسى را سراغ داشت كه ارزش يك روايت را با ارزش فرزندانش ، همانند امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) برابر بداند؟
چهارم : علم و آگاهى حضرت زهرا عليها السلام
1- آگاهى از زمان شهادت
الف - روايت اسماء
اسماء بنت عميس ، همسر جعفر طيار مى گويد:
هنگام شهادت حضرت زهرا عليها السلام در كنار او بودم ، به من فرمود:
حديث 134 :
ان جبرئيل اتى النبى لما حضرته الوفاه بكافور من الجنه ، فقسمه اثلاثا، ثلثا لنفسه ، و ثلثا لعلى و ثلثا لى و كان اربعين درهما
فقالت يا اسماء ايتينى ببقيه حنوط والدى فضعيه عند راسى وانتظرينى هنيهة ثم ادعينى فان اجبتك و الا فاعلمى انى قد قدمت على ابى (245)
(هنگام وفات پيامبر صلى الله عليه و آله ، حضرت جبرئيل مقدارى از كافور بهشتى براى رسول خدا آورد پيامبر (صلى الله عليه وآله ) آن را سه قسمت كرد. يك قسمت آن را براى خود برداشت ، و قسمت ديگر آن را براى على (عليه السلام ) و قسمت آخر آن را براى من گذاشت كه (وزن ) آن چهل درهم بود.
اى اسماء آن مقدار كافور را بياور و كنار سرم بگذار، اندكى صبر كن و در انتظار من باش سپس مرا صدا بزن ، اگر جواب تو را ندادم ، بدان كه به پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله ملحق شده ام )
اسماء مى گويد: اندكى صبر كردم و آنگاه فاطمه عليها السلام را صدا زدم ، جوابى نشنيدم ، دانستم كه به ملكوت اعلى پيوسته است .
ب - روايت سلمى
((سلمى ام بنى رافع )) نقل مى كند كه :
در لحظه هاى واپسين زندگانى حضرت زهرا عليها السلام در خدمتش بودم ، آبى براى غسل و شستشوى بدن خواست . فورا آماده كردم . سپس فرمود: لباسهاى ت