رماندگان و مسافران (257))) را بر پيامبر اسلام تلاوت كرد، پدرم فرمود:
((يتيمان و مساكين )) كسانى هستند كه در سايه بارگاه الهى دست بر دامان پيامبر خدا و خاندانش دارند و با فاطمه و فرزندان او زندگى مى كنند در دنيا و آخرت و ((ابن السبيل )) آنهايند كه راه اهل بيت عليها السلام را مى روند)
عمر (با حالت اعتراض ) گفت :
پس خمس و غنائم جنگى و اموال عمومى كشور همه مال شما و پيروان شماست ؟!
پاسخ داد:
(اما باغهاى فدك ، خداوند در قرآن (بخشيدن ) آن را به من و فرزندانم واجب كرده است ، غير از پيروان و شيعيان ما. اما خمس را خداوند براى ما و عموم پيروان و شيعيان ما تقسيم فرموده است ، همان گونه كه در قرآن خوانده مى شود)
(عمر) ديگر بار پرسيد: پس سهم ديگر مهاجرين و انصار و تابعين چيست ؟
فاطمه عليها السلام توضيح داد:
(آنها اگر پيروان و شيعيان ما باشند، از صدقات مشخص شده در كتاب خدا بهره مند مى باشند. خداوند بزرگ و پيامبرش به اين گونه تقسيم اموال عمومى رضايت داده اند كه ميزان بهره بردن از اموال عمومى ، دوستى و اطاعت از خدا و اهل بيت عليهم السلام است نه دشمنى و مخالفت ، و (آگاه باشيد) هر كس با ما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است . هر كس با ما مخالفت كند با خدا مخالفت كرده است و آن كسى كه با خدا دشمنى و مخالفت كند، عذاب دردناك و مجازات شديد از ناحيه خداوند در دنيا و آخرت بر او واجب مى گردد.)
عمر (خود را به بيراهه زده ، پس از شنيدن اينهمه آيات و استدلالهاى روشن قرآنى ) گفت : اى دختر محمد! براى ادعاى خود دليل و مدرك بياور!
حضرت فاطمه عليها السلام جواب داد:
(شما جابر بن عبدالله و جرير بن عبدالله را قبول داريد و سخن آنان را تصديق مى كنيد و از آنها دليل و مدرك نمى خواهيد ((هر چه خواستند و گفتند پذيرفتند و به آنها داديد)) (چه شده است كه از من دليل و بينه مى طلبيد؟) مدرك من در قرآن است (258))
2- مطالبه حق از ابوبكر
حضرت زهرا عليها السلام در مطالبه حق خود نسبت به فدك ، خطاب به ابوبكر فرمود:
قالت : ان رسول الله صلى الله عليه و آله جعل لى فدك فاعطنى اياها
(پيامبر اسلام فدك را براى من قرار داده است فدك را بمن برگردانيد(259))
و در سخنان ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث 144 :
قالت : يا ابابكر لم تمنعنى ميراثى من ابى رسول الله و اخرجت وكيلى من فدك و قد جعلها لى رسول الله صلى الله عليه و آله باءمر الله تعالى (260)
(اى ابوبكر! چرا مانع رسيدن من به ميراث پدرم مى شوى ؟ و كارگزاران مرا از فدك بيرون كردى ؟ در صورتى كه رسول خدا به امر پروردگار فدك را به من بخشيده است (261)
3- كيفيت اعطاى فدك به فاطمه عليها السلام
وقتى آيه ((و آت ذالقربى حقه )) نازل شد، جبرئيل به رسول خدا عرض ‍ كرد:
((اعط فاطمه فدكا))
((يا رسول الله ) فدك را به فاطمه عليها السلام عطا كن )
پيامبر اسلام ، نزول آيه و امر الهى را به فاطمه زهرا عليها السلام ابلاغ فرمود و ادامه داد:
فيمنعوك اياه من بعدى
(دخترم ! فدك مال تو است ، در آن تصرف نما، گرچه مى دانم ، پس از من آن را غصب مى كنند و از دست تو مى گيرند)
حضرت فاطمه عليها السلام فرمود:
حديث 145 :
قالت : لست احدث فيها حدثا و انت حى
انت اولى بى من نفسى و مالى لك ... انفذ فيها امرك
(اى رسول خدا) تا زنده اى من هرگز در (باغات ) فدك تصرفى نخواهم كرد. تو بر من سزاوارترى و اموال من ، مال تو است ، اما براى اثبات حق من در فدك ، مدرك و سند آن را محكم و استوار فرما)
آنگاه رسول گرامى صلى الله عليه و آله مردم را منزل خويش جمع كرد و حكم الهى را به همگان ارائه فرمود.(262)
4- سند فدك را پيامبر صلى الله عليه و آله نوشت
امام باقر (عليه السلام ) نقل فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه ((ذى القربى )) فاطمه زهرا را طلبيد و سند فدك را به اسم آن حضرت نوشت كه پس از غصب فدك ، آن را به ابوبكر نشان داد و فرمود:
حديث 146 :
قالت : هذا كتاب رسول الله صلى الله عليه و آله لى و لابنى (263)
(اين نامه را رسول خدا صلى الله عليه و آله براى من و فرزندانم نوشته است )
5- بشارت اعطاى فدك به فاطمه و فرزندان فاطمه عليها السلام
انس بن مالك نقل مى كند:
حضرت زهرا عليها السلام پس از غصب باغهاى فدك خطاب به ابوبكر فرمود:
حديث 147 :
قالت : لقد علمت الذى ظلمتنا عنه اهل البيت من الصدقات و ما افاء الله علينا من الغنائم فى القرآن سهم ذوى القربى
((واعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول و لذى القربى (264)))
قال ابوبكر: يسلم اليكم كاملا؟
قالت : افلك هو؟ و لا قربائك ؟
قال ابوبكر: اصرف فى مصالح المسلمين
قالت : ليس هذا حكم الله تعالى ان رسول الله صلى الله عليه و آله لم يعهد الى فى ذلك بشى ء الا انى سمعته يقول لما انزلت هذه الآية ((واعلموا انما غنمتم ...))
ابشروا آل محمد فقد جاءكم الغنى (265)
قال ابوبكر: لم يبلغ علمى من هذه الايه ان اسلم اليكم هذا السهم كله كاملا
(اى ابوبكر!) تو مى شناسى و مى دانى كه حق ما اهل بيت غصب شده است حقى كه از صدقات و غنائم داريم كه خداوند در آيه مربوط به غنائم و مصرف خمس آن را توضيح داده است
((اگر بخدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان كه دو گروه بهم رسيدند، نازل كرديم ، ايمان آورده ايد، بدانيد هرگاه چيزى را به غنيمت گرفتيد، خمس آن براى خداوند و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است ))
ابوبكر گفت : آيا فدك را بطور كامل بايد تسليم شما كنم و (مال شماست ؟)
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ داد:
(آيا فدك مال تو است ؟ و يا به نزديكان تو اختصاص دارد؟)
ابوبكر گفت : من آن را در رابطه با مصالح مسلمين خرج مى كنم .
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
(اين حكم الهى نيست (كه اموال مشخص مردم را تصاحب كنى ) و پدرم رسول خدا چنين دستورى بما نداده است . در صورتى كه از پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه 41 انفال شنيدم كه فرمود: بشارت باد اى فرزندان محمد صلى الله عليه و آله كه مايه غنا و بى نيازى شما رسيده است )
ابوبكر كه ديگر عذرى نمى توانست بياورد، به تفسير شخصى خويش ‍ متوسل شد و گفت :
علم من اجازه نمى دهد كه طبق اين آيه ، فدك را تماما به شما تحويل دهم (266)
جاى بسى شگفتى است ، رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله پس از نزول همين آيه ، فدك را به فاطمه عليها السلام مى بخشد، اما علم ابوبكر برابر قرآن و فرمان الهى و عمل رسول خدا صلى الله عليه و آله اجازه نمى دهد تا دست از غصب فدك بردارد؟!
دوم : فدك ميراث پيامبر و اموال فاطمه عليها السلام است
1- مطالبه ميراث پيامبر صلى الله عليه و آله
جابربن عبدالله انصارى نقل مى كند كه حضرت زهرا عليها السلام پس از غصب فدك به ابوبكر فرمود:
حديث 148 :
قالت : اعطنى ميراثى من ابى رسول الله صلى الله عليه و آله
(ميراث پدرم را به من بازگردان . )
ابوبكر گفت : پيامبر ارث نمى گذارد. ((النبى لا يورث ))
فقالت : الم يرث سليمان داود؟
(آيا سليمان (پيغمبر) از داوود پيغمبر ارث نبرده است ؟(267))
ابوبكر عصبانى شد و پاسخ داد: ((پيامبر ارث نمى گذارد))
فقالت : الم يقل زكريا فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب ؟(268)
(آي