ندان او را يارى و از آنان دفاع كنى همچنان كه از خود و خاندان خود دفاع مى كنى .
بدرستى كه ابوبكر حق مرا در فدك غصب كرده است و وكيل و كارگران مرا اخراج نموده است (288))
3- آگاهى از پيمان شكنى مخالفان ولايت
در همان لحظه هاى آغازين اعلام ولايت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در غدير خم ، و تحقق بيعت عمومى براى ولايت ، حضرت زهرا عليها السلام از پيمان شكنى ، و دوروئى مخالفان غدير، آگاهى داشت
آنگاه كه حارث بن نعمان مخالفت كرد و گفت :
خدايا اگر ولايت على (عليه السلام ) بحق از طرف تو اعلام شد سنگى بر من فرود آيد و به زندگى من خاتمه دهد
كه فورا عذاب الهى رسيد، و سنگى از آسمان فرود آمد و او را كشت حضرت زهرا عليها السلام نگاهى معنادار به امام على (عليه السلام ) نمود و فرمود:
حديث 160 :
قالت اتظن يا اباالحسن ان هذا الرجل وحده ؟ والله ما هو الا طليعه قوم لا يلبثون ان يكشفوا عن وجوههم اقنعتها عندما تلوح لهم الفرصه
(اى ابوالحسن ! آيا گمان مى كنى در مخالفت با غدير، اين مرد تنهاست ؟
سوگند به خدا او پيشگام قومى است كه هنوز نقاب چهره اشان فرو نيافتاده است .
و آنگاه كه فرصت بدست آورند مخالفت خود را آشكار خواهند ساخت (289))
على (عليه السلام ) در پاسخ فرمود:
من دستور خدا و پيامبر را انجام مى دهم و بخدا توكل مى كنم كه بهترين يارى دهنده است .
4- سخن رانى افشاگرانه در مسجد
خ - خطبه ها، خطبه حضرت در مسجد حديث 57
پنجم : فضائل فاطمه عليها السلام از كلام پيامبر صلى الله عليه و آله
1- فاطمه عليها السلام بزرگ زن جهانيان
در آخرين لحظه هاى زندگانى پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليها السلام بشدت گريست ، رسول خدا صداى گريه دخترش را شنيد، مطالبى را آهسته به او منتقل فرمود كه فاطمه خنديد، و علت آن را اينگونه توضيح داد كه :
حديث 161 :
قالت : فبكيت بكائى الذى رايت فلما راى حزنى سارنى الثانيه فقال صلى الله عليه و آله : يا فاطمه اما ترضين ان تكونى سيده نساء العالمين ؟
فضحكت (290)
(وقتى حال رسول خدا را آن چنان ديدم ، گريستم گريه اى كه شما ديديد.
وقتى پدرم حزن و اندوه مرا مشاهده فرمود، دوباره با من نجوا كرد و فرمود: اى فاطمه ! آيا راضى و خشنود نيستى كه سيد و بزرگ زنان جهانيان باشى ؟ پس خنديدم (و شاد شدم (291)))
2- فاطمه عليها السلام بزرگ زن بانوان بهشتى
حضرت فاطمه عليها السلام فرمود:
در لحظه هاى آخر زندگانى ، وقتى پدر صداى گريه مرا شنيد، فرمود:
حديث 162 :
يا بنيه انه ليس احد من نساء المسلمين اعظم رزيه منك فلا تكونى من اذنى امراه صبرا انك سيده نساء اهل الجنه (292)
(دختر عزيزم ! هيچ كدام از زنان مسلمانان ارزش و مقام تو را ندارند. پس در صبر و بردبارى همانند كمترين زنان نباش ، زيرا تو سيد و بزرگ زنان بهشتى (293))
ق
اول : قرآن و تلاوت قرآن
1- فضيلت قرائت قرآن
حضرت فاطمه عليها السلام نسبت به تلاوت برخى از سوره هاى قرآن فرمود:
حديث 163 :
قالت : قارى ء الحديد، و اذا وقعت ، والرحمن ، يدعى فى السموات والارض ، ساكن الفردوس
(تلاوت كننده سوره ((حديد و واقعه و الرحمن )) در آسمانها و زمين اهل بهشت خوانده مى شود(294))
2- اشتياق تلاوت قرآن
و در رهنمود ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث 164 :
قالت : حبب الى من دنياكم ثلاث :
تلاوه كتاب الله و النظر فى وجه رسول الله و الاءنفاق فى سبيل الله
(از دنياى شما سه چيز محبوب من است :
1- تلاوت قرآن
2- نگاه به چهره رسول خدا صلى الله عليه و آله
3- انفاق در راه خدا(295))
3- سفارش به خواندن قرآن بر روى قبر خويش
و - وصيت هاى شخصى
دوم قضاوت
مشكل قضاوت ميان كودكان - ت - تربيت كودك حديث 45
سوم : معاد و قيامت
1- ياد قيامت
رسول گرامى اسلام روزى فاطمه عليها السلام را نگران و اندوهگين يافت و پرسيد:
حزن و اندوه تو براى چيست ؟
پاسخ شنيد:
حديث 165 :
قالت : يا ابه ذكرت المحشر و وقوف الناس عراة يوم القيامه ، واسواتاه يومئذ من الله عزوجل (296)
(اى پدر!ياد آوردم روز محشر و توقف مردم را در آن روز، در حالى كه برهنه اند. واى از زشتيها در پيشگاه خداى بزرگ در آن روز(297))
2- ترس از عذاب قيامت -ت - ترس حديث 46ك .گ
گريه هاى مداوم فاطمه عليها السلام
پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و پيش آمدن مشكلات و مصيبتها بر اهل بيت عليهم السلام عزادارى و گريه هاى حضرت زهرا عليها السلام تداوم داشت ، و طبيعى بود كه سران حكومت كودتا، احساس خطر مى كردند.
افرادى را خدمت اميرالمؤ منين فرستادند، تا گريه ها و عزادارى حضرت فاطمه عليها السلام را كنترل نمايد.
و امام على (عليه السلام ) به آن حضرت اطلاع داد كه گروهى آمده اند و مى گويند: فاطمه عليها السلام يا شب گريه كند و يا روز!
حضرت فاطمه عليها السلام جواب داد:
حديث 166 :
قالت : يا اباالحسن ما اقل مكثى بينهم و ما اقرب مغيبى من بين اظهرهم فوالله لا اسكت ليلا و لا نهارا او اءلحق بابى رسول الله صلى الله عليه و آله
(اى اباالحسن ، چقدر اندك است ، ماندن من در ميان مردم و چقدر نزديك است ، زمان پنهان شدن من از جمعشان ! سوگند به خدا هرگز سكوت نمى كنم ، نه در شب و نه در روز، (گريه هاى مداوم را تعطيل نمى نمايم ) تا اين كه به پدرم رسول الله صلى الله عليه و آله ملحق گردم .(298))
حضرت على (عليه السلام ) فرمود: هر طور دوست دارى عمل كن !
و آن گاه جائى را در بقيع بنام ((بيت الاحزان )) براى فاطمه (عليه السلام ) درست كرد تا به عزادارى و گريه هاى خود ادامه دهد(299)
م
اول : حق مالكيت خصوصى
حضرت زهرا عليها السلام نسبت به حق مالكيت خصوصى و احترام به اموال ديگران فرمود:
حديث 167 :
قالت : الرجل احق بصدر دابته و صدر فراشه والصلاه فى منزله الا امام يجتمع الناس عليه (300)
(هر فردى سزاوارتر است به سوارى از اسب خويش ، و اداره خانه و خانواده خويش و نماز خواندن در منزل خويش . مگر فردى كه مردم درخواست نماز جماعت از او داشته باشند(301))
و در كلام ارزشمند ديگرى فرمود:
حديث 168 :
قالت : صاحب الدابه احق بصدرها(302)
(صاحب مركب سزاوارتر است به سوارى از مركب خويش (303))
دوم : انواع مبارزات سياسى
1- يادآورى و هشدار
در برابر گروهى كه مى خواستند، عذر تقصير بياورند و گذشته ها را بگونه اى فراموش نمايند، فرمود:
حديث 169 :
قالت : تعلمون ان عمر جاءنى و حلف لى بالله ان عدتم ليحرقن عليكم البيت ؟(304)
(شما مى دانيد كه عمر پشت درب خانه ما آمد و سوگند ياد كرد كه اگر از بيعت سرپيچى كنم ، خانه را بر سر ما آتش خواهد زد(305))
2- افشاگرى و محكوميت
ابوبكر و عمر، پس از تقويت حكومت خويش و سركوبى مخالفان ، براى جلب افكار عمومى به فكر دلجوئى از حضرت زهرا عليها السلام و جبران اشتباهات گذشته افتادند، و با تلاش فراوان همراه با امام على (عليه السلام ) به خدمت آن يگانه دخت پيامبر رسيدند
سلام كردند. عذرخواهى نمودند كه :
(گذشته ها گذشت و اشتباهاتى تحقق يافت ، به هر حال شما دختر پيامبر رحمت ، بايد گذشته ها را ناديده انگاريد و ما را عفو فرمائيد.)
حضرت زهرا عليها السلام براى آن كه واقعيت ها را به همه انسانها در طول تاريخ بشناسند، و به آنها نيز بفهماند كه هر گذشته اى را نمى ت