پاسخ قاطع را دريافت نمودند كه فرمود:
حديث 176 :
قالت : والله لا اكلمكما من راسى كلمه حتى القى ربى فاشكونكما اليه بما صنعتما به و بى ارتكبتما منى (315)
(سوگند بخدا بعد از اين با شما دو نفر حتى يك كلمه نيز سخن نمى گويم ، تا به ملاقات خدا بشتابم و شكايت شما دو نفر را به خدا مى برم ، و توضيح خواهم داد كه شما با خدا (و دين او) و با من چه كرديد و چه اعمالى را مرتكب شديد(316))
3- اعتصاب در حرف زدن با عمر
پس از تهاجم به منزل على (عليه السلام )، و دفاع شايسته حضرت زهرا عليها السلام و جرات و جسارت عمر در آتش زدن درب منزل ، حضرت فاطمه عليها السلام فرمود:
حديث 177 :
قالت : يا ابابكر ما اسرع ما اغرتم على اهل بيت رسول الله صلى الله عليه و آله ؟ و الله لا اكلم عمر حتى القى الله (317)
(اى ابوبكر! چه زود پنهانى خود را عليه اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله ظاهر كرديد؟ سوگند به خدا تا زنده ام با عمر سخن نخواهم گفت .(318))
4- فلسفه وصيتنامه سياسى حضرت زهرا عليها السلام
همه مى پرسند: چرا قبر فاطمه عليها السلام مخفى است ؟
چرا مراسم كفن و دفن آن يگانه دخت پيامبر صلى الله عليه و آله ، بگونه اى مخفى و پنهان برگزار شده است ؟
چرا مراسم تشييع جنازه و نماز بر پيكر كوثر قرآن ، بدون اطلاع مردم مدينه ، غريبانه برگزار گرديد؟
و پاسخ مى شنود كه : حضرت زهرا عليها السلام خود وصيت كرده بود.
مى پرسيم چرا؟
فلسفه وصيتنامه آن بزرگوار چيست ؟
براى روشن شدن حقايق تاريخى ، و علل و عوامل وصيتنامه سياسى ، در تداوم خط مبارزه منفى حضرت زهرا عليها السلام بايد متن وصيتنامه را بدقت ارزيابى كرد.
حضرت زهرا عليها السلام در كاغذى نوشت كه :
حديث 178 :
لا تصلى على امه نقضت عهد الله و عهد ابى رسول الله صلى الله عليه و آله فى اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) و ظلموا لى حقى واخذوا ارثى و حرقوا صحيفتى التى كتبهالى ابى بملك فدك
و كذبوا شهودى ، و هم والله جبرئيل و ميكائيل و اميرالمؤ منين و ام ايمن وطنت عليهم فى بيوتهم و اميرالمؤ منين يحملنى و معى الحسن و الحسين ليلا و نهارا الى منازلهم ، و اذكرهم بالله و رسوله الا تظلمونا و لا تغصبونا حفنا الذى جعله الله لنا،
فيجيبونا ليلا و يقعدون عن نصرتنا نهارا
فجمعوا الحطب الجزل على بابنا و اتوا بالنار ليحرقوه و يحرقونا... فهذه امه تصلى على ؟!!
(امتى كه عهد و پيمان خدا و پيامبرش را در ولايت و رهبرى على (عليه السلام ) شكستند و ناديده گرفتند، حق ندارند بر پيكر من نماز بگزارند، آنها كه نسبت به حق ما ظالم روا داشتند، وارث مرا آتش كشيدند، آنها كه گواهان و شاهدان مرا تكذيب نمودند، ((سوگند بخدا كه گواهان من حضرت جبرئيل و ميكائيل و اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) و ام ايمن بودند))
آنها كه در روز يارى و حمايت از ما در خانه هاى خود خزيدند و دست از يارى ما كشيدند امام على (عليه السلام ) مرا همراه با حسن و حسين شب و روز براى بيدارى امت غفلت زده به خانه هاى مهاجر و انصار مى برد و من آنها را نسبت به خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و حقوق الهى هشدار مى دادم و مى گفتم :
به ما اهل بيت ظلم روا مداريد، و حق مسلمى را كه خدا به ما بخشيده است ، غصب نكنيد. در تاريكى شب جواب مساعد مى دادند كه شما را يارى مى كنيم ، اما در روز روشن دست از يارى ما برمى داشتند!
تا آن كه به خانه ما هجوم آوردند، و با جمع آورى هيزم فراوان و آتش زدن آن خواستند، خانه را و ما را كه در آن بوديم در آتش بسوزانند.
آيا چنين امتى سزاوار است كه بر من نماز بگزارد؟!(319))
5- نفرين كردن به دشمن - اعلان بيزارى و نفرين به ابوبكر، حديث 71
6- شكوه از ظالمان - ش - شكوه ها
چهارم : مشكلات زندگى
س - ساده زيستى
م معجزات - نزول غذاى بهشتى
1- فاطمه عليها السلام و تحمل گرسنگيها:
الف - شكوه از گرسنگى
پيامبر گرامى اسلام روزى وارد منزل فاطمه عليها السلام شد و فرمود:
دخترم در چه حالى و چگونه زندگى مى كنى ؟
پاسخ شنيد كه :
حديث 179 :
قالت : انى لوجعه و انه ليزيدنى انى مالى طعام آكله .
(درد گرسنگى بى تابم كرده و هر لحظه رو به فزونى است و غذايى ندارم تا رفع گرسنگى كنم .(320))
رسول گرامى اسلام فرمود:
يا بنيه الا ترضين ان تكونى سيده نساء العالمين ؟
(دخترم آيا راضى نيستى كه بزرگ زنان جهانيان باشى ؟)
قالت : يا ابة فاين مريم بنت عمران ؟
فاطمه عليها السلام پرسيد:
(پس حضرت مريم چه مقامى دارد؟)
قال : تلك سيده عالمها و انك سيده نساء العالمين والله زوجتك سيدا فى الدنيا والاخره
فرمود: حضرت مريم بزرگ زن جهان خود بود، و تو بزرگ زنان جهانيان هستى ، سوگند به خدا، تو را همسر كسى قرار داده ام كه در دنيا و آخرت از بزرگ مردان جهان است .(321)
ب - گرسنگى طاقت فرسا
پيامبر اسلام ، يك روز صبح وارد منزل دخترش فاطمه شد، سلام كرد و فرمود: دخترم چگونه صبح كردى ؟
پاسخ شنيد:
حديث 180 :
فقالت : والله اصبحت وجعه وقد اضربى الجاوع (322)
(سوگند به خدا صبح كردم در حالت گرسنگى شديد، بگونه اى كه گرسنگى به من زيان رسانده (و توان جسمى مرا كاسته است (323))
ج - شكوه از فقر و ندارى با پدر
فاطمه عليها السلام مشكلات زندگى و فشار گرسنگى ها را تحمل مى كرد، و هرگز با همسايگان و دوستان راز زندگى خويش را مطرح نمى فرمود، اما هر گاه كاسه صبرش لبريز مى شد، و درد و ضعف گرسنگى تاب و توان او را مى ربود، خدمت پيامبر مى رفت و سفره دل مى گشود. روزى بر پدر وارد شد و عرض كرد:
حديث 181 :
قالت : السلام عليك يا رسول الله
و الله ما اصبح يا نبى الله فى بيت على طعام و لا دخل بين شفتى طعام منذ خمس و لا لنا ثاغيه و لا راغية و لا اصبح فى بيته سفة (324)
(سلام بر تو اى رسول خدا! سوگند به خدا در خانه على (عليه السلام ) 5 روز است كه بدون غذا صبح كرده ام ، و هرگز غذايى را در دهان نگذاشته ام ، نه گوسفندى داريم و نه شترى و نه غذايى و نه آبى (325))
2- تحمل فقر و ندارى
روزى امام على (عليه السلام ) فرمود:
فاطمه جان آيا غذايى موجود است كه بياورى ؟ پاسخ شنيد:
حديث 182 :
قالت : والذى عظم حقك ما كان عندنا منذ ثلاث الا شى ء اثرتك به (326)
(سوگند به خداوندى كه حق و قدر تو را بزرگ شمرد، سه روز است كه غذايى كافى در منزل نداريم و همان مقدار ناچيز خوراكى را به شما بخشيدم و خود گرسنگى را تحمل نمودم .(327))
امام على (عليه السلام ) فرمود: چرا اطلاع ندادى ؟
پاسخ داد:
حديث 183 :
قالت : كان رسول الله صلى الله عليه و آله نهانى ان اسالك شيئا فقال صلى الله عليه و آله لا تسالى ابن عمك شيئا ان جاءك بشى ء عفوا و الا فلا تساليه .(328)
رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا نهى فرمود كه چيزى از تو درخواست نمايم و به من سفارش فرمود: چيزى از پسر عمويت درخواست مكن ، اگر چيزى براى تو آورد بپذير والا تو درخواست چيزى نداشته باش (329))
پس از شنيدن سخنان و مشاهده ايثارگرى فاطمه عليها السلام امام از منزل خارج شد، و با وام گرفتن از دوستان ، مشكلات خانواده را برطرف نمود.
3- تحمل كمبودهاى رفاهى
حضرت زهرا عليها السلام روزى در خدمت پدر از مشكلات زندگى ، و كمبودهاى رفاهى ، سخن به ميان آورد و فر