ود:
حديث 184 :
قالت : انى و ابن عمى مالنا فراش الا جلد كبش ننام عليه بالليل و نعلف عليه ناضحنا بالنهار(330)
(من و پسر عمويم چيزى از وسائل رفاهى نداريم ، مگر پوست گوسفندى كه شب ها بر روى آن مى خوابيم و روزها بر روى آن شتر خود را علف مى دهيم .)
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
يا بنيه اصبرى فان موسى بن عمران اقام مع امراته عشر سنين مالهما فراش الا عباءة قطوانيه
(دخترم عزيزم ! صبر و تحمل داشته باش ، زيرا موسى بن عمران ده سال با همسرش زندگى كرد و فرشى جز يك قطعه عبادى قطوانى نداشتند.(331))
4- تحمل فشارهاى سخت زندگى
الف - وسائل ساده زندگى
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روزى بر دخترش فاطمه عليها السلام وارد شد و از نزديك فشارهاى سخت زندگى را بر خانواده عزيزانش ‍ مشاهده كرد
در حالى كه دخترش را نگران مى ديد، پرسيد:
فاطمه جان در چه حالى بسر مى برى و چرا نگرانى ؟
پاسخ شنيد:
حديث 185 :
قالت : حالنا كماترى فى كساء نصفه تحتنا و نصفه فوقنا(332)
(حال و وضع ما همين است كه مى نگريد. با عبائى زندگى مى كنيم كه نصف آن فرش زير ماست و بر روى آن مى نشينيم و (هم روانداز ما است ) نصف آن را بر روى خود مى كشيم )
ب - شكوه از گرسنگى
و در روايت سليمان بن بريده ، نقل شده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد: دخترم چرا نگران و ناراحتى ؟
در جواب پدر گفت (333)
حديث 186 :
قالت : قله الطعم و كثره الهم و شده السقم (334)
(فشار گرسنگى و كمى طعام و غذا، و فراوانى اندوه و شدت بيمارى و گرفتارى مرا نگران كرده است (335)
5- مشكلات اقتصادى و بچه دارى
الف - همدردى با شوهر
على عليها السلام در يكى از روزهاى گرم شهر مدينه وارد منزل شد و از فاطمه عليها السلام پرسيد: غذائى در منزل موجود است تا رفع گرسنگى نمايم ؟
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ داد:
حديث 187 :
قالت : ما عندنا شى ء واننى منذ يومين اعلل الحسن و الحسين صلى الله عليه و آله (336)
(در خانه چيزى نداريم و من دو روز است كه با بهانه هاى مختلف فرزندانم حسن و حسين عليهماالسلام را بگونه اى سرگرم مى كنم ، تا بيتابى زياد نكنند(337))
ب - درد دل با پدر
روزى ديگر فرزندان فاطمه عليها السلام جد بزرگوارشان را جلوى درب منزل مشاهده كردند.
سوى پيامبر صلى الله عليه و آله ، شتافتند و كمى بعد بر روى دوش رسول خدا جاى گرفتند و زبان به شكوه گشودند كه :
يا رسول الله ! گرسنه ايم
به مادرمان بگو قرص نانى به ما دهد، تا رفع گرسنگى نمائيم .
پيامبر صلى الله عليه و آله در همان حالت ، به فاطمه عليها السلام فرمود: دخترم ! به دو فرزندم طعام بده .
پاسخ شنيد:
حديث 188 :
قالت : ما فى بيتى شى ء الا بركه رسول الله صلى الله عليه و آله (338)
(در خانه ما چيزى به جز بركت وجود رسول خدا صلى الله عليه و آله وجود ندارد.(339))
ج - سپاس در تنگدستى
اسماء بنت عميس مى گويد: رسول خدا درب خانه فاطمه را كوبيد و فرمود: كجا هستند حسن و حسين من ؟
فاطمه زهرا عليها السلام فرمود:
حديث 189 :
قالت : اصبحنا و ليس فى بيتنا شى ء يذوقه ذائقتى و انا لنحمد الله تعالى
(صبح كرديم در حالى كه چيزى در خانه ما نيست تا رفع گرسنگى نماييم و ما در هر حال خداى بزرگ را سپاسگزاريم .(340)
د- درخواست از شوهر:
گاهى تهيدستى و گرسنگى آنچنان به فاطمه عليها السلام فشار مى آورد كه براى بچه دارى و تربيت فرزند ناچار به اميرالمؤ منين مى فرمود:
حديث 90 :1
قالت : يا على اذهب الى ابى فاتنا منه شيئا(341)
(على جان ! به خانه رسول خدا برو و چيزى جهت رفع گرسنگى از پدرم بطلب (342))
ه - شكوه ها با پدر:
حضرت زهرا عليها السلام مشكلات اقتصادى و سختيهاى بچه دارى را با صبر و بردبارى تحمل مى فرمود، و نزد كسى افشا نمى كرد، گاهى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مصرانه مى پرسيد:
چرا رنگ تو پريده است ؟ چرا رنگ فرزندانم حسن و حسين دگرگون شده است ؟
ناچار مى شد وضعيت زندگى را با پدر در ميان بگذارد و مى فرمود:
حديث 191 :
قالت : يا ابه ان لنا ثلاثا ما طعمنا و ان الحسن و الحسين اضطربا على من شده الجوع ثم رقدا كانهما فرخان منتوفان (343)
(پدر جان ! سه روز است كه غذا نخورده ايم و فرزندانم حسن و حسين از شدت گرسنگى بى تاب شده اند، هم اكنون مانند جوجه هاى پركنده از گرسنگى به خواب رفته اند(344)
پنجم : معجزات فاطمه عليها السلام
1- سخن گفتن در هنگام ولادت
حضرت زهرا عليها السلام هنگام ولادت ، چون بر روى زمين قرار گرفت ، لب به سخن باز كرد و به يگانگى خداى بزرگ و نبوت پدر و امامت شوهر و فرزندانش گواهى داد.
حديث 192 :
قالت : واشهد ان لا اله الا الله و ان ابى رسول الله سيد الانبياء و ان بعلى سيد الاوصياء و ولدى ساده الاسباط(345)
(شهادت مى دهم كه خدايى جز خداوند جهانيان نيست و همانا پدرم رسول خدا بزرگ پيامبران آسمانى است و شوهرم بزرگ امامان است و فرزندانم سادات و بزرگان امت اسلامى اند.(346))
2- درخواست نزول غذاى بهشتى
در يكى از روزهاى سخت زندگى كه گرسنگى بر خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله فشار آورد، حضرت فاطمه عليها السلام وضو گرفت و پس از خواندن دو ركعت نماز دست به دعا برداشت و عرض كرد:
قالت : يا الهى و سيدى هذا محمد نبيك و هذا على ابن عم نبيك الهى انزل علينا مائده من السماء كما انزلتها على بنى اسرائيل اكلوا منها و كفرو بها اللهم انزلها علينا فانا بها مومنون .(347)
(خدايا! سرورا! اين پيغمبر تو محمد صلى الله عليه و آله است و اين على (عليه السلام ) پسر عموى پيغمبر توست . اى خداى من ! مائده اى از آسمان برايشان بفرست ، چنانكه بر بنى اسرائيل فرستادى و آنان از آن غذا خوردند و ناسپاسى كردند، اى پروردگار من ! آن مائده را بر ما فرو فرست كه ما در قبال آن مومنانيم .)
ناگهان ظرفى از غذا و طعام بهشتى نازل شد كه بوى عطر آن منزل على (عليه السلام ) را معطر ساخت ، امام على (عليه السلام ) پرسيد:
انى لك هذا؟
اين غذاى عطر آگين از كجاست ؟
قالت : هو من عندالله .
فقال النبى صلى الله عليه و آله : الحمدلله الذى ارانى مثلها كمثل مريم كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم انى لك هذا؟ قالت هو من عند الله .(348)
فاطمه عليها السلام پاسخ داد: (از جانب پروردگار است )
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: حمد و ستايش خداوندى را كه دخترى بمن عطا فرمود، مانند حضرت مريم كه
((هرگاه زكرياى پيغمبر در محراب عبادت او حاضر مى شد، پيش او خوردنى مى يافت . مى گفت : اين ها از كجاست ؟ مريم جواب مى داد: از جانب پروردگار(349)))
در روزگار قحطى و گرسنگى ، اكثر مردم مدينه با مشكلات فراوانى زندگى مى كردند، و رسول گرامى اسلام سخت گرسنه بود، و شب و روز براى مساكين و فقرا تلاش مى كرد، و گاهى سنگ بر شكم مبارك مى بست ، تا درد گرسنگى قابل تحمل باشد.
در آن روزهاى سخت ، روزى درب خانه فاطمه را كوبيد و فرمود:
دخترم آيا چيزى در منزل دارى كه رفع گرسنگى نمايم ؟
حضرت زهرا عليها السلام پاسخ داد، نه پدرم :
رسول خدا بازگشت ، اما زهراى مطهر نتوانست تحمل كند و دست به دعا برداشت ، غذايى معطر و پاكيزه از بهشت نازل شد
تا چشمان فاطمه عليها 