ه است و اين گونه نبوده كه محلى باشد با چند درخت خرما، و توجهى به آن نشود، بلكه به اندازه اى وسيع و پر درآمد بوده كه مورد طمع قرار مى گرفته است.

و اينك شهادت تاريخ

1- ياقوت در معجم البلدان از آن تعبير به قريه مى كند و مى گويد: در آن نخلهاى زيادى بود.

[ معجم البلدان: 3/ 238. ]

2- بعد از آنكه عمر و ابوبكر كار خلافت را براى خود تمام كردند، نزد حضرت امير عليه السلام رفتند و از او درباره ى ماترك پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم سؤال كردند و از دو مورد با ذكر اسم سؤال شد كه خيبر و فدك بود [ مجمع الزوائد و منبع الفوائد: 9/ 39. ] و اين سؤال دلالت به ارزش مالى خيبر و فدك مى كند.

3- آنگاه كه ابوبكر رد فدك را نوشت عمر گفت: «با خرجها چه خواهى كرد [ سيره ى حلبيه: 3/ 488. ] و اين دلالت مى كند كه فدك حداقل گوشه اى از بودجه حكومت را تأمين مى كرده است.

4- ابوبكر در جواب حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گويد: «پيامبر آن را در جهاد مصرف مى كرد

[ شرح ابن ابى الحديد: 16/ 214، السقيفه و فدك: 102. ] و مالى كه براى تجهيز قوا باشد مال اندكى نخواهد بود.

5- معاويه فدك را بين يزيد و مروان و عمرو بن عثمان تقسيم كرد [ السقيفه و فدك: 103، شرح ابن ابى الحديد: 16. ] معلوم مى شود مال زيادى بوده است كه بين سه نفر تقسيم شد.

6- در زمان حكومت منصور، فرزندان امام حسن مجتبى عليه السلام، قيام كردند. منصور براى سخت گيرى بر آنها، دستور مصادره ى فدك را داد. روشن مى شود كه فدك مال زيادى بود كه به عنوان محاصره اقتصادى، آن را از فرزندان حضرت مى گيرند. [ وفا الوفاء: 3/ 999. ]

فدك از جهت سياسى نيز جايگاه رفيعى داشته است كه در مباحث آينده روشن خواهد شد. مالكيت فدك از نظر شرع

قبل از اين گفتيم بر اساس قراردادى، فدك جز بلاد مسلمانان شد، اما از نظر قانون اسلام؛ فدك و هر سرزمينى كه بدست مسلمانان فتح مى شود، مال چه كسى خواهد بود؟

سرزمينهايى كه فتح مى شدند به دو صورت بوده است، يا به قدرت نظامى و جنگ و خون ريزى فتح مى شدند كه «مفتوح العنوه» نام دارند، و يا خود اهالى پيشگام بودند و قبل از جنگ و خون ريزى حاضر به انعقاد قرارداد با مسلمانها مى شدند، كه «غير مفتوح العنوه» ناميده مى شود. اموال و سرزمينهايى كه با جنگ و لشكركشى بدست مى آمد، غنيمت ناميده مى شد و به موجب آيه شريفه ى: «واعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول و اليتامى و المساكين و ابن السبيل» [ بدانيد هر گونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و براى پيامبر، و براى ذى القربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است...» انفال: 41. ] ، يك پنجم آن مال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود، و حضرت رسول تا زمانى كه زنده بود غنيمت را همانگونه كه قرآن مى فرمايد تقسيم مى كرد.

طبرى با ذكر روايات مختلفى مى گويد: «هر گاه براى رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم غنيمت مى آوردند آنرا پنج قسمت مى كرد. چهار قسمت براى مجاهدان بود و از آن يك سهم ديگر، مشتى برمى داشت براى مصرف خانه كعبه و آن سهم اللَّه بود. باقيمانده را تقسيم مى كرد و سهمى براى خود و سهمى براى ذى القربى (خويشان) و سهمى براى يتيمان و سهمى هم، براى ابن سبيل قرار مى دادند [ جامع البيان طبرى: 10/ 4- 5. انسان الاشرف 1/ 516- 517. تهذيب 4/ 113. ]

اموالى كه بدون جنگ بدست مى آمد «فيى ء» ناميده مى شد و به موجب آيه ى «و ما افاء اللَّه على رسوله منهم فما او جفتم عليه من خيل و لاركاب ولكن اللَّه يسلط رسله على من يشاء واللَّه على كل شيى ء قدير»

[ «و آنچه خدا از آنان [يهود] به رسولش بازگردانده (و بخشيده) چيزى است كه شما براى به دست آوردن آن (زحمتى نكشيديد) نه اسبى تاختيد و نه شترى؛ ولى خداوند رسولان خود را بر هر كس بخواهد مسلط مى سازد؛ و خدا بر هر چيز توانا است!» حشر: 6. ]

بين مسلمانان تقسيم نمى شد بلكه مال پيامبر بود و تا زمانى كه پيامبر در قيد حيات بود، به همين روش عمل مى كردند و در ابتداء براى بعضى از مسلمانها جاى سؤال بود. و اقدى مى نويسد: عمر درباره ى اموال طائفه ى بنى نضير، از پيامبر سؤال كرد: «يا رسول اللَّه آيا غنائم را تخميس نمى كنيد؟» حضرت فرمود: «آنچه را كه خدا مخصوص من قرار داده است به ديگران نخواهم داد [ مغازى واقدى: 1/ 377. ]

فخر رازى درباره «فيى» مى گويد:

«صحابه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم خواستند «فيى ء» را بين آنها تقسيم كند، همانگونه كه غنائم را تقسيم مى نمود و لذا خداوند به واسطه نزول آياتى، فرق بين آن دو را اين گونه بيان نمود:

«براى غنيمت تحمل مشقت نموده ايد و بر مركب براى جهاد سوار شده ايد ولى براى «فيى ء» مشقتى نبوده، پس خداوند اختيار آن را به عهده پيامبر گذاشته، در هر موردى كه خواست مصرف نمايد [ تفسير كبير: 29/ 284. ] و بلاذرى در ذيل اين آيه مى نويسد :

«خداوند به مردم اعلام فرمود: كه «فيى» مخصوص رسول خدا هست و براى ديگران نمى باشد [ انساب الاشراف 1/ 518، به تهذيب 4/ 116 و كافى 1/ 618 مراجعه شود. ] فدك مخصوص پيامبر

بنابراين از آنجا كه فدك بدون جنگ بدست آمد، به موجب دستور الهى، مال پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم است.

فريقين در اين مورد اتفاق دارند، كه به چند نمونه از كلمات اهل سنت در ذيل اشاره خواهيم كرد:

ياقوت حموى مى نويسد: «فهى ممالم يوجف عليه بخيل و لا ركاب فكانت خالصه لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم [ معجم البلدان ماده فدك. ] .

فدك سرزمينى است كه مسلمانان براى فتح آن بر مركبى سوار نشده اند، پس مخصوص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرديد.

بلاذرى مى نويسد: «فكان نصف فدك خالصا لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم [ فتوح البلدان: 46. ] .

نصف فدك مخصوص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم گرديد.

ابن هشام مى نويسد: «فكانت فدك لرسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم خالصه لانه لم يوجف عليها بخيل و لا ركاب [ سيره ابن هشام: 3/ 301. ] .

فدك مخصوص پيامبر گرديد چون مسلمانان براى آن جنگ نكرده بودند.

ابن كثير مى نويسد: «كانت هذه الاموال لرسول اللَّه خاصه». همه ى «فيى» مخصوص پيامبر گرديد [ البدايه و النهايه: 3/ 231. ]

بخارى مى نويسد: «فان ذلك كله كان للنبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاصه».

همه ى «فيى» مخصوص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود [ سيره ى حلبى: 3/ 487. ]

پس در اينكه فدك مخصوص پيامبر بود، اشكال و شكى وجود نداشته و ندارد [ به مصادر زير مراجعه شود: كامل ابن اثير: 1/ 598. تفسير فرات كوفى: 1/ 222. تاريخ مدينه المنوره، عمر بن شبه المنيرى: 1/ 192، تاريخ طبرى: 3/ 15، 20 و كشاف 4/ 82. مجمع البيان 9/ 260. تبيان 9/ 564. الميزان 19/ 203. انساب الاشراف 1/ 519. ] و هر چيزى كه مال پيامبر است به موجب «الناس مسلطون على اموالهم»

[ مردم مى توانند در اموال خود هر تصرفى اعمال كنند. اگر چه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر اموال و انفس مؤمنان نيز اولويت در تصرف دارد. ]

حضرت مى تواند در آن هر تصرفى بفرمايد. ملكيت آن را به كسى واگذار كند، يا عوائد آن را به كسى ببخشد، يا در منافع عمومى مصرف نمايد