. فدك هديه به حضرت فاطمه

به روايات زيادى ثابت شده است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فدك را به حضرت زهرا عليهاالسلام هديه كرد.

در كتب تفسير و حديث اهل سنت، روايات مختلفى در اين باره نقل شده است و تصريح مى كنند كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فدك را به حضرت زهرا عليهاالسلام داد. اما به چگونگى آن اشاره اى نمى كنند.

از جمله كتب تفسير از اهل سنت كه به بررسى آيات نازل شده در مورد اهل بيت پرداخته است، شواهد التنزيل مى باشد [ مؤلف آن حاكم حسكانى از بزرگان اهل سنت، در قرن پنجم هجرى بوده است. ]، كه در ذيل آيه ى شريفه: (و آت ذاالقربى حقه) به طور يقينى، به هفت نقل و طريق، ثابت كرده است كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فدك را به حضرت زهرا عليهاالسلام، عطا كرده اند.

سند اين روايات را به ابى سعيد خدرى منتهى مى كند؛ به جز يك مورد كه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است [ شواهل التنزيل 1/ 339. ]

اما متن روايتى كه به هفت طريق نقل كرده اين است:

لما نزلت: «و آت ذاالقربى حقه» [ «و حق نزديكان را بپرداز» ] «دعا رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قاطمه عليهاالسلام فاعطاها فدكا [ چون آيه ى «آت ذاالقربى حقه» نازل شد پيامبر فاطمه را خواست و فدك را به او عطاء كرد» ] و حافظ ابى بكر هيثمى ذيل همين آيه مى نويسد: دعا رسول اللَّه فاطمه فاعطاها عدكا [ مجمع الطوائد و منبع الفوائد: 7/ 49. ]

سيوطى در درالمنثور سند روايت را به دو نفر منتهى مى كند، يكى به ابى سعيد و ديگرى به ابن عباس [ درالمنثور: 4/ 177. ]

از ابن عباس نقل مى كند: «آنگاه كه اين آيه نازل شد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه عليهاالسلام را خواست و فدك را براى او جدا كرد» [ كنزالعمال: 3/ 767. تفسير فرات الكوفى 1/ 239. ]

اما در نزد علماء شيعه بديهى و ضرورى است كه حضرت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم فدك را به حضرت فاطمه عليهاالسلام به دستور الهى عطا فرمود. [ تبيان: ج 8/ 253، مجمع البيان: 8/ 306، البرهان 3/ 264. تفسير شبر 388.الميزان: 16/ 189. ]

ما به يك روايت كه در كتب مختلف نقل شده اكتفا مى كنيم:

.. فانزل اللَّه على نبيه صلى اللَّه عليه و آله و سلم: «و آت ذاالقربى حقه» فلم يدر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم من هم، فراجع فى ذلك جبرئيل، و راجع جبرئيل عليه السلام ربه، فأوحى اللَّه اليه ان ادفع فدك الى فاطمه عليهاالسلام، فدعاها رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم فقال لها: يا فاطمه! ان اللَّه امرنى ان ادفع اليك فدك، قدقبلت يا رسول اللَّه من اللَّه و منك، فلم يزل و كلاؤها فيها حيوه رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم [ كافى: 1/ 622، تهذيب: 4/ 129، وسائل الشيعه، 6/ 366. ]

آنگاه كه آيه ى: (و آت ذاالقربى حقه) نازل شد، پيامبر از جبرئيل سؤال كرد: ذاالقربى كيست؟ جبرئيل از طرف پروردگار وحى نازل كرد: فدك را به حضرت زهرا عليهاالسلام هديه كن. حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه عليهاالسلام را خواست و فرمود: خدا به من امر كرده كه فدك را به تو بدهم. حضرت زهرا عليهاالسلام هديه را قبول كرد و تا زمانى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در قيد حيات بود، كارگزاران حضرت زهرا عليهاالسلام در آن مشغول كار بودند.

بعضى از مورخين نوشته اند [ مناقب ابن شهر آشوب: 1/ 142 باب ما ظهر معجزاته بعد وفاته. ]:

حضرت زهرا عليهاالسلام ابتداء عرضه داشت: «شما اُولى به من مى باشيد. تا زمانى كه شما هستيد، من در آن تصرف نخواهم كرد».

پيامبر فرمودند: «دوست ندارم بعد از من براى شما مشكل ايجاد كنند و آن را از شما بگيرند».

حضرت فاطمه عليهاالسلام عرضه داشت: «هر چه شما دستور مى فرماييد.

حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم مردم را در خانه دخترش جمع نموده و به آنها اعلام فرمود كه فدك مال فاطمه عليهاالسلام است و هر سال نيز به آنها اعلام مى كرد.

اينجا بود كه فاطمه عليهاالسلام اهالى فدك را به عنوان كارگزاران خود باقى گذاشت، ولى تمام امورات آن را به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله واگذار كرد. حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به بيست و چهار هزار دينار با اهالى فدك مقاطعه كرد كه هر سال تقديم حضرت مى نمودند. [ معجم البلدان ماده فدك، بحار: 29/ 166- البته بعضى منابع بيست هزار دينار نوشته اند. ] فدك بعد از پيامبر

در بررسى منابع اسلامى اولين كلامى كه درباره فدك بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به چشم مى خورد اين است:

عمر مى گويد: آنگاه كه پيامبر از دنيا رفت نزد اميرالمؤمنين عليه السلام رفتيم- حتما بعد از تمام كردن امر خلافت براى ابوبكر- و از ايشان درباره ى ماترك (اموال) پيامبر سؤال كرديم.

حضرت فرمود: اموال پيامبر براى ما خواهد بود.

گفتيم: خيبر چطور؟

فرمود: براى ماست.

گفتيم: فدك چگونه؟

فرمود: براى ما خواهد بود.

گفتيم اين امور محقق نخواهد شد مگر اينكه با قيچى گردنهاى ما را جدا كنى [ مجمع الزوائد: 9/ 40. ]

اين روايت را فقط اهل سنت نقل كرده اند و در كتب شيعه نديده ام، اما از آنجائى كه به لحاظ سير طبيعى، اين گفتگو قريب به ذهن است آن را ذكر نموده ام.

معمول كار هر سياستمدارى اين است كه منويات و مقاصد خود را بدون درگيرى بدست آورد، اينجا نيز شايد به اميد اينكه بتوانند نظر اميرالمؤمنين عليه السلام را جلب كنند به اين گفتگو نشسته اند، اما از اين طريق نتوانستند به مراد خود برسند و ناچار برنامه هاى ديگرى را طرح كردند كه عبارت بود از مصادره فدك. اخراج كارگزاران حضرت فاطمه از فدك

در كتب اهل سنت اگر چه تصريحى به اخراج كارگزاران حضرت از جانب ابوبكر نشده است، اما در بابهاى مختلف بدون توجه و عنايت به بحث فدك، اثبات كرده اند كه آن را گرفتند و كارگزاران حضرت را اخراج كردند.

در صواعق [ الصواعق المحرقه: 52، شرح نهج البلاغه ى ابن ابى الحديد: 16/ 219. الغدير 2/ 275. ] باب مدح شيخين مى گويد:

به زيد براى توهين به ابابكر گفتند: ابابكر از حضرت زهرا عليهاالسلام فدك را گرفت. او در جواب گفت: ابوبكر مرد مهربانى بوده است، من هم اگر بودم اين حكم را مى كردم. [ زيد پسر امام سجاد عليه السلام و برادر امام باقر عليه السلام از چهره هايى است كه برعليه امويان قيام كرد و در سال 121 قمرى به شهادت رسيد. اما نسبت اين كلام به زيد صحيح نيست. اهل سنت به خاطر تصحيح عمل خليفه از آنجائى كه زيد شخصيت انقلابى و برجسته اى بود اين نسبت را به او داده اند. ما از جهت تصريح اهل سنت در اين عبارت، به گرفتن فدك، آن را نقل كرديم. ] و جوهرى درباره گفتگوى سيد حميرى و كُميت اين گونه مى نويسد: سيد به كُميت گفت: «آيا تو اين شعر را گفته اى:


    انى احب اميرالمؤمنين و لا انى احب اميرالمؤمنين و لا

    ارضى بسب ابى بكر و لاعمرا ارضى بسب ابى بكر و لاعمرا

 

من اميرالمؤمنين را دوست دارم، ولى راضى به ناسزا گفتن به ابوبكر و عمر نيستم.


    و لا اقول اذا لم يعطيا فدكا و لا اقول اذا لم يعطيا فدكا

    بنت النبى و لا ميراثه كفرا بنت النبى و لا ميراثه كفرا

 

من نمى گو